خانه۱۴۰۴-۱۰-۱۷ ۲۲:۱۹:۰۵ +۰۰:۰۰

لیست علاقمندی‌های من در زندگی

شاید دانستن لیست علاقمندی‌های من برای کسی جذاب نباشد؛ اما من علاقمندی‌هایم را لیست می‌کنم و هر از گاهی نگاهی به آنها می‌اندازم تا شور زندگی را در خود زنده نگه دارم و فراموششان نکنم. لیست علاقمندی‌های من در زندگی  ۱. از اینکه هر روز کاری برای انجام دادن داشته باشم لذت می‌برم.( این کارها مجموعه‌ای از کارهای مربوط به داخل و بیرون از خانه می‌شوند) ۲. یکی از لذت‌بخش‌ترین وعده‌های [...]

شهریور ۲۰ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

بلدی خداحافظی کنی؟

من فکر می‌کنم یکی از کارهای جسورانه‌ای که یک فرد در زندگی می‌تواند انجام دهد، جسارت خداحافظی است. بلدی خداحافظی کنی؟ خداحافظی از یک دوست یا همکلاسی یا همسایه‌ای که سالها با او معاشرت داشتی و حالا فکر می‌کنی دیگر تمایلی به ارتباط نداری. خداحافظی از یک عادت، از یک سبک زندگی یا از یک رفتاری که در خودت نمی‌پسندی! خداحافظی از نسخه‌ی اکنونت و سعی در تغییر و تبدیل به [...]

مرداد ۲۶ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

آیا در جایگاه مادر، شنونده‌ی خوبی هستید؟

من شنونده‌ی خوبی هستم؛ حداقل در نود و نه درصد مواقع می‌توان گفت شنونده‌ی خوبی هستم. این را فرزندانم به من گفتند و از اینکه در اغلب مواقع کارها را رها می‌کنم و می نشینم کنارشان و به حرفهایشان گوش می‌دهم احساس رضایت دارند. من حتی کمی جلوتر هم رفته‌ام. یعنی به آنها پیشنهاد داده‌ام تمام رفتارم را زیر ذره‌بین بگذارند و هر جا ضعفی یا اشکالی می‌بینند گوشزد کنند. قطعا [...]

مرداد ۱۰ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

خودِ امروزم…

تصور کن! چشم باز می‌کنی و خودت را مقابل درِ آهنی بزرگی می‌بینی. گیج و منگی و نمی‌دانی دقیقا کجایی! اطرافت را نگاه می‌کنی و می‌چرخی و درست پشت سرت پُر از موانع و مسیرهای پرفراز و نشیب می‌بینی و تمام دشواریهایی که از سر گذرانده‌ای مثل فیلم از مقابل چشمانت می‌گذرند. تو از موانع عبور کرده‌ای! نگاهی به خودت می‌اندازی، از توی جیب آینه‌‌ی کوچکت را بیرون می‌آوری و مقابل [...]

تیر ۲۴ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

روزها در گذرند…

یک احساس می‌کنم دچار اضطراب پنهان شده‌ام! شاید هم قبلا داشته‌ام اما به وجودش آگاه نبودم. راستش این روزها به خیلی چیزها آگاه شده‌ام؛ خیلی چیزها! دو سپیده می‌‌پرسد: کمی از این روزها بگو! کجا رفتی، چه کردی؟!  و من با لبخند و مشتاقِ حرف‌زدن برایش از چند روزی تعریف می‌کنم که از تهران به پرند فرار کردیم و عکسهایی از توی گالری گوشی‌ام نشانش می‌دهم که در مراکز خرید و [...]

تیر ۲۰ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی, خودشناسی|بدون دیگاه

ارزشها و نوشتن

  ۱. گفتی ارزشها؟! راستی به نظر تو چه چیزهایی ارزش محسوب می‌شوند؟ فکر می‌کنم در مواجهه با ارزشها بهتر است سوالاتی از خود بپرسم: آیا ارزشها ازمن فردی آرام‌تر، موثرتر، شادتر، مسئول‌تر، صبورتر، همدل‌تر، توانمندتر و هدفمندتر ساخته؟ اگر ارزشهایت باعث شده؛ منزوی، منفور، افسرده، بدخلق، بی اعتماد، ترسو و خشمگین شوی، آنها ارزش نیستند، تفکراتی سُست هستند که فرد یا افراد بی‌‌اصالت و نادان به تو آموخته‌اند. هر چه [...]

تیر ۱۴ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

رشد، آموختن از رنج است.

وقتی خوب دقت می‌کنم متوجه می‌شوم آگاهی در زمان‌هایی نصیبم شده که شکستن، غم و بهم ریختگی را تجربه کرده‌ام، وقتی چالشی سر راهم سبزشده یا بایک تصمیم و انتخاب روبرو شده‌ام، به عمق زندگی شیرجه زده‌ام و به خود یادآوری کرده‌ام که نورِآگاهی از دلِ تاریکی‌ها آشکار می‌شود. مهارت‌های نرم همیشه به کارم آمده‌اند؛ حل مسئله، تصمیم‌گیری، هوش هیجانی، مدیریت استرس، مدیریت زمان و … با این حال هنوز اول [...]

تیر ۱۰ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

می‌گذرد…

  ۱. روی ساعد دست چپ عمویم یک کلمه خالکوبی شده بود: " می‌گذرد" این روزها که کشورم لحظه‌های پُر التهاب را زیر آتش و دود سپری می‌کند، در گوشه‌ای می‌نشینم، چشمانم را می‌بندم و در سکوت فقط گوش می‌دهم. تمرین‌های تنفس در کلاس یوگا به درد همین روزها می‌خورد! خانه در سکوت است. تنها صدای نفس‌هایم‌ را می‌شنوم، یاد خالکوبی روی دست عمویم می‌افتم: "می‌گذرد" ۲. اولین باری که کلمه‌ی [...]

تیر ۱ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

معنی آزادی چیست؟

معنی آزادی چیست؟ شاید اگر مریم در کانال تلگرامش درباره‌ی آزادی نمی‌نوشت، من هم با نگاهی موشکافانه آزادی را نمی‌شکافتم و به سرم نمی‌زد درباره آزادی بنویسم. مریم با جمله‌ای از مایا آنجلو متنش را آغاز کرده بود: " شما وقتی آزادید که درک کنید به هیچ جا وابسته نیستید شما متعلق به هر جایی هستید هزینه آن بالاست پاداش آن عظیم است." بنظرم واژه‌ی آزادی برای هر کسی معنای خاص [...]

خرداد ۱۷ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

رازهایی برای کل زندگی

رازهایی برای کل زندگی ۱. هر وقت احساس کردی مورد بی‌توجهی قرار گرفتی به تنهایی و خلوتت پناه ببر. بنویس، گریه کن، قدم بزن، به اطرافت دقیق‌تر نگاه کن، گوش بده، به خودت گوش بده، اما هیچ‌گاه خودت رو سرزنش نکن، از نقش قربانی بیرون بیا، روی مهارتهایت و علائقت کار کن، با افراد قوی و با اعتماد بنفس معاشرت کن. البته اعتمادبنفسی‌های واقعی، نه آنها که رفتارهای نمایشی دارند، لاف [...]

اردیبهشت ۱۶ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

سه بُرِش از زندگی

۱. از آخرین باری که با یک گروه ورزش کردم بیش از پنج سال می‌گذرد. از دوران پسا کرونا مدت کوتاهی باشگاه می‌رفتم ولی آنقدر منزوی شده بودم که در گوشه‌ای از سالن به تنهایی و با بی‌انگیزگی برنامه‌ی مربی را اجرا می‌کردم‌، آن وضعیت آنقدر نَچسب بود که سه ماه بعد رهایش کردم. وقفه‌ای یکسال‌و نیمه افتاد و امروز؛ امروز ۱۷ فروردین ۴۰۴ پس از پنج سال با جمع ورزش [...]

فروردین ۱۷ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی, محتوا|بدون دیگاه

روزهای درخشان در پیش‌رو

چندین سال است که روز اول فروردین لیستی از برنامه‌ها و کارهایی که باید در طول یکسال انجام دهم، می‌نویسم‌. سال گذشته کاغذ را به در کُمد چسباندم تا اهداف و برنامه‌هایم جلوی چشمم باشند. روزهای آخر اسفند کاغذ را از روی در کمد برداشتم و تمام یکسال مثل فیلم از جلوی چشمم گذشت. عجب سال پُرهیاهویی بود! فشارهای عصبی زیادی را تحمل کردم، چه شبهایی که با ترس و دلهره [...]

فروردین ۲ام, ۱۴۰۴|توسعه ی فردی|1 دیدگاه

چه آرامشی!

چه آرامشی! چه آرامشی در تاروپود روزهایم رخنه کرده! خدایا شکرت. دهها برنامه برای سال جدید دارم. حالم درخشان است. زندگی دریچه‌ای نو به رویم گشوده است؛ خدایا سپاسگزارم.

اسفند ۲۸ام, ۱۴۰۳|خودشناسی|دیدگاه‌ها برای چه آرامشی! بسته هستند

گزارشی از مافیای آزمونهای ösd در ایران

از آنجایی که شکایات زیادی از سمت زبان‌آموزان و افرادی که در مسیر مهاجرت هستند شنیده‌ام، تصمیم گرفتم این مطلب را درباره آزمونهای ösd (به‌ویژه سطحb1 به بالا) بنویسم تا عزیزانی که در مسیر مهاجرت به آلمان هستند با دید وسیع‌تری مرکز آزمون را انتخاب کنند.  طی سالهای اخیر تب و تاب مهاجرت افزایش یافته و روز به روز بر تعداد مدرس نماها و موسساتی که هدفشان فقط پُر کردن جیب‌شان [...]

اسفند ۱۳ام, ۱۴۰۳|یادداشت روز|دیدگاه‌ها برای گزارشی از مافیای آزمونهای ösd در ایران بسته هستند