قوانین زندگی من…
من قوانینی برای خودم طراحی کردهام و سعی میکنم آنها را در زندگی اجرا کنم. قوانین زندگی من که به خودم یادآوری میکنم. ۱. هر روز برای خواندن و همزمان تحلیلکردن وقت بگذار. ۲. هر روز مدتی هر چند کوتاه را در سکوت بگذران. (بدون موبایل، بدون خواندن و بدون نوشتن) ۳. جسارت داشته باش و محصولت را معرفی کن. ۴. تمرکزکردن را تمرین کن. ۵. عدهای نوشتهها و محتوای تو [...]
معرفی دورۀ کوچ_محتواگر
چند سالی است که از زمان ورود من به دنیای محتوا میگذرد، اگر امروز از من بپرسید چرا محتوا را انتخاب کردی، با اطمینان میگویم که ذات محتوا 《رشددهنده》 است و با استمرار در تولید محتوا افکار، شخصیت و قدرت نوشتن شما نیز رشد مییابد. تغییر نگرش و فراتر از خود رفتن نیز از دستاوردهاییست که با تمرکز و تداوم در مسیر به دست میآورید. امروز من، پس از گذر از [...]
من نیاز به یک همراه واقعی داشتم | وبینار سه سال تجربه منظم محتوا
گاهی از من میپرسند، چه شد که به محتوانویسی علاقمند شدی و آن را رها نکردی؟ چه شد که در این مسیر دوام آوردی؟ بگذارید همین ابتدا بگویم نوشتن به معجزه میماند وقتی مدام بنویسی، وقتی از هر رویداد و تجربه سوژهای برای نوشتن بیابی و با افکارت مسائل را تحلیل کنی، کمکم به خودت نزدیکتر میشوی. قلم پناهگاه میشود. چرا امروز در جایگاه یک《کوچ》 قرار گرفتهام؟ چون خودم بهشدت به [...]
سبک زندگی من …
گاهی با دیدن تصاویر اینستاگرامی و دغدغههای آدمها مکثی طولانی میکنم و بعد به سرعت نور دغدغههای خودم از ذهنم میگذرند. کمی پیشتر نیشخندی میزدم. میدیدم آدمها دغدغههایشان را استوری میکنند. بنظرم دغدغههای آنها مضحک و سطحی میآمد. امروز اما، نظر متفاوتی دارم. هر کسی با نیازهایش و سطح آگاهیاش در یک دورهی خاص دغدغهاش را انتخاب میکند. سبک زندگی من شاید برای دیگری خستهکننده، دلگیر و یکنواخت باشد. بدون هیچ [...]
آنچه میدانم … | امیل سیوران
آنچه میدانم، آنچه را که میخواهم ویرانمیکند. این جمله از امیل سیوران است. برداشت اول: خوب میدانم که گاهی احساسم بر منطقم غلبه میکند، میدانم باید عقب بایستم و تماشا کنم؛ باید فرصت دهم، فضا دهم تا آنچه را که میخواهم در زمان درست و به شکلی مطلوب به ثمر برسد. برداشت دوم: گاهی گمان میکنم که میدانم و میخواهم به آنچه قلبم میگوید، دست یابم. گاهی فکر میکنیم که میدانیم [...]
نامهای به پدرم
این سطرها را یک قطرۀ بیکران مینویسد. قطرهای که دارد یاد میگیرد زندگی را به گونهای دیگر تجربه کند. پدرم، نگرانم نباش! این مدل زندگی را خودم انتخاب کردم، انتخابی کاملا آگاهانه. در دنیایی که همه چشمشان را به زندگی دیگری دوختهاند تا مبادا از قافله عقب بمانند، دنیای ژستهای کپیشده، رقابتهای تهوعآور، خوشیهای قلابی، تلافی کردن و حق دیگران را کف دستشان گذاشتن! نه، در این دنیا خبری از " [...]
فردا روشن است.
احتمالا این جملهها را بسیار شنیدهاید و یا تصاویری از آنها که به صورت عکس نوشته و ویدیوهای کوتاه در فضای مجازی منتشر شده، به تکرار دیدهاید. این جملهها: _ زندگی شما میانگین ارتباط با پنج نفری است که بیشترین وقت خود را با آنها میگذرانید. یا _ کارهایی که الان انجام میدهید مشخص میکند که پنج سال بعد کجا هستید. اغلب افراد به سادگی از این جملهها رد میشوند یا چند [...]
وقتی تبدیل به ماشینِ 《آموزشدیدن》 میشوی!
یک جمله شنیدهایم " اگر میخواهی رشد کنی، از یادگیری غافل نشو" سر نخ این جمله را گرفتهایم و در به در از این کلاس به آن کلاس و از این دوره به آن دوره در رفت و آمدیم، دقیقا چه کار میکنیم؟ آیا آنقدر که آموزش میبینیم خروجی هم داریم؟ میدانی که آموزش دیدن با یادگیری فرق دارد. کمی پیش روی این موضوع دقیق شدم. دیدم بعضیها کارشان شده ثبتنام [...]
اگر آرامش و شادی بیشتری میخواهی مسیر سختتر را انتخاب کن!
میگوید: از اینکه مسیر پُرچالشی را انتخاب کردهام از خودم و انتخابم راضیام. قبل از این به دنبال مسیرهایی بودم که افراد زیادی تجربه کردهاند، مسیرهای آشنا و برنامهریزی شده، بدون نیاز به چالشهایی که تمام توان ذهنی و فیزیکیام را دربر میگرفت. این مسیرها هموارترند زیرا بارها تجربه شده و آشناست. دشواری در مسیرهای ناآشناست و البته رشدشخصی نیز در مسیرهای ناآشنا و سخت رقم میخورد. سپس ادامه داد: من [...]
روزنوشتهای من (۶)| لحظهی سادهی زندگی
در سکوتی سَبُک در حاشیهی باغ قدمزنان خاطره میساختیم. دو جادهی باریک و طولانی به موازات هم از کنار ما رد میشدند. مه غلیظی نردههای چوبی را تا نیمه پوشانده بود. چشمانم را بستم تا سکوتِ فضا مرا به خلسه بکشاند. "او" با نفسهای عمیقش عمدا" خدشهای به روح سکوت میانداخت و با سماجت اصواتی را از گلویش خارج میکرد. سپس با شیطنت زیر چشمی مرا میپایید و لبخندی زیرکانه میزد [...]
خواهان چه چیزی هستی؟
کسانی هستند که میآیند و برایم از علاقهمندیهایشان حرف میزنند. از اینکه میخواهند کاری کنند یا هدفی را دنبال کنند. این اشتیاق سوزان(!) برای عدهای فقط در حد حرف باقی میماند. مثلا میگویند: دوست دارم شعرهای زیبا بنویسم. دوست دارم در هنر قلاببافی آنقدر خاص شوم که زبانزد شوم. دوست دارم تبدیل به یک داستان نویس حرفهای شوم که خیلیها برای یکساعت آموزش من کلی پول به پایم بریزند. و من [...]
با تغییر ذهن زندگی متفاوتی را تجربه کن!
جملهای هست از انیشتین که گفته: شما نمیتوانید با همان ذهنیتی که مشکل را به وجود آورده، آن مشکل را حل کنید. راههای قدیمی، رفتارهای تکراری و ذهنیتی که سالها همچون حصاری به دور ما پیچیده، ما را به نتایج جدید و متفاوت نمیرساند. اگر میخواهید به دستاوردهای نو و شگفتی برسید ذهنتان را تغییر دهید، سپس زندگی به طرز معجزه آسایی تغییر میکند. تغییر ذهنیت با انتخابِ تو آغاز میشود، [...]
چگونه الهامبخش باشیم ؟
به من میگویند نوشتن و تولید محتوا درآمد چندانی ندارد چرا به آن چسبیدهای؟! همیشه این مدل پرسشها از طرف کسانی مطرح میشود که نگاه سطحی به همه چیز دارند و موفقیت فرد را با میزان درآمدش میسنجند. موفقیت تعریف آشکاری ندارد و برای هر کس متفاوت است. گاهی در گذر زمان مفهوم موفقیت برای ما تغییر میکند. آنچه دو سال پیش موفقیت محسوب میشد شاید امروز برایمان بیارزش باشد. موفقیت [...]
روز نوشتهای من (۵)| از دستاوردهایم نوشتهام.
شاید برای عدهای نوشتن از دستاوردها ساده نباشد. شاید فکر کنند دستاورد باید آنقدر خاص و بزرگ باشد که همهی نگاهها به سمت ما بچرخد و دهان همه از تعجب باز بماند! به دنبال چه چیزی هستید؟ چه چیزهایی برای شما دستاورد محسوب میشود؟ وقتی از دستاوردهایم میگویم هیجانی خفیف را در قلبم حس میکنم؛ دستاوردهای من ممکن است برای دیگری هیچ ارزشی نداشته باشد؛ شاید با تمسخر از کنار دستاوردهایم [...]