این روزها را باید نوشت…
این روزها را باید نوشت. باید نوشت تا در حافظهام ثبت شود. شاید سالها بعد جزئیترین رویدادها را فراموش کنم. مینویسم تا فراموش نکنم. گاهی احساس حماقت میکنم، احساس هیچبودن. به نظرم باید برگردم و تمام کتابهایی را که تا الان خواندهام دوباره بخوانم. من نیاز دارم دوباره بیاموزم. احساس میکنم در جادهای پرپیچ و خم و طولانی هستم. جادهای که سالهاست در حال پیمودنم. ندایی میرسد که اشتباه آمدهای دوباره [...]
نوشتن را دوست دارم…
نوشتن را دوست دارم حتا زمانی که غمگینم و دست و دلم به نوشتن نمیرود! روزهایی هست که دلم میخواهد قلمم صفحات سپید کاغذ را در نوردد؛ پیش برود و واژهها را مشت مشت روی خطوط بریزد، اما... سرم حفرهای خالیست. نمیدانی چه حس مزخرفی است، وقتی چیزی برای گفتن نداری اما حس میکنی باید بنویسی! نوشتن را دوست دارم چون باعث میشود بهتر فکر کنم. من آن نوشتنی را دوست [...]
آیا از خودتان پرسیدهاید، من کی هستم؟
من کی هستم؟ شاید در ابتدا سوال سادهای به نظر بیاید. کافیست چند دقیقهای روی سوال تمرکز کنید، اگر واقع بین باشید، اگر در خلوت خود نقاب را برداشته باشید شاید بتوانید کمی انصاف به خرج داده و به سوال پاسخ دهید. من کی هستم شامل چه چیزهایی نمیشود؟ من کی هستم شامل شغلتان، اسم و اعتبار خانوادهتان، محل زندگیتان، درآمدتان، مدرک تحصیلیتان، مهارتهایتان، دستاوردهایتان علائقتان و عادتهایتان نمیشود. وقتی از [...]
روزنوشتهای من (۱۰)_ لحظههای سادهی زندگی
امروز در جلسهای که با زهرا داشتم از حواس پنجگانه گفتم. داستان قابپنجره را برایش خواندم و اثرات حواس پنجگانه در نوشتن را شرح دادم. ساعتی بعد تمرینش را فرستاد. خیلی خوب و کامل فضای روی بالکن و قهوهی عصرانهاش را توصیف کرده بود. زندگی همین لحظات ساده است که ما خلاقانه توصیفش میکنیم و به شکل تمرین روزانه مینویسیم، گاهی ثبتش میکنیم و گاهی نه، مهم بودن و ماندن در [...]
روزنوشتهای من (۹)_ برای داشتنت خدا را شاکرم.
چیزهایی در زندگی هست که شاید کمتر مورد توجه قرار میگیرند. ما عادت کرده ایم فقط به مسائلی توجه و عکسالعمل نشان دهیم که آرامش و آسایش ما را به خطر میاندازند. اما چیزها، افراد و شرایطی که احساس آرامش، دوستداشتن ، دوستداشتهشدن و آسودگی را در ما به وجود میآورند، یا سرسری از کنار آنها رد میشویم و یا آنقدر در حاشیهی زندگی میمانند که به فراموشی سپرده میشوند. من [...]
وقتی خودت را تحلیل نمیکنی از دست میروی!
همهی ما تحلیلگران خوبی هستیم. خوب بلدیم رفتار، انگیزهی پشت حرفها و رفتارها، سکوت آدمها و خیلی موارد دیگر در روابطمان را تحلیل کنیم و معمولا به نتایجی هم میرسیم. درست یا اشتباهبودن نتایج مهم نیست مهم تحلیلکردن و قضاوتهای ما درباره دیگران است. آیا همین قدر که برای تحلیل رفتار دیگران زمان و انرژی میگذاریم، برای شناخت و چرایی رفتار و حرفهای خود نیز حساسیت به خرج میدهیم؟ آیا ما [...]
قدرت در رهاکردن است.
جملهای است از هرمان هسه که گفته: برخی از ما فکر میکنیم دوامآوردن قویترمان میکند اما گاهی قدرت در رهاکردن است. چرا رهاکردن برای عدهی بیشماری سخت و دوراز ذهن است؟ اینطور به نظر میرسد که رهاکردن به منزلهی بریدن و قطعشدن پیوند ما با فرد، عادت و یا رویداد و مکانی است. شاید برخی رهاکردن را به منزلهی از دستدادن میدانند. رهاکردن شاید در ابتدا دشوار و در مواردی ناممکن [...]
تعریف موفقیت از نظر شما چیست؟
هر کسی میتواند با توجه به تجربیات، سبک زندگی و نگرش خود موفقیت را تعریف کند. در ادامه من چیزهایی که برایم ارزش به حساب میآیند و موفقیت محسوب میشوند، نوشتهام. موفقیت از نظر من یعنی، صبح که بیدار میشوم حداقل دو ایده برای نوشتن و پیشرفت در زندگی در سرم دارم. موفقیت از نظر من یعنی، دقایقی که شبها با خانوادهام در کنار هم مینشینیم و دربارهی تغییر نگرشمان، درک [...]
رابطهی امید، اراده و مثبتاندیشی
وقتی بحث مثبتاندیشی به میان میآید عدهای فکر میکنند مثبتاندیشی یعنی انکار مشکلات، چالشها و سختیهای زندگی و فریبدادن خود. آنها فکر میکنند مثبتاندیشان افرادی خوشخیال هستند که مثل کبک سرشان را زیر برف کردهاند و چشم را روی واقعیتها بستهاند. مثبتاندیشی ندیدن دشواریها، کمبودها و بیعدالتیها نیست. مثبتاندیشی یعنی من واقعیتها را میبینم، اما ترجیح میدهم بر وجه مثبت زندگی تمرکز کنم. اتفاقن هر قدر نگرش مثبتتری به زندگی و [...]
روزنوشتهای من (۸)_ فراتر از خود رفتن
پس از نوشتن و مطالعهی بسیار و کاوش در جهان درونم گمان میکردم حالا که به جام بلورین《خودشکوفایی》نزدیک شدهام با گامهایی قویتر، ثابتقدم و مشتاق به سوی قله پیش میروم. در حالی که فانوسی در دست داشتم تا مسیرم را روشن کند، حقیقتی درخشان مقابلم قدعلم کرد. حقیقتی که سراپا نور بود و دنیای مرا بیش از پیش روشن کرد. آنجا بود که حس کردم خالیام! هیچ چیز نمیدانم! سایهای از [...]
تمرکز ضریب هوش امروز است.
بنجامین هاردی در کتاب چگونه آیندهی مطلوب خود را بسازید تمرکز را ضریب هوش امروز میداند. به نظر من این روزها شمار افرادی که میتوانند بر یک کار مشخص در زمانی مشخص تمرکز کنند، بسیار کم است. احتمالن به همین دلیل است که هاردی داشتن تمرکز را دلیلی برای ضریب هوشی بالا میداند. در گفتگوها و جلساتی که با افراد محتوانویس دارم متوجه میشوم که اغلب در تمرکز مشکل دارند. مشکل [...]
روز نوشتهای من (۷) | دوباره بنویس!
یک گاهی از عملکرد خودم راضی نیستم. احساس میکنم برخی گفتگوها مرا از خودم و برنامههایم دور میکند. به خودم میگویم: 《امروز به خاکی زدی، حواست باشد.》 اینطور مواقع مینویسم. اگر هالهای از تردید ذهنم را پوشانده باشد باز هم مینویسم؛ آنقدر مینویسم که همه چیز برایم شفاف شود. دو امشب کار مزخرفی انجام دادم. خودم را با یکنفر مقایسه کردم. مقایسه، حتا اگر به اندازهی یک فکر کوتاهِ گذرا باشد، [...]
خودت را چگونه میبینی؟
خودت را چگونه میبینی؟ به پرسش بالا دقت کنید. شاید فکر کنید باید بطور دقیق ظاهر و خصوصیات اخلاقی و رفتاری خود را بیان کنید! نه، دوباره میپرسم. خودت را چگونه میبینی؟ _آیا فرد قابل اعتمادی هستی؟ آیا دیگران میتوانند با خیال راحت به تو اعتماد کنند؟ _مهمترین شخص زندگیتو کیست؟ رابطهات با او چگونه است؟ _ دوباره میپرسم، خودت را چگونه میبینی؟آیا چیزی در تو هست که باید آن را [...]
تعهد و تداوم چگونه ما را به موفقیت میرساند؟
موفقیت، مجموعهای از تلاشهای کوچک است که هر روز و هر روز تکرار شدهاند. “روبرت کالیر” جملهی بالا بارها به شکلهای مختلف نوشته و بیان شده. بنظر می آید جملات تکراری اثرِ مطلوب خود را از دست دادهاند. البته بستگی دارد چگونه تفسیر شوند. بگذارید از خودم شروع کنم. روزهای اول وبلاگ نویسی به تنها چیزی که فکر نمیکردم نتیجهی کار و 《موفقیت》 بود. راستش اصلا فکر نمیکردم روزی نوشتههایم در [...]