روزنوشتهای من (۴)| تمرین صبر
به جرئت میگویم یکی از نقاط ضعفم در زندگی صبورنبودن بود. این که با فعل 《بود》 جملهی بالا را نوشتم به این دلیل است که این روزها با یک مربی صبوری را تمرین میکنم. (صبورنبودن مربوط به گذشتهام بود) مربیام طرز نگاهم را به زندگی و اطرافم تغییر داده است. هر روز ساعتی روبروی هم مینشینیم و با هم گفتگو میکنیم. او فوقالعاده است. من هزینههای زیادی برای صبورنبودن پرداختهام. هزینههایی که [...]
واقعیت دریافت ما از حقیقت است.
واقعیت دریافت ما از حقیقت است. اولین بار این جمله را از دکتر علی بابایی شنیدم. شاید افرادی که در مسیر آگاهی و خودشناسی قرار دارند بهتر این جمله را درک کنند. مثلا دربارهی یک مسئله یا اتفاقی که با آن مواجه شدهاید در اثر گذشت زمان دریافتتان و تصورتان از واقعیت تغییر کرده است. پس از مدتی حقیقت را جور دیگری دریافت میکنید. افکار سابق شما در مقایسه با اکنون، [...]
منِ دیروز و منِ امروز…
دیروز فکر میکردم باید دست دیگران را بگیرم و به هر کسی که جلویم سبز شد کمک کنم؛ امروز یادگرفتهام به اولین کسی که باید کمک کنم و ناجیاش شوم، خودم هستم. دیروز اگر در جایی مخالفت خود را ابراز میکردم و متفاوت فکر میکردم، نتیجهاش سرزنشها و دورشدنها بود. سپس تردیدی ابعاد ذهنم را دربر میگرفت. امروز از متفاوت فکرکردن و شبیه جمع نبودن لذت میبرم. اگر دیگران به هر [...]
نوشتن چه تاثیری بر نگرش دارد؟ | تجربهنگاری
تقریبا همهی کسانی که نوشتن را به شکل حرفهای دنبال میکنند خوب میدانند که تصوراتشان دربارهی نوشتن از شروع تا گذر از چند دهه تغییرات شگرفی را تجربه میکند.
عشق یا احترام | دوام یک رابطه
شاید این جمله برایتان آشنا باشد که برای شروع و دوام یک رابطه "عشق" کافیست. هر روز در صفحات اینستاگرام جملات و عکسنوشتههای بیارزش، عشق را با تصورات محدودشان معنی میکنند و به اشتراک میگذارند. افرادی که با نوشتههای سانتیمانتال سعی در جذب فالور دارند و اتفافا موفق هم میشوند. جملاتی که احساس در آنها پُررنگ است و خبری از تفکر نیست! گویا کلمات سطحی طرفداران بیشتری دارند. گواه این نظرم، [...]
آیا از مدرک به درک رسیدهای؟
حسین طاهری مستر کسب و کار، نوشت: 《 مدرک به دَرَک. به درک برسیم (م) مدرک را بگذاریم کنار.》 به دنبال انتشار این پست عدهی بیشماری از آقایان و خانمهای مدرک گرفته رگ گردنشان ورم کرد و پاسخهای تندی نوشتند. اغلب آنها نشان "dr" جلوی اسمشان داشتند! یکنفر هم که نمیدانم چه مدرکی(!) داشت حسین طاهری را شیاد خواند. چرا مدرک گرفتههای تحصیلکرده(!) فقط یکبار سرسری این جمله را خواندند و [...]
وقتی مرگ به سراغم میآید …
من عادت دارم دقایقی از روز را در سکوت بگذرانم. بدون موبایل، رها در سبُکی لذتبخش آرامش خانه. امروز در سکوتم به این فکر میکردم که وقتی مرگ آغوشش را به رویم بگشاید، من در چه وضعیتی هستم؟ شاید خواب باشم یا در حال پیادهروی در یک خیابان سبز، طولانی و سربالایی! شاید در سفر باشم یا روی کاناپهی خانهام لمیده! ممکن است در حال رانندگی باشم یا مشغول تایپکردن پشت [...]
چگونه تمرکز از ما فرد خلاقتری میسازد؟
بارها با افرادی برخورد کردهام که میپرسند: چرا نمیتوانم در یک مهارت یا فعالیتی که اتفاقا به آن علاقه دارم، پیشرفت کنم. یک مدت کار را انجام میدهم و بعد رهایش میکنم؛ وقتی رها شد احساس بدی دارم، اعتمادبنفسم را از دست میدهم و به دنبال آن خود را با دیگرانی که هم مسیرم بودهاند مقایسه میکنم و احساس ناکافیبودن وجودم را پُر میکند و این حس در جنبههای دیگر زندگیام [...]
در محتوا اصالت حرف اول را میزند.
چند روز پیش هشتگ توسعهفردی را در اینستاگرام دنبال کردم؛ به امید اینکه پستهایی ببینم یا با افراد جدیدی آشنا شوم. فکر میکردم باید با محتوای افرادی که در این حوزه کار میکنند بیشتر آشنا شوم.ولع یادگیری اجازه نمیدهد بنشینم و نگاه کنم. ترجیح میدهم در این زمینه بیشتر و بیشتر یاد بگیرم. *********** به سه روز نکشیده هشتگ را آنفالو کردم! شاید بپرسید چرا؟ قبل از اینکه به [...]
تو اقیانوس هستی یا برکه ؟
میگفت: اقیانوس شو! دیدی وقتی کشتیای به آن عظمت در اقیانوس به حرکت در میآید، در آن تغییری اتفاق نمیافتد. اما برکه را نگاه کن، سنگی در آن بینداز، متلاطم میشود. پس اقیانوس شو! با خودم فکر میکنم، اقیانوس شدن آسان است؟ بعد میگویم:《نه اصلا، باید سالها تلخی برکهبودن را چشیده باشی، باید دردِ کوچکبودن را درک کرده باشی تا تبدیل به اقیانوس شوی.》 تمرکز بر هدفم به من بینش [...]
خوشبختی کجاست؟
خوشبختی، واژهای که همهی آدمها در طول زندگی در جستجوی آن هستند و گاهی تعریفهایی نیز برای خوشبختی دارند. اغلب آدمها چیزی را که دارند نمیخواهند و در تلاش و حسرت برای به دست آوردن چیزی هستند که ندارند. برای همین است که جهان درونشان پُرتلاطم و بیقرار است. و به دنبال این بیقراری و ناآرامی در روابطشان تنش و جنجال را تجربه میکنند. در واقع این جنجال را خودشان درست [...]
مهمترین عامل تمایز از نظر شما چیست؟
فکر میکنید چه ویژگیهای در رفتار و شخصیت آدمها باعث تمایز آنها میشود؟ ظاهرفرد، اعتمادبنفس و کلام او، مهربانی یا خوشرو بودن، همدلی، صداقت و ... این ویژگیها میتوانند افرادی را به سمت ما سوق بدهند؛ آیا داشتن این ویژگیها میتوانند ما را برای همیشه متمایز نگه دارند؟ فکر میکنم تلاش برای متمایز شدن بیهوده است. اصلا چرا باید کارهایی انجام دهیم که متمایز باشیم؟ در دنیای حواسپرتی و پُرسرعت امروز [...]
روزنوشتهای من (۳) | کتابخوان حرفهای
نگاهی به قفسهی کتابخانهام میاندازم. چندین جلد کتاب دارم که تا نیمه خواندهام. مغزم میگوید: یکی از همینها که تا نیمه خواندهای بردار و بخوان! اما دلم چیز دیگری میگوید: هوسکردهام یک رمان یا زندگینامه بخوانم. شبیه کسی شدهام که احساس گرسنگی میکند، درِ یخچال را باز میکند، چیزهایی هست که میتواند بخورد و سیر شود اما دلش هوای غذای خاصی کرده! بله، روح من هوس یک غذای خاص کرده! میدانی! [...]
محتوایی خردمندانه بنویس!
تا بحال با تمام وجود یکجا، در یک نقطه بودهای؟! منظورم این است که تنها، بدون همصحبتی با کسی، بدون گوشی همراه، بدون افکار مختلف و مزاحم، با تمام وجود در لحظهای که در آن حضور داشتهای، با دقت به سکوت گوش سپردهای؟ آیا تا به حال در سکوت صدای نفسهایت را شنیدهای؟ جایی که هیچ صدایی به جز صدای دم و بازدمت به گوشت نمیرسد. لحظهای که ذهنت خالیِ خالی [...]