توسعه ی فردی دلنوشته

من یک زنم …

من یک زنم ؛زنی که سعی می کند همیشه لبخند بزند، زنی که دوست ندارد پاسخ نامهربانی را با نامهربانی بدهد. زنی که در شرایط سخت و بحرانی زندگی به بقیه می گوید :”نگران نباشید درست می شود.” زنی که […]

دلنوشته یادداشت روز

کلمات را برای اهلش خرج کنید.

حس میکنم یخ زده ام، احساس سنگینی می کنم ، گویی وزنه ای به من آویزان است. بی انگیزگی و نا امیدی بر روحم چنگ انداخته. دفترهای روز نوشته هایم را یکی یکی باز می کنم از هر کدام چند […]

دلنوشته نامه ها

ببخش این روزها فکرم حسابی درگیر است|برای همسرم

ببخش این روزها فکرم حسابی درگیراست؛ در میان توده ی کتابها محصورشده ام ،می خوانم و می نویسم  ، دست خودم نیست، حس غریبی همواره با من است ،حس نادانی .می ترسم از کج فهمی می ترسم .خواندن و نوشتن […]

دلنوشته نامه ها

نامه ای که هیچوقت به دستش نرسید

سخت ترین درس درکلاس نویسندگی وقتی بود که استاد ازما خواست نامه بنویسیم . بقیه را نمی دانم اما من همیشه از نامه نوشتن فرارمی کردم. شاید به این خاطر بود که از نامه نوشتن خاطرۀ خوبی نداشتم.اولین نامۀ زندگی […]

دلنوشته شعر و شاعر

شعرخواب ماه

پیش تر ها رابطۀ بهتری با شعر داشتم ، گاهی اتفاقاتی می افتد و ما در انتخاب های خود تردید می کنیم . شعر خواب ماه را حدود سه سال پیش نوشتم . امروز تصمیم گرفتم با اندکی بازنویسی آن […]

دلنوشته

آیا تنهایی تورا از خویش دور کرده است؟

بی روح بودم و دلخون. روی زمین نبودم. در آسمان هم نبودم.من جایی میان زمین و آسمان در تهوعی شیرین دست و پا می زدم. جسمی بودم بدون روح؛همچون رباتی که برنامه ریزی شده باشد. بی توجه وبی عشق با […]