نوشتن هیچگاه تکراری نمیشود
برای کسی که هر روز مینویسد، نوشتن هیچگاه تکراری نمیشود. راستی چرا برای ما که نوشتن تکهای از زندگیمان است، اینکار تکراری نمیشود؟ چرا از نوشتن خسته نمیشویم؟ وقتی هر روز بنویسی در میان آزادنویسیها گاهی به تکرار میافتیم، بارها پیش آمده که از جملات یا کلمههای تکراری میان تمرینهای آزادنویسی استفاده میکنم، جملهها تکراری میشوند اما " نوشتن" هیچگاه تکراری نمیشود! امروز با خودم فکر میکردم، چرا مسیری را که [...]
نگاهی متفاوت به روزمرگی
امروز پس از ماهها به بازار نزدیک خانه رفتم. هوا کمی سرد بود و آفتاب بیرمقی سعی میکرد پردۀ سیاه ابرها را کنار بزند و خود را نمایان کند. این روزها ساعتهای زیادی در خانه مشغول کلاسهای مجازی دخترم هستم و پا به پای او در همه کلاسها شرکت میکنم و حواسم هست چیزی از زیر نگاهم رد نشود،امروز نکتهای توجهم را جلب کرد. روزهایی که بیشتر میخوابم یا صبحها دیرتر [...]
یک روز سردِ زمستانی و تجلی آگاهی
امروز صبح از خانه بیرون رفتم. هوا سرد و زمستانی بود.قشنگ میشد حال و هوای زمستان را حس کرد. ساعاتی قبل باران باریده بود و از میان پارک و فضای سبز که عبور میکردی، بوی تازگی و طراوات طبیعت به مشاممیسید. زمستان و طراوات؟ طراوات که مخصوص بهار است! اما من طراوات را حس میکردم. در میان قدم زدنهایم به ماهها پیش فکر میکردم. به آن روزها که هنوز به این [...]
نشر و تکرار ایدهها و باورها
اگر در نشر و تکرار ایدهها و باورهایت سرسختی و استقامت به خرج میدهی در نهایت مخاطبان درجهیک خودت را پیدا میکنی. شاهین کلانتری روزهای اول که وبلاگ نویسی را شروع کردم، نوشتههایم هدف خاصی را دنبال نمیکردند. من طبق برنامه وقانونی که برای خودم درنظر گرفته بودم، هر روز مینوشتم. بعدها که کارمحتوا برایم جدیتر شد یادگیریام را گسترش دادم کمکم به موضوع عزتنفس رسیدم و تمرکز روی این حوزه [...]
تلاش مستمر ، خلاقیت و احساس ارزشمندی
سه ماه از تلاش مستمر گروه فعالان میگذرد؛ همیشه فکر میکردم، وقتی خودم را درگیر کارهای مختلفی کنم انرژیام کمتر میشود و زمانی برایم نمیماند که بنویسم و بخوانم. برای من خواندن و نوشتن از عادتهای مهم و ضروری زندگیام است. وقتی به گروه تلگرامی فعالان وارد شدم تصمیم داشتم فقط یکماه در آن گروه بمانم. فکر میکردم، اگر یکماه برای نوشتن و کار روی سایت با دوستان همراه شوم، کافیست. [...]
ارزش تلاش دو برابرِ استعداد است.
وقتی مشاور مدرسه به سارا گفت که نمیتواند رشتۀ حسابداری را انتخاب کند و رویای رفتن به این رشته را باید از سرش خارج کند، انگار یک سطل آب یخ روی سر سارا ریختند. مشاور گفته بود: تو در این زمینه بیاستعداد هستی و باید رشتۀ دیگری را انتخاب کنی. در آن آزمون 30 نفر شرکت کرده بودند. این آزمون به نام آزمون استعدادیابی برگزار شده بود، هر کدام از آن [...]
آگاهی و هوشیاری در برابر رویدادهای تکراری
وقتی صحبت از خود آگاهی میشود، منظور اینست که در لحظه حضور داشته باشیم و زندگی، رویدادها و شرایطی که با آن روبرو میشویم را تمام و کمال درک کنیم . وقتی با تنشها و مشکلات تکراری روبرو میشویم، وقتی ما همیشه نقش ثابتی داریم و فرد مقابلمان تغییر میکند و هر بار آسیبهای مختلفی میبینیم، یعنی نیاز به بازنگری در رفتار و روحیات خود داریم. من یاد گرفتهام در موقعیتهایی [...]
کنترل ذهن، کنترل رفتار | سبکزندگی
بیش از یکماه است که تصمیم گرفتهام تغییراتی در عادتها و سبک غذا خوردنم بدهم؛ با یک رژیم غذایی که به صورت اینترنتی گرفتم، شروع کردم. یکی دو روز اول سخت بود، سردرد و ضعف و هر از گاهی گرسنگی را تجربه کردم. باید غذاها را اندازه میگرفتم. ترازو نداشتم و تخمین میزان مصرفی غذاها آسان نبود. با سرچ کردن و پرس و جو توانستم مقدار بعضی مواد غذایی که باید [...]
پایبندی به ارزشها و باورها | ساختن عزتنفس
در یادداشتهای قبلی سایت بارها، دربارۀ ارزشها نوشتهام. ارزشهای ما همان چیزهایی هستند که ما به آنها معتقدیم و باور داریم. باور به ارزشها آنقدر باید در ما قوی باشد که هیچ چیز و هیچکس نتواند لرزهای بر ستون ارزشهایمان بیندازد. ما زمانی انسجام و یکپارچگی را در خود و زندگیمان حس میکنیم که رفتار، عادتها، حرفها و عملکردمان مطابق با ارزشهایمان باشد. اگر من غیبت کردن را یک عمل ناپسند [...]
سفر هزاران فرسنگی با گام اول آغاز میشود
روزگاری لائوتسه گفته بود: سفر هزاران فرسنگی با گام اول آغاز میشود. همیشه برداشتن اولین گام سخت و گاهی غیر ممکن بهنظر میآید. چه چیزی باعث میشود ما از شروع کردن هراس داشته باشیم؟ امروز دلم میخواست با دوستممحبوبه حرف بزنم، چند ویس برایش در واتساپ فرستادم. کمی بعد جوابم را در چندین ویس فرستاد. به اولین چیزی که اشاره کرد، آرامش و طمانینهای بود که میگفت در صدایم است. به [...]
این روزها احساس میکنم…
این روزها احساس میکنم، یک تکه خمیر شدهام در دستان روزگار !روزگار خوب ورزم میدهد. هر روز که میگذرد پنجۀ نیرومند روزگار ما را در خود پیچ و تاب میدهد. برنامه و هدفی که در مسیر زندگی داریم انرژی وانگیزهای دوچندان به روح و جسممان میدمد. پشت تردیدها و روان نژندیها، امید در آرامشی ناب غنوده است. میدانم در پس لحظات خاکستری، آغوشِ گشودۀ امید انتظارم را میکشد. نوشتن چارۀ روزهای [...]
مهم نیست چه مدرکی داری، وقتیکه…
روزی روزگاری من هم از آن دسته از افرادی بودم که کنکور دادن و دانشگاه رفتن برایم آرزوی دست نیافتنی به حساب میآمد. چه تلاشهای نصفه و نیمهای که هیچ دستاوردی برایم نداشت. یأس و ناتوانی همواره همراهم بود. سیستم آموزشی و نگرشی که بر جامعه و خانوادهها حاکم بود، به این حس دامن میزد. سالها گذشته، وقتی به آن روزها فکر میکنم، به حماقت خودم میخندم. به راستی من از [...]
سادگی چیست؟ آیا باید ساده باشیم؟
کلمات توی ویرایشگر تایپ میشوند و پاک میشوند؛ اینکار دو سه بار تکرار میشود؛ با خودم میگویم روزهاست که مینویسم و پستهای جدید منتشر میکنم، دوباره میگویم، یک شب ننویس! و بعد نوشتهام را پاک میکنم و از سایت خارج میشوم. وارد تلگرام میشوم و صفحهی سیو را نگاه میکنم، یک سوال آنجاست که قبلا نوشتهام تا فرصتی پیدا کنم و به آن پاسخ دهم. سادگی چیست؟ بلافاصله به سایت برمیگردم [...]
تجربه نگاری| چگونه یک تدریس توانمندیام را به من یادآوری کرد؟
اگر تا همین چند روز پیش به من میگفتند، حرف زدن دربارۀ کارها وفعالیتهای روزانه چقدر در خلاقیت و ایده دادن موثر است، باور نمیکردم. برای من که زیاد اهل حرف زدن نبودم، این روزها حرف زدن جزئی ثابت از زندگیام شده است. من هر روز دهها ویس در جاهای مختلف میفرستم و هر کسی پرسشی دارد با چندین ویس پاسخ میدهم. پس از ارائۀ درس عزتنفس در گروه توانمندسازی زنان [...]