ایدهها شبیه ماهی هستند…
من هر روز زمانهای کوتاه مثلا یک ربع تا بیستدقیقه در سکوت مینشینم. در این زمانها هیچ کاری نمیکنم. مینشینم و خوب گوش میدهم. معمولا ایدههای خوبی در سرم جرقه میزنند. ایدهها شبیه ماهی هستند وقتی آنها را در دستهایت میگیری، اگر سریع آنها را کناری نگذاری و برایشان کاری نکنی از دستت لیز میخورند و میروند. مثلا همین الان، چیزی در ذهنم نشست، وارد سایت شدم با خواندن یکی دو [...]
من از سکوت انرژی میگیرم
چند روزی است حوالی بعدازظهرتلفن پسرم زنگ میخورد، تماس تصویری از طریق واتساپ برقرار میشود. بعد با صدایی نسبتا بلند مشغول حرفزدن و خوش و بش کردن با دوستانش میشود. یک تماس سه چهار نفره است. پسرم به بالکن میرود و دقایقی را به حرفزدن با دوستانشمیگذراند. امروز تعریف کرد که یکی از دوستانش چند روزیست به سفر خارج از کشور رفته؛ اما هر روز با ویدیو کال تقریبا سر زمان [...]
چرا به کتابها نیاز داریم؟
احتمالا برای شما هم پیش آمده که کتابی را با توجه به تعریفها و یا پیشنهاد کسی میخرید، اما با خواندن همان چند صفحهی اول، کتاب را میبندید و تا ماهها یا شاید سالها دیگر سراغش نمیروید. اما یکجایی و در شرایطی خاص همان کتاب در دسترستان قرار میگیرد، و وقتی شروع به خواندنش میکنید، متوجه گذشت زمان نمیشوید. میخوانید و میخوانید و از خواندنش لذت میبرید. بنظر من بعضی از [...]
چرا محتوا را انتخاب کردم؟
یکی از روزهای سرد پاییزی که مجموعه داستانم چاپ شد، ناگهان دریافتم که از دنیای امن و ساکنم به دنیای ناشناختهی نوشتن وارد شدهام. انگار زندگیام دو نیم شده بود؛ زندگی قبل از چاپ کتاب و زندگی بعد از چاپ کتاب! وقتی به دنبال چیزی باشی، وقتی خواهان رشد و یادگیری باشی، وقتی میخواهی بیشتر بدانی وقتی پیگیر باشی؛ به مسیر درست هدایت میشوی و این چنین بود که من با [...]
زندگی در کنار افراد مسموم
گفت: دو روز پیش خالهام به دلیل بیماریای که چند سالی درگیرش بود فوت کرده، اما مادرم خبر ندارد؛ حواست باشد آمدی خانهمان صحبتی از فوت خالهام نکنی. گفتم: بله حواسم هست؛ اما مادرت هر از گاهی با خواهرش تماس میگیرد و احوالپرسی میکند؛ بالاخره میفهمد. گفت: فعلا چیزی نگفتیم. کمکم خبر را میگوییم. مادرم قلبش ضعیف است و غم و ناراحتی برایش مضر است. چیزی نگفتم و سرم را به [...]
چگونه باور به توانمندی را در خود تقویت کنیم؟
وقتی بحث موفقیت وسط میآید به اولین مواردی که اشاره میشود، مشخص کردن اهداف و برنامهریزی برای رسیدن به آنهاست. افرادی هستند که اهداف درخشانی برای خود در نظر دارند اما وقتی پای برنامهریزی و ریزگامها به میان میآید، تردید و گاهی ترس را در رفتارشان میبینیم. دلایل مختلفی وجود دارند که در مسیر رسیدن به اهداف ما را از حرکت باز میدارد. یکی از آنها نداشتن باور است. باور به [...]
نیاز عاطفی هر فرد تشویق شدن است.
جکسون براون درجایی گفته: فراموش نکن که بزرگترین نیاز عاطفی هر فرد تشویق شدن است. از روزی که وبلاگنویسی را شروع کردم و تا امروز که ادامه دادهام، چیزی که باعث این تداوم شده، تشویق شدن توسط دوستانم بوده است. کسانی که همراه و همدغدغه با من این مسیر را ادامه میدهند و پابهپای هم پیش میرویم. روزهایی بوده که احساس کردهام خالی از انگیزه و انرژی شدهام، در چنین موقعیتی [...]
مهمترین شرط موفقیت در کارها چیست؟
تا بهحال چند بار با خودتان برنامهریزی کردهاید تا وزنتان را کاهش دهید. چگونه آغاز کردهاید؟ برای اینکه همهچیز خوب و عالی پیش برود چه کارهایی انجام دادهاید؟ شاید بارها تصمیم گرفتهاید یک عادت بد را ترک کنید. یا اینکه عادت خوب و مثبتی را به زندگیتان بیاورید، چقدر برای تثبیت این عادت خوب زمان صرف کردهاید؟ آیا به نتایج دلخواه رسیدهاید؟ همهی ما میخواهیم به آنچه در ذهن و رویاهایمان [...]
پایبند بودن به عادتها و برنامهها
این روزها سرم حسابی شلوغ است. تا چند روز آینده به خانهی جدید اسبابکشی میکنیم. با اینکه یک خروار کار سرم ریخته اما انگار مادهی آرامشبخشی در رگهایم تزریق کردهاند. در سکوت و آرامش و کمکم کارهایم را انجام میدهم. این آرامش بخاطر اینست که کارها را بر اساس الویتها انجام میدهم. از این جابجایی خوشحالم. برای خانهی جدید دهها ایده و برنامه دارم. یادم میآید دفعات پیش برای جابجایی استرس [...]
نامهای به خودم (۱)
آرام جانم، سلام. در چند روز گذشته چندین نامه برای دوستان محتوایی نوشتی و فرستادی. حواسم هست که با چه اشتیاق و دقتی نامهها را مینویسی! گفتی نامه نوشتن برایت موثر بوده و باعث شده خلاقیت بیشتری در نوشتههایت به کار ببندی. گفتی نامه نوشتن تو را نسبت به اطرافت و آدمها دقیقتر کرده چون وقتی به کسی نامه مینویسی باید دقت بیشتری به او داشته باشی، و گرنه نمیتوانی نامهی [...]
من آدم خوششانسی هستم…
من آدم خوششانسی هستم، راستش تا همین چند روز پیش به این جمله اعتقادی نداشتم. بنظرم سادهلوحانه میآمد، اما امروز که خوب فکر میکنم میبینم، من در زندگی در روابطم در اتفاقات و چالشهایی که سرراهم قرار میگیرد، همیشه با دستیپُر بازگشتهام. چند روز پیش که به دنبال خانهای مناسب شرایطم میگشتم، به دوستم منیره گفتم: کمی ذهنم مشغول است حس میکنم با شرایط جدید برای پیدا کردن خانهی مناسب دچار [...]
تمرکز به آگاهی من کمک میکند.
امسال کلمهی "تمرکز" را برای خودم انتخاب کردهام. تصمیم دارم تمرکز را در تمام جنبههای زندگی به کار ببرم. باید روی خواندن متمرکز شوم، با دقت بیشتری بخوانم. از دوباره و سه باره و چندباره خواندن خسته نشوم. کمتر کسی میتواند یک کتاب را پشت سر هم چند بار بخواند، کمتر کسی میتواند از یک کتاب دهها محتوا تولید کند، اینکار تنها با تمرکز بر خواندن امکانپذیر است. این روزها [...]
موفقیت یا برندهشدن، کدام را انتخاب میکنید؟
دو سال پیش در یک دورهمی نقد و بررسی داستان با تعدادی از نویسندگان نشستی داشتیم. حدود ده نفر بودیم و چهار نفرمان اثری چاپشده داشتیم. وقتی کتابم را به سرپرست جمع هدیه دادم، یکی از نویسندگان که آقایی حدودا چهلساله و رماننویس بود، رو به من کرد و پرسید با کدام ناشر کار کردهام؟ اسم ناشر را که گفتم سری تکان داد و نفس راحتی کشید! من با ناشری کار [...]
نامههای من به دوستان محتواگرم
نامهی شماره یک تقدیم به مریم نیکومنش عزیزم دوست مهربانم مریم جان ، سلام یکسال است که از آشنایی من و تو میگذرد. یادت هست؟ تا همین چند وقت پیش "شما" خطابت میکردم و حالا دوستی عمیقی میان من و تو شکل گرفته است. اولین بارمطلبی را که درباره دختر آسمانیات "مهشید" نوشته بودی در سایتت خواندم، تا چند ساعت حالم دگرگون بود. مریم، تو بانوی قوی و هنرمندی هستی. بارها [...]