بیا از خود بپرسیم، چه میشد اگر…
سرشبی به زندگی فکر میکردم، به این روزها که هر لحظهاش شیرین و دلچسب است. نمیدانم چرا در میان هجوم افکار مختلف، یکآن دلم گرفت. با خودم فکر کردم: چه میشد اگر زندگی را جور دیگری میدیدم؟ چه میشد این تصورات تیره و دردناک قلبم را نمیفشردند؟ چه میشد اگر میتوانستم فراموش کنم؟ چه میشد اگر ردپای نامهربانیها را از روحم پاک میکردم؟ چه میشد اگر در مقابل برخی آدمها آرامشم [...]
محتوا و سرسختی| معجون خلاقیت
همهی ما در زندگی برای خود قوانینی داریم. قوانینی که سعی میکنیم در لابهلای عادتها و کارهایمان بگنجانیم تا به نتیجهی مطلوبی برسیم. این جمله را بارها به شکلهای مختلف نوشتهام؛ تولید محتوا هرگز آسان نمیشود. به جرئت میتوانم بگویم که محتوا با مهارتهای دیگر تفاوت بزرگی دارد. هر مهارتی با تکرار و تمرین آسان میشود و محتوا با کار زیاد دشوار میشود. شاید یکی از دلایلش این باشد که تمرین [...]
قدرتطلبها و خلاء عشق
امروز به کلمهی قدرت فکر میکردم. از آنجایی که ذهن تلحیلگری دارم به رفتار عجیب و دور از عقل کسی فکر میکردم که در گفتگویی خانوادگی سعی کرده بود حرفش را به کرسی بنشاند و بقیه را مجبور کند که تابع حرفهای او باشند. رفتاری دور از درایت و دور از آینده نگری. فرد مقابل به حرف او اهمیتی نداد و ارتباطش را با او قطع کرد. داشتم فکر میکردم چرا [...]
لیستی از اشتباهات من
مدتهاست که میخواهم لیستی از اشتباهاتم بنویسم. گاهی به اشتباهاتم فکر میکنم و سعی میکنم لیست بلند بالایی تهیه کنم. هر چه لیستم طولانیتر باشد بهتر است. تعداد اشتباهات ما نشان میدهد ما یکجا نماندهایم. نشان میدهد زندگی برای ما عرصهی تلاش و تجربه است. نشان میدهد ما با اشتباهاتمان زندگی را زندگی کردهایم. اولین اشتباه من اینست که نوشتن را بصورت جدی و در فضای آنلاین دیر شروع کردم. اشتباه [...]
چگونه ارزشها و اولویتها ما را در دستیابی به عزتنفس یاری میدهند؟
من برنامهی نوشتن شبانه در وبلاگم را جزء وظایفم میدانم. وظیفهای است که با خودم عهد بستهام، در پایان روز انجامش دهم. گاهی وقتها در میان کارها و روزمرگیهای زندگی نوشتن شبانه قربانی میشود. راستش را بخواهید حس خوبی نیست، اینکه از برنامهای که برای خودم در نظر گرفتهام سرپیچی کنم. قبلا دربارهی الویتها و ارزشهای زندگی بارها نوشتهام. نوشتن شبانه برای من یک اولویت است و عمل کردن به قوانینی [...]
بهترین روش برای مقابله با افراد سمی
باربارا دی آنجلیس گفته: وقتی کسی مرا ناراحت میکند یا به چالش میکشد یا مشمئز میکند،از خودم میپرسم: این فرستاده شده تا چه درس مهمی را به من یاد بدهد؟ شاید سخت باشد در مواقعی که مورد بیاحترامی، ظلم و یا تحقیرشدن قرار میگیریم، به فکر آموختن درسهای زندگی باشیم. در اینطور مواقع معمولا اولین چیزی که به ذهنمان میرسد، اینست که طرف را به شکلی سر جایش بنشانیم. من یاد گرفتهام [...]
چگونه نشاط و خلاقیت را به زندگی بیاوریم.
در خانهی جدیدمان پنجرهها رو به خیاباناند. خیابانی عریض مقابلمان است. پنجرهی آشپزخانه رو به خیابان باز میشود، نکتهی جالبش اینجاست که ما در طبقهی همکف هستیم. هر وقت از پشت پردهی کرکرهای بیرون را تماشا میکنم، انگار وسط خیابان هستم. از خانه که بیرون میآیم سمت راستم حدود بیست_سی قدم آنطرفتر کاجستان دلانگیزی هست که بکر مانده! حال و هوای خانهی جدید را دوست دارم. ساعت به ده صبح نرسیده [...]
پازل زندگی| ایدهای برای تولید محتوا
هر تکهای از پازلِ زندگی ایدهای است برای تولیدمحتوا. این جمله همین چند دقیقه پیش به ذهنم رسید. ایدهی نوشتن پستهای وبلاگی درمیان گفتگوها و وقایع زندگی به ذهنم میرسند. اینجاست که در مییابم، زندگی چیزی فراتر از خوردن و خوابیدن و کارکردن است. زمزمههایی با خودم گاهی حرفهایی هست برای به زبان آوردن، برای گفتن؛ و گاهی حرفهایی هست برای نگفتن! گاهی هم حرفهایی هست که فقط باید نوشت و [...]
درسهای زندگی در یادداشتهای پراکنده
یک بزرگترین درس زندگی این است که گاهی احمقها هم درست میگویند. وینستون چرچیل گاهی نظرات و حرفهایی میشنویم که به مذاقمان خوش نمیآید و ما را عصبانی میکند اما موضوع اینست که اگربدون تعصب و منطقی فکر کنیم، میبینیم طرف مقابل بهتر از خودمان، ما را دیده و قضاوتش تقریبا درست بوده است. اعتراف به این موضوع گاهی دشوار است اما پذیرش آن نشان از شهامت ماست. دو وقتی در [...]
بایدها و نبایدهای ساخت برند شخصی
از وقتی یادم میآید هیچوقت زمانهایی که مجبور بودم طبق خواسته و روش دیگران عمل کنم و شبیه دیگران باشم، احساس خوبی نداشتهام. ما گاهی به واسطهی یک سری رسم و رسومات و بایدها و نبایدها برخلاف نظر خود عمل میکنیم و کارهایی شبیه دیگران و کپیشده انجام میدهیم. برای من دیگر زمان این مدل رفتارها و انتخابها سر آمده و حالا متفاوت از قبل فکر میکنم. نمونهاش را این روزها [...]
آدم معنادار زندگیات را خودت بیآفرین.
تنها دو چیز میتواند رازهای بزرگِ زندگی را آشکار کند: رنج و عشق. پائولو کوئلیو وقتی این جمله از پائولو کوئلیو را دیدم، بر روی آن دقیق شدم.خوب که فکر میکنم، اگر تغییر و رشدی در زندگیام رُخ داده، به دنبال روزهایی بوده که رنج را تجربه کردهام. درد رنج و عبور از آن باعث شد به توانمندیهای خود پیببرم. نکتهی دیگری که در دهلیزهای رنج به آن برخوردم شکفتن بذر [...]
زن و احساس رضایت از خود
فکر میکنم اغلب ما دست کم چند مرتبهای در زندگی احساس رضایت از خود را تجربه کرده باشیم. این حس در افراد مختلف به شکلهای متفاوتی بروز میکند. بنظر من هر کسی باید به روحیات و خُلق و خوی خویش آگاه باشد و بفهمد چه مواقعی از خودش احساس رضایت دارد. سرچشمهی حس رضایت از خود در درون ماست. کارهایی است که با انجامدادنشان سرزندگی، شادابی و رشد را تجربه میکنیم. [...]
ما انتخاب میکنیم.
وقتی تصمیم میگیریم کاری را به سرانجام برسانیم و همهی تلاش خود را برای رسیدن به نتیجهی مطلوب به کار میبریم، لحظاتمان زندگی و روحیاتمان تغییر میکنند. یک زندگی هدفدار و برنامهریزی شده شخصیت فرد را تغییر میدهد. این تغییرات بستگی به انتخابهای ما دارند. ما چه چیزی را انتخاب میکنیم؟ انتخابهای ما روی زندگی و رفتار ما تاثیر میگذارند. انتخابهای ما روابط ما و دوستان و اطرافیانمان را تغییر میدهد. [...]
برنامهای برای تمام روزهای زندگی
بنظر من هر کسی خیلی زودتر از دیگران میتواند، متوجه تغییراتی شود که در روحیات و زندگیاش رخ میدهند. من هم یکی از همین آدمها! چند روز پیش مشغول بازکردن اسباب و اثاثیۀ خانه بودم، خسته بودم و دلم میخواست کار را رها کنم و بروم چُرتی بزنم. یکی از جعبههایی که پُر از کتاب بود را باز کردم. چشمم افتاد به کتاب شازده کوچولو. یادم آمد حدود سه سال [...]