افسردگی یا سکوت ذهن | دستاوردهای افسردگی
وقتی کلمهی افسرده و یا افسردگی به گوشمان میخورد، در ذهنمان فردی مجسم میشود غمگین، که گوشهای کز کرده و زانوی غم بغل گرفته است. افسردگی کلمهای است که همه از آن فرار میکنند، حتی آنهایی که تجربهاش کردهاند، نظر بد و منفی دربارهاش دارند. در چند روز گذشته حالاتی را تجربه کردم که بنظر خودم چیزی شبیه افسردگی بود. راستش را بخواهید از این وضعیت و احساسی که داشتم بیزار [...]
کشف معنای تازهای برای زندگی
صبح که از خواب بیدار میشود تصمیم میگیرد برنامهی دقیق و منظمی برای امروزش داشته باشد. کمی مینویسد، صبحانه میخورد، چند صفحهای کتاب میخواند؛ میداند که بچهها تا لنگ ظهر میخوابند. کتاب را میبندد و موبایل را برمیدارد و مشغول گشت و گذار در مجازی میشود. داستانهای ناتمامی که باید سروسامان داده شوند، کنج ذهنش آلارم میزنند. میداند که باید به یک فایل کتاب_ که با دوستان قرار گذاشتهاند دستهجمعی بنویسند_ [...]
تفکری غنی و ذهنی آرام حاصل اندیشیدن است.
درست یادم نیست این جمله را کجا خواندم یا شنیدم ، اما این جمله در ذهن من حک شده. وقتی مسئلهای شما را بهممیریزد و فکرتان درگیر میشود همان لحظه از خودتان بپرسید، آیا این اتفاق پنج سال دیگر هم به همین اندازه برای من مهم است ؟ اگر در زندگی برای خودت به اندازهی کافی وقت گذاشته باشی، بالاخره روزی به این درک میرسی که : دلت نمیخواهد با [...]
هفتگام برای دستیابی به اهداف | پذیرش شکست
هدف میتواند کوتاه مدت باشد ، مثل نوشتن یک مقاله که چند روزه به سرانجام برسد و میتواند طولانی مدت باشد، مثلا شش ماه روی یک داستان کار کنیم یا یک برنامهی کاهش وزن چند ماهه برای خود داشته باشیم. طولانیتر هم میتواند باشد، مثلا هدفی چند ساله ، برنامهریزی برای قوی شدن در یک مهارت و کار روی آن تا جایی که به نتایج دلخواهمان برسد. هدف هر چه [...]
چگونه از افرادی که آزارمان میدهند، دور شویم؟
یکی از کارهایی که من برای آرامش ذهنیام انجام میدهم، طراحی پرسشهایی از خودم است. همهی ما روزهایی در زندگی داریم که احساس میکنیم کلافه و خستهایم. نمیتوانیم بر مسئلهای تمرکز کنیم، دیدن یا شنیدن حرفها و خبرها و مسائل اطراف جایی برای تمرکز کردن نمیگذارد. ما افرادی را میشناسیم با مدارک رنگارنگ و ظاهری آراسته، اما کافیست کمی به آنها نزدیک شده و همکلام شویم؛ مشامتان را تیز کنید! مغزشان [...]
چرا باید توسعهفردی را انتخاب کنیم ؟
وقتی حرف از توسعهفردی به میان میآید، برای اغلب افرادی که در کار محتوا هستند، این عنوان تکراری است. خیلیها فکر میکنند توسعهفردی یک موضوع اشباعشده است. چون کسیکه سایتی راهاندازی میکند اولین موضوعی که برای نوشتن به ذهنش میرسد، توسعهفردی است. وبلاگنویسها و محتواگران دست کم چند مطلبی درباره توسعهفردی نوشتهاند؛ اما چند نفر در این حوزه ثابتقدم ماندهاند ؟ چند نفر رهانکرده و ادامه دادهاند ؟ آیا کار روی [...]
سفر قهرمانی و بازنگری زندگی
انگار همین دیروز بود که تصمیم گرفتم در حالیکه در چهاردیواری خانهام نشستهام، سفر قهرمانیام را آغاز کنم. بیش از یکسال، از این سفر میگذرد و من در پیچدر پیچ، سفرم از جادههای زندگی تجربیاتم را نوشتهام. گاهی از حرکتم در این مسیر رو به رشد راضیام؛ و گاهی مثل این روزها از کندی حرکتم کلافه میشوم. با اینکه میدانم آرام حرکتکردن از ویژگیهای مسیر رشد است، اما احساس عدم رضایت [...]
چگونه از منابع موجود برای رسیدن به بهرهوری استفاده کنیم.
برای اغلب افراد برنامهریزی و ساخت عادت برای رسیدن به نتیجهی مطلوب گاهی دور از دسترس به نظر میرسد. بهرهوری استفادهی درست از منابعی است که در اختیار داریم، تا جاییکه به نتیجهی دلخواه برسیم. برای رسیدن به بهرهروی دو مرحله را باید دقیق بگذرانیم. مرحلهی اول : تشخیص موقعیت درست است. یک سوال پیش میآید چگونه باید موقعیت درست را تشخیص دهیم؟ شاید ما در زندگی با موقعیتهای مختلفی روبرو [...]
چرا به خودشناسی نیاز داریم |هدف از خودشناسی چیست؟
خودشناسی در حوزههای مختلف معنا و کاربرد و مصداق های متفاوتی دارد. خودشناسی در مذهب،خودشناسی در عرفان،خودشناسی در رفتارهای اقتصادی و خودشناسی در روانشناسی که تنها بخشهایی از قلمرو گسترده خودشناسی محسوب میشوند. ما در اینجا از زوایهی روانشناسی به بحث خودشناسی نگاه میکنیم. بارها به خودم گفته ا م؛ سخت ترین کار اینست که همیشه و در هر شرایطی خودت باشی شبیه دیگران شدن ومثل آنها فکر کردن و به [...]
رابطهی تنفر و انگیزه| یک جمله از سارا کالینز
امروز جملهای از سارا کالینز خواندم که نوشته بود: تنفر به همان شدت عشق میتواند انگیزه ایجاد کند. وقتی تکهای از یک جملهی کوتاه را میخوانیم نمیتوانیم به طور دقیق منظور نویسنده را بفهمیم. اگر ذهنی تحلیلگر داشته باشیم از خود میپرسیم، آیا نویسنده قبل از نوشتن این جمله روایتی گفته، خاطرهای، داستانی و یا پژوهشی داشته، که به این نتیجه رسیده است؟! هنوز فرصتی پیش نیامده تا کتابی را [...]
یک شب بهاری در بالکن خانهام | زاویه دید من
در بالکن خانه نشستهام و به روبرو زل زدهام. صدای ملایم نسیم در فضای بالکن میپیچد و هر از گاهی از خیابان صدای حرکت ماشینها را میشنوم. یکساعت پیش باران بارید و روی چوبهای دورتادور بالکن نشست. بوی چوب خیسخورده مشامم را قلقلک میدهد. به آسمان نگاه میکنم و چند نفس عمیق میکشم. روبرویم برج بلندی قرار دارد؛ در کنارش دوبرج دیگر هم هستند، اما از این زاویه که من نگاه میکنم [...]
لازمهی نویسندهشدن چیست؟
دو سال از آشنایی من و محتوا میگذرد. دراین مدت تمام تمرکزم را بر کار روی سایت گذاشتهام. در چند ماه اخیر سوالاتی از این دست زیاد شنیدهام: _ از کجا اینهمه سوژه برای نوشتن پیدا میکنی؟ _چطور برنامه ریزی میکنی که به کارهای خانه و خانواده و نوشتن و خواندن میرسی؟ _ چگونه میتوان نوشت و نوشت. آیا دچار افت انگیزه نمیشوی؟ _ اینهمه مینویسیم ، تهاش چه میشود؟ وقتی [...]
خاطرهنگاری| هر کسی داستانی دارد.
دوشنبه، بیست و هفت اردیبهشت ساعت یک ربع مانده به چهار عصر سوار تاکسی شدم. اتوبان همت غرب به شرق ترافیک نیمهسنگینی بود.ماشینها لاکپشتی در حرکت بودند. با نجمه و مریم نیکومنش و سعیدقائدی، راحله و مریم حسنلو در باغ کتاب قرار داشتیم. چند باری گوشی همراهم را باز کردم و نگاهی به صفحه موبایلم انداختم و بعد آن را در کیفم گذاشتم. چند بار هم ماسک را روی صورتم جابجا [...]
زندگی همین لحظات در گذر است.
روی مبل راحتی لم دادهام و به دستهای قوی همسرم نگاه میکنم که با چه دقت و حوصلهای یک هدفون شکسته را با چسب ترکیبی میچسباند. این روزها با دقت به لحظهها توجه میکنم. زندگی همین ثانیههای درگذرند؛ همین ثانیهها که ما بدون توجه از آنها رد میشویم. زندگی تعمیر لوازم خانه است که گاهی گره در کارمان میاندازد و کلافهمان میکند. زندگی همین است که دست بهکار میشویم تا کاری [...]