خانه۱۴۰۴-۱۰-۱۷ ۲۲:۱۹:۰۵ +۰۰:۰۰

هر رنجی ناشی از یک وابستگی است.

شاید زیاد شنیده‌اید که توصیه شده، دلبسته باشید نه وابسته. بنظر می‌رسد اغلب افراد وابستگی را با دلبستگی اشتباه گرفته‌اند. کسی که به پدر و مادرش وابسته باشد، دورشدن از آنها برایش عذاب‌آور است. شخص وابسته اگر مجبور شود به هر دلیلی در شهری دور از خانواده‌اش زندگی کند، تمام مدت ذهن و فکرش نزد خانواده است.‌ نمی‌تواند به معنای واقعی شاد باشد. پسِ ذهنش همیشه با خودش می‌گوید اگر حالا [...]

دی ۱ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

آموخته‌هایم را مرور می‌کنم.

افرادی که مسیر توسعه‌ی فردی را انتخاب می‌کنند، خوب می‌دانند که هر روز، هر فرد، هر دیدار، هر انتخاب و هر رابطه‌ای حاوی نکات ارزنده‌ای است که می‌توان از آن بسیار آموخت. یادم نمی‌رود که آموخته‌هایم را مرور کنم، ثبت‌کنم و برای خودم با نگرشی متفاوت تکرار کنم. مرور آموخته‌ها وقتی تصمیم‌میگیری به رفتاری یا حرفی واکنش نشان دهی و پاسخی بالا بلند در ذهنت آماده می‌کنی، به انگیزه‌ی پشت این [...]

آذر ۲۷ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

خودت را بشناس، آگاهی گرانبهاست.

یکی از نتایجی که سپاس‌گزاری و مدیتیشن برایم به ارمغان آورد، احساس ارزشمندی بیشتر نسبت به قبل بوده است. حالا خوب می‌فهمم چرا برخی آدمها از من دور می‌شوند و چرا آدمهای جدید با روحیاتی نزدیک به من، سر راهم قرار می‌گیرند. حالا وقتی کسی از دوست و آشنا دعوتم را رد می‌کند و بعد از دو دُز واکسن و رفتن به سفرهای مختلف باز هم کرونا را بهانه می‌کند تا [...]

آذر ۲۵ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

من آنِ توام مرا به من باز مده…

  یارب تو مرا به نفس طناز مده با هر چه بجز تست مرا ساز مده من در تو گریزان شدم از فتنه‌ی خویش من آنِ توام مرا به من باز مده... مولانا     آیا توانسته‌ایم به معنای واقعی عشق را تجربه کنیم؟ عشق سفر است و اگر مسافر این راه شدیم تمام و کمال رشد را تجربه می‌کنیم. اگر این اتفاق نیفتاد و اگر در عشق هیچ رشد و [...]

آذر ۲۳ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|2 ديدگاه

کارها را کوچک کن و اقدام کن!

یکی از مواردی که ما را از اقدام‌کردن و گام‌برداشتن به سمت اهداف‌مان باز می‌دارد، ترس است. ترس از اینکه کاری که قراراست انجام دهیم  وقت زیادی از ما می‌گیرد، پُرچالش است، هزینه‌ی زیادی دارد، انرژی فکری یا فیزیکی زیادی باید برایش بگذاریم و... من یادگرفته‌ام وقتی قرار است کاری انجام بدهم و بنظر سخت می‌آید انجام آن را به زمان‌های کوتاه و قسمت‌های کوچکتری تقسیم کنم.‌ ابتدا زمانی را برای [...]

آذر ۲۱ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی, عزت نفس|بدون دیگاه

هر چه را که بخواهم می‌توانم به دست بیاورم.

گفتم: هیچ کاری نیست که من نتوانم انجامش دهم. من از پسِ هر کاری بر می‌آیم. گفت: هر کاری؟ گفتم : بله. گفت: مثلا تو می‌توانی با رییس‌جمهور آمریکا ملاقات کنی؟ گفتم: ملاقات با رییس‌جمهور آمریکا جزء خواسته‌های من نیست. من گفتم هر چه را که با قلبم بخواهم می‌توانم به دست بیاورم. هر چند چنین اقدامی مثل ملاقات با رییس‌جمهور آمریکا برای کسی که واقعا خواهان آن باشد هم راههایی [...]

آذر ۱۸ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

احساس ما می‌تواند آموزگار خوبی باشد…

گاهی در میان توفانی و به اندازه‌ای که تقلا می‌کنی، نتیجه‌‌ی چندانی نصیبت نمی‌شود.‌ کنار نشستن و نظاره کردن و همه‌چیز را به زمان سپردن سخت و غیرقابل باور است. یادم می‌آید همین چند وقت پیش بود در دفتر شرکتی برای امضای قرارداد کاری رفته بودم.‌ از نظر خیلی‌ها کارش کمی ریسکی بود. آقایی که برای مشاوره و احتمالا قرارداد کاری آمده بود، به آرامی نزدیک آمد و سلامی کرد، با [...]

آذر ۱۷ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

مرز باریک مهربانی و مهرطلبی

مرز باریکی میان مهربانی و مهرطلبی وجود دارد. اکثر افراد مهرطلبی را با مهربانی اشتباه می‌گیرند. افراد مهرطلب تا زمانیکه خودرا نشناخته‌اند، تصور می‌کنند مهربانند! مهربانی یعنی کاری که برای کسی انجام می‌دهیم انتظار نداشته باشیم که او محبت ما را جبران  کند. اگر کاری انجام دادیم و در عوض توقع داشتیم به همان اندازه برایمان جبران کند این مهرطلبی است نه مهربانی! وقتی مهرطلب باشیم احساس ارزشمندی نمی‌کنیم.‌ مدام منتظریم [...]

آذر ۱۵ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

همه می‌دانند اما همه انجام نمی‌دهند!

بارها پیش آمده که پای حرفهای کسی نشسته‌ایم‌ و چیزهایی شنیده‌ایم و در جوابش گفته‌ایم:《 اینها را خودم می‌دانم.》 یا اگر با طرف کمی رودربایستی داشته باشیم سرمان را به علامت تایید تکان می‌دهیم اما در عمل حرفهایش را از این گوش شنیده از آن گوش بیرون می‌دهیم. بعد هم در دل می‌گوییم هنر کرده، اینها را که خودم هم می‌دانستم! ما خیلی چیزها را می‌دانیم اما چقدر به دانسته‌هایمان پایبندیم [...]

آذر ۱۳ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|3 ديدگاه

چیزهایی که به من احساس لیاقت می‌دهند.

احساس لیاقت چیست؟ و این احساس از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ احساس لیاقت ما را به کجا می‌رساند؟ احساس لیاقت از توانمندی می‌آید. هر قدر که ما باور به توانمند‌بودن را درخود پرورش دهیم به همان میزان احساس شایستگی می‌کنیم. وقتی بر تنبلی غلبه می‌کنیم، وقتی کاری را که شروع کرده‌ایم به هر زحمتی به پایان می‌رسانیم، وقتی برمی‌خیزیم و اقدام می‌کنیم احساس لیاقت می‌کنیم. احساس لیاقت ما را به احساس ارزشمندی [...]

آذر ۹ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

بررسی مسائل و دغدغه‌های ذهنی و چند تمرین برای رهایی از دغدغه‌ها

یکی از کارهایی که هر روز دقایقی به آن می‌پردازم، نشستن در سکوت بدون موبایل و بدون نوشتن است. وقتی مسئله‌ای ذهنم را درگیر می‌کند به دنبال ضعف یا خلاءچیزی در خودم می‌گردم؛ می‌پرسم: این حرف و یا این مسئله پیش‌آمده و ذهن مرا درگیر کرده.آیا این مسئله آنقدر بزرگ است که ساعتها و گاهی روزها ذهن من درگیرش شود؟ چه‌قدر مهم است؟ باید حل شود یا رها شود؟ گاهی ما [...]

آذر ۷ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

هر تغییری اثر هنری است | دو جمله از هرتا مولر

یک هرتا مولر گفته : هر تغییری اثر هنری است. می‌توان این جور برداشت کرد که هر تغییری که در رفتار ، کلام ، ظاهر و روش زندگی ما رُخ بدهد ابتدا در ذهن ما اتفاق افتاده است. یک ذهن خلاق و زیبا همچون زمینی قابل کشت آماده است تا ما را به شکوفایی برساند و همه‌ی اینها تنها با اقدام و عمل است که به ظهور می‌رسد. تغییرات مثبت و [...]

آذر ۴ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

انسان چه موقع با خودش بیگانه می‌شود؟

امروز در لابه‌لای یادداشتهای روزانه‌ام چشمم به جمله‌ای افتاد. یک سوال بود. انسان چه موقع با خودش بیگانه می‌شود؟ راستی تا بحال از خودمان پرسیده‌ایم‌؛ ما چه زمانی با خودمان بیگانه می‌شویم؟ مواقعی هست که انگار فرسنگ‌ها از خود دوریم. کاری می‌کنیم، حرفی می‌زنیم و بعد احساس بدی را تجربه می‌کنیم. حس پشیمانی بر ما غلبه می‌کند و تمام لحظه‌ها و شاید روزهایمان را پُر می‌کند.   ما شادیها و موفقیت‌های [...]

آذر ۲ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

نوشتن نوعی درمان است| معرفی کتاب همدلی در برهوت

گراهام گرین گفته: نوشتن نوعی درمان است. اگر از من بپرسید چرا می‌نویسی در سرم صدها پاسخ شکل می‌گیرد. بنظر می‌آید کسی که می‌نویسد دلایل زیادی برای پاسخ به سوال بالا می‌تواند ارائه دهد.‌ نوشتن می‌تواند به دنبال جرقه‌ای در ذهن رخ دهد، ایده‌ای شکل می‌گیرد و نوشتن آغاز می‌شود. گاهی نوشتن برای باز شدن گرههایی‌ست که در ذهن‌مان ایجاد شده و مدتها فکر ما را مشغول کرده است. نوشتن گاهی [...]

آبان ۲۹ام, ۱۴۰۰|کتاب الکترونیکی|6 ديدگاه