خانه۱۴۰۴-۱۰-۱۷ ۲۲:۱۹:۰۵ +۰۰:۰۰

چگونه در برابر فرد مسموم پیروز شویم؟

تا بحال به آدمهای مسموم و تعامل با آنها فکر کرده‌اید؟ در چند روز گذشته بخاطر کلاسهای مجازی دخترم شرایطی پیش آمده که باید با معلم صحبت می‌کردم. گاهی از بی‌منطق بودن و کارها و حرفهایی عجیبی که معلمان می‌زنند بهم می‌ریزم. دلم می‌خواهد همان لحظه پاسخ شسته‌رفته‌ای بدهم‌ و خشمم را خالی کنم اما همیشه چیزی درونم هست که مرا از رسیدن به مرحله‌ی عصبانیت زیاد باز می‌دارد.‌   اینکه [...]

آبان ۲۵ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

چگونه گوش‌دادن به بهبود روابط کمک می‌کند؟

در روابط و تعاملاتی که بین افراد وجود دارد اغلب فکر می‌کنیم هر چه بیشتر حرف بزنیم و برای هر حرفی جواب و نظری بدهیم دیگران ما را  فردی پر از علم و اطلاع می‌بینند و از این بابت حس خوبی نصیبمان می‌شود.   خیلی بهتر است که بیشتر گوش کنیم و به موقع و به جا حرف بزنیم. اکثر افراد بدون اینکه به حرف طرف مقابل گوش بدهند منتظر می‌مانند [...]

آبان ۲۱ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

چرا شادی برای اغلب افراد دست نیافتنی‌ست؟

بارها از خودم پرسیده‌ام، ما چرا به دنیا می‌آییم و زندگی را تجربه می‌کنیم؟ چرا واژه‌ای به نام "شادی" برای اغلب افراد دست نیافتنی بنظر می‌رسد؟! آیا زندگی یعنی صبح از خواب بیدار شوی و کارهای روز قبل را تکرار کنی و دور خودت بچرخی یا با دهها نفر سر و کله بزنی تا شب برسد و دوباره بخوابی؟ مسلما زندگی این نیست. من همیشه با تکرار مشکل داشته‌ام. یعنی به [...]

آبان ۱۷ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

چرا باید خلاق باشیم ؟| چند راهکار برای ایجاد خلاقیت

بنظر می‌رسد در دنیای امروز ما، خلاقیت یکی از فاکتورهای مهم زندگیست. ما هرروزه با چالش‌ها و مسائل مختلفی روبرو می‌شویم ؛ احساس ما ،طرز برخورد و چگونگی عبور از موانع زندگی به میزان خلاقیت‌مان بستگی دارد. گاهی نمی‌شود راههای قبلی را امتحان کرد، گاهی هیچ چشم‌انداز روشنی مقابلمان نیست اما چاره‌ای جز ادامه‌دادن نداریم. در این مواقع است که خلاقیت کار ساز است. در اینجا باید راههایی که ما را [...]

آبان ۱۵ام, ۱۴۰۰|ایده‌ها, توسعه ی فردی|بدون دیگاه

نوشتن بهانه‌ای برای داشتن حال خوب است.

نشسته‌ام مقابل تلویزیون خاموش و خودم را می‌بینم که به صفحه‌ی تاریک و سیاه زُل زده‌ام. در صفحه‌ی سیاه تصویرِ خودم را می‌بینم که در نقش‌های مختلف بازی کرده‌ام. لحظه‌های شیرین‌و تلخ را مرور می‌کنم؛ دمی لبخند می‌زنم و دمی چهره‌ام در هم می‌رود.‌ کسی در من می‌گوید: تمام این اتفاقات باید رُخ می‌دادند تا تو قوی شوی. رنج قسمتی از رشد است و آدمها در بحران رشد می‌کنند. حرفهایش تکراریست، [...]

آبان ۱۰ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

نامه‌ای به خودم(۲)

امروز حس کردم دلم می‌خواهد نامه‌ای به خودم بنویسم. زمان قدیم که نامه نوشتن مرسوم بود، آدمها همیشه برای یکدیگر نامه می‌نوشتند و از حال هم با خبر می‌شدند. این روزها نامه نوشتن از خاطر آدمها پاک شده؛ حضور پُررنگ تلفن‌ همراه و برنامه‌های پیام‌رسان نامه‌نوشتن را به انزوا کشانده است. من هرازگاهی برای دوستانم نامه می‌نویسم و در واتساپ یا تلگرام برایشان می‌فرستم. امروز هوس کردم برای خودم نامه بنویسم. [...]

آبان ۶ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی, نامه ها|بدون دیگاه

دوست خوب نعمت است | مزیت‌های شنونده‌بودن

امروز یکی از دوستانم از نعمتِ داشتن دوست خوب نوشته بود؛ نوشته کوتاه بود و در حد چهار_پنج جمله، اما همین نوشته‌ی کوتاه مرا به فکر فرو بُرد. آیا ما مطمئنیم که دوست‌های خوبی در اطرافمان داریم؟ آیا هر زمان و هر لحظه که نیاز به گفتگو با یک‌دوست داریم او کنار ما حاضر است؟ وقتی به چند سال اخیر خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم لحظاتی بوده که پُر بوده‌ام از حرف، [...]

آبان ۵ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

آیا برای رشد و یادگیری زمان و انرژی صرف می‌کنید؟ | با افسردگی چگونه برخورد کنیم؟

آیا شما هم از آن دسته از افرادی هستید که فکر می‌کنید تا اینجای زندگی دانش و اطلاعات کافی بدست آورده‌اید و نیازی به یادگیری مهارت‌های بیشتری ندارید؟! شاید بپرسید از کجا بفهمم که نیاز به آموختن چه مهارتی دارم؟ وقتی در زندگی با مسائل و مشکلات مختلف و احتمالا چالش‌های مشابهی روبرو می‌شویم، زمانی‌ست که باید برای عبور از این چالش‌ها مهارتهایی یاد بگیریم. روزهایی در زندگی هست که ما [...]

آبان ۱ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|1 دیدگاه

موفقیت را چگونه تعریف می‌کنید؟

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد. وقتی پس از مدتها یک دوست یا همکلاس سابق را می‌بینید که در مهارتی رشد کرده یا به درجه استادی رسیده با خود می‌گویید فلانی کِی توانست به اینجا برسد؟ تا همین یکی دوسال پیش دست چپ و راستش را بلد نبود ! همه‌ی ما بیست و چهار ساعت در شبانه‌روز زمان در اختیار داریم، اما چگونگی استفاده ازآن در هر کدام از ما [...]

مهر ۲۶ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|6 ديدگاه

غم روز تولد…

تا همین چند وقت پیش فکر می‌کردم من از آن تافته‌های جدا بافته‌ای هستم که روز تولد غم عالم می‌آید و می‌نشیند کنج دلم! هر سال روزتولدم با خودم درگیر بودم، که چرا این حس و حال را تجربه می‌کنم.‌ چرا غمگینم؟! همین چند روز پیش با یک سرچ در گوگل فهمیدم افراد زیادی هستند که با غم و احساس سنگینی روز تولد دست و پنجه نرم می‌کنند‌. راستش هیچ‌وقت به [...]

مهر ۲۴ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی, خودشناسی|بدون دیگاه

اهداف یا سیستم ؟! کدامیک را انتخاب کنیم؟

شاید یکی از تفاوتهای افراد هدفمند با دیگران نگرش متفاوت آنها باشد. پویایی و برنامه داشتن در تمام لحظات زندگی عامل تمایز آنهاست. شاید شما در مقطعی از زندگی برای خود اهدافی تعیین کرده و با خود عهد کرده‌اید هر طور شده باید به هدفتان برسید. اهدافی که ما برای خود تعیین می‌کنیم به زندگی‌مان جهت می‌دهند؛ ما برنامه‌هایی تنظیم‌  کرده و تلاش می‌کنیم به نقطه‌ی طلایی‌مان برسیم. گاهی در مسیر [...]

مهر ۲۰ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

خودشکوفایی چیست؟ راههای دستیابی به خودشکوفایی

خودشکوفایی در لغت به معنی محقق ساختن حداکثر توانایی های بالقوۀ فرد توسط خودش است. اگر بخواهم کاملتر بگویم به توصیفی که ویکی‌پدیا درباره‌ی خودشکوفایی آورده در زیر  اشاره می‌کنم . خودشکوفایی به این پدیده اشاره دارد که انسان‌ها تمایل دارند فراتر از نیازهای اولیه خود یعنی همان نیازهایی که در هرم سلسله مراتب نیازهای مزلو فهرست شده پیشرفت کنند. انسان‌ها می‌کوشند از طریق خودشکوفایی، از امکانات به شیوه‌ای بهینه استفاده [...]

مهر ۱۴ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

مقابلت نخواهم ایستاد مگر برای بوسه دادن!

نوشتن درمانگر خوبی است، وقتی هر روز می‌نویسی و خود را می‌آزمایی پس از مدتی اثر مرکب اتفاق می‌افتد. شخصا ذهن تحلیلگری دارم. با اینکه یک جاهایی عجول هستم اما در بعضی رویدادها که نیاز به دقت و تفکر بیشتری دارند کُندتر عمل می‌کنم. نوشتن قدرت تحلیل مرا افزایش داده است. حالا به جایی رسیده‌ام که اگر یک اتفاق، تنش و برخوردی برایم اتفاق بیفتد، بیشتر به چرایی این اتفاق فکر [...]

مهر ۹ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

هر روز می‌آموزم….

راننده‌ی تاکسی سعی می‌کند در میان سیل ماشین‌ها راهی بیابد؛ یکی دوبار خط عوض می‌کند و بعد مسیر مستقیم را پیش می‌گیرد. ترافیک سنگین است. چند دقیقه قبل از دوستان خداحافظی کردم و به مقصد خانه تاکسی گرفتم. راننده آرام‌می‌راند. سرم را به در تاکسی تکیه می‌دهم و با خود فکر می‌کنم اگر امروز این دیدار انجام نمی‌شد الان در حال چه کاری بودم؟ کارهای تکراری و روزمرگی انرژی آدم را [...]

مهر ۷ام, ۱۴۰۰|توسعه ی فردی|بدون دیگاه