چرا به تایید و دیدهشدن نیاز داریم؟
مسئله این است که ما خودمان را آنطور که واقعا هستیم قبول نداریم بنابراین میخواهیم تبدیل به آدم دیگری شویم میخواهیم زیباتر و خوشبختتر جلوه کنیم. زیرا فکر میکنیم اینطور همهی نگاهها به سمت ما میچرخد و همه در دل به ما غبطه میخورند که چقدر خوشبخت و جذابیم! و چند نفری ما را تایید میکنند. تاییدها و غبطهخوردن دیگران حس برتری به ما میبخشد. هر قدر تاییدهایی که میگیریم بیشتر [...]
چرا پیوستگی برای داشتن یک زندگی با کیفیت مهم است؟
کسانی که کتاب اثر مرکب را خواندهاند خوب میدانند برای دستیابی به نتایج بهتر در هر کار و مهارتی چیزی که مهم است، پیوستگیست. هر کاری که پیوسته انجام شود به تدریج ما را به کیفیت خوب و نتیجه مطلوبمان میرساند. در مقابل شتاب و زودتر به نتیجه رسیدن ما را از تامل و تمرکز در کار دور میکند. شتاب ما را در سطح نگه میدارد و شانس داشتن یک زندگی [...]
جملاتی از جنس نور و آگاهی
جملاتی از جنس نور و آگاهی هر اندازه به خودت نزدیک شوی و خودت را کشف کنی ( بشناسی) دیگر نیاز نمیبینی که دیده شوی، تو با تمرکز و پیوستگی در کار در زمان درست دیده میشوی! وقتی برای رسیدن به هدفی تلاش میکنی؛ شکستها و تاخیرها باید روشنبینی را در تو بیدار کنند؛ آنزمان است که تو مسیر، آدمها و شرایط درست را از نادرست تشخیص میدهی. شکستها باید به [...]
سیسالگی و زیباییهای آن| ما انتخاب میکنیم.
گفت: امروز سیساله شدم، نمیدانی چقدر دنیا برایم زیباتر شده. راستش تا همین یکسال پیش، از سیسالگی میترسیدم اما حالا که به دنیای سیسالگی وارد شدهام نظرم تغییر کرده زندگی برایم پُر معناتر،جذابتر و زیباتر شده. این حرفها را امروز از زنی شنیدم که در روستا زندگی میکند وبا داشتن دو فرزند کوچک پا به پای همسرش در تهیه ترشی و لواشک خانگی فعالیت میکند و در فصل گلابگیری و تهیه [...]
سرمایههای زندگیات را بشناس!
وقتی کلمهی سرمایه را میشنویم اولین تصویری که در ذهنمان نقش میبندد مبلغ زیادی پول است. اما زمانیکه جهان درونمان رو به دگرگونی میرود، تصویر سرمایههای زندگی هم تغییرمیکنند! ۱. همهی ما انتظار داریم از طرف پدر و مادر توجه و حمایت دریافت کنیم؛ اما چند درصد از ما روزهایی کنار پدر و مادرش مینشیند و تنها شنونده میشود. آخرین باری که به پدر و مادرتان این جمله را گفتید، کِی [...]
قرارهایی با خودم برای سال جدید
بنظر من بر هر انسان خردمندی واجب است در آستانهی سال نو و در آغاز سال برنامهای برای خودش، برای زندگی و برای رشد و توسعهی خود داشته باشد. امسال هم طبق سالهای پیش قرارهایی با خود بستهام. قرارهایی برای سال جدید. _بیشتر در سکوت بمان و در سکوت خودت را کشف کن. _از هیچکس هیچ توقعی نداشته باش! _بیشتر بخند. _بیشتر ببخش. _بیشتر گوشبده. _ هر حرفی را به سادگی [...]
یکدرس کوتاه| رهاکردن و احساس ارزشمندی
این روزها همه به دنبال بیشتر داشتن و زود رسیدناند. همه چیز باید به وفور در دسترسشان باشد تا احساس کنند حالشان خوب است و همه چیز عالیست، که البته عمر این حال خوب هم کوتاه است. هر چه برای بیشتر داشتن دست و پا بزنیم به محض رسیدن، حسِ خوب در ما پایان مییابد. ایمان سرورپور میگوید: هر چقدر خود را درگیر اعداد و ارقام کنیم، از اصالت خویش و [...]
چکیدهای درباره دورهی ” طلای درون”
اگر از من بپرسید کدام مرحله از زندگیام را دوست دارم با اطمینان میگویم همین روزهایی که در گذرند، زیباترین و غنیترین روزهای زندگیام هستند. من دانشآموزی هستم که مدام در حال یادگیریام. یاد میگیرم و آموختههایم را به اشتراک میگذارم. در مسیر یادگیریام با جهان درونم بیشتر آشنا میشوم. آنها را میپذیرم، زیرا تنها در صورت پذیرفتن است که میتوانم گامی برای بهبود و ارتقای خودم بردارم. طلای درون نام [...]
هر که آگاهتر افتادهتر…| در بستر آگاهی
وقتی صحبت از آگاهی میشود اغلب افراد خود را آگاه میدانند، ژست میگیرند و خُرده اطلاعات کممایهشان را توی صورت طرفمقابل استفراغ میکنند. هر چه در مسیر خودشناسی پیش میروم بیشتر متوجه ناآگاهی خودم میشوم. نکتهی جالب توجه اینجاست وقتی به ناآگاهی خودم اعتراف میکنم همان آدمها با خرده اطلاعاتِ دست و پا شکستهشان میگویند: بله، من میدانستم روزی خودت میفهمی! یا میگویند: من که بهت گفته بودم! بعد ژست آدمهای [...]
آگاهی از دل خودشناسی جوانه میزند.
آنچه از خودشناسی آموختم: متن زیر فقط قطرهای از آموزههای معلمم ایمان سرورپور است. من نظر شخصیام را در بعضی گزینهها اعمال کردهام. _ اگر به درد و رنج زندگی بچسبید بیمار میشوید. تصور قربانیبودن و مظلوم بودن شما را از رشد باز میدارد. _ آدمها فکر میکنند خیلی میدانند. در حالیکه هیچ چیز نمیدانند. به جای "میدانم" بگوییم: "نمیدانم اما مشتاقم یاد بگیرم." _ دو گروه از آدمها هیچگاه به [...]
به کسی که ازت آب درخواست کرده آبپرتقال نده!
《به کسی که ازت آب درخواستکرده، آب پرتقال نده! 》 اولین بار این جمله رو از ایمان شنیدم. فکر کنم جلسهی سوم کلاس آگاهی تا آفرینش بود. روی جملهش دقیق شدم و بعد وقتی به ادامهی حرفهاش گوش دادم متوجه شدم منم خیلی جاها به کسیکه از من یک لیوان آب خواسته آبپرتقال دادم. ایمان میگه: از نظر شما شاید این یعنی محبت، دوستداشتن و توجهکردن، اما اینطور نیست. دوستداشتن یعنی [...]
گفتگویی در خلوت…
گفت: اون منو آدم حساب نمیکنه! گفتم: اونی که تو رو آدمحساب نمیکنه خودش یه ضعف بزرگ داره که نتونسته حلش کنه. گفت: این شامل همهی آدمها و همهی موارد میشه؟ گفتم: بله، حتی خودِتو؛ مراقب باش مغرور نشی. هر جا حس کردی اونقدر خوب و کاملی که فلانی در حد تو نیست؛ همونجا بایست! فکر کن! ببین چی در تو هست که اذیتت میکنه، که اغلب برات مسئلهساز میشه اما [...]
ما به بغل نیاز داریم.
در حالیکه آفتاب کم رَمق زمستانی را روی تنم حس میکردم دستها را در جیب پالتو کرده بودم و از میان قبرها عبور میکردم. نگاهم روی سنگقبری افتاد. دوشیزه ... با دیدنکلمهی دوشیزه ایستادم و نوشتهی روی سنگ را خواندم. امیر که دو سه قدمی جلوتر از من راه میرفت برگشت و نگاهم کرد. پرسید: چیه؟ گفتم: فقط هیجده سالش بوده! فضای قبرستان را سکوت فرا گرفته بود. به ساعت موبایلم [...]
آیا از قضاوتها میترسید؟
فکر میکنم همهی ما از زمان کودکیمان قضاوتشدن را تجربه کردهایم. وقتی کوچکترین کارهایمان توسط بزرگترها قضاوت میشد و برچسب میخوردیم و معمولا این جملهها را بسیار شنیدهایم؛ "حالا فلانی میگه چه بچهی بینظمیه" یا " حالا فلان حرفو پشتسرمون میگن" " یه وقت ممکنه فکر کنن منظورمون با اوناست" و بعد از آن در مدرسه توسط معلمان و همکلاسیان بارها و بارها قضاوت شدیم. ذهن ما زمین قابلکشتی بود آمادهی [...]