در پیچ و خمهای مسیر نوشتن
برای اهل تولید محتوا و نوشتن شاید این جمله تکراری باشد؛ 《 برای اینکه در کاری تبدیل به متخصص شوی لازمست دست کم ده سال در آن کار مداومت داشته باشی.》 تداوم در هر کاری بالاخره نتیجه میدهد. هیچ تلاشی بینتیجه نمیماند. بیش از سه سال از ورود من به دنیای نوشتن و تولیدمحتوا گذشته در این مدت به نتایج قابل توجهی دست یافتهام که در زیر چند مورد را مینویسم. [...]
چگونه خود را شناختی؟
پس از پایان دورهی خودشناسی من تکلیفم را که خلاصهی دوره به شکل متنی بلند بود به کلاس ارائه دادم. یکنفر در خصوصی از من پرسید: چگونه به این مرحله رسیدی ؟ او کمک میخواست. من پاسخم را در دو فایل صوتی برایش فرستادم و چیکدهای از آن را در زیر مینویسم. وقتی پردهای تاریک که روانت را پوشانده کنار میزنی، وقتی دریچهی قلبت راباز میکنی و از رنجشات مینویسی! وقتی [...]
وقتشناسی بخش عمدهی اعتبار و شخصیت شماست.
وقتشناسی بخش عمدهی اعتبار و شخصیت شماست. هرمز انصاری اولین بار که میخواستم با شاهین کلانتری گفتگویی تلفنی داشته باشم، ابتدا با یکی از ادمینهای سایت مدرسهی نویسندگی صحبت کردم و وقت خواستم. او پس از هماهنگ کردن با شاهین به من پیام داد و گفت: آقای کلانتری روز پنجشنبه ساعت ۱۸:۰۷ دقیقه منتظر شماست. برایم کمی عجیب بود. چون تجربه به من میگفت معمولا قرارهای گفتگو و ملاقات در ساعتهای [...]
چرا میخواهی اثری از خود به جا بگذاری؟
شاید فکر کنید آفرینش چندان دشوار نیست و افراد بیشماری هستند که دستی در دنیای هنر دارند و اثری به زیبایی می آفرینند. من اینجا از آفرینشی مینویسم که سرچشمه اش آگاهیست. آگاهی ای که حاصل رشد است. بنظر من آگاهی و رشد به موازات هم پیش میروند و جهان درون انسان را به سوی آفرینش سوق می دهند. وقتی از خمیرمایۀ آگاهی بهره میبری و میآفرینی، این آفرینش عمیق، جذاب [...]
نامهای به دخترم آوا
آوای من! این را بارها به تو گفتهام و دلم میخواهد در اینجا ثبتش کنم که به خاطر داشتن تو هر روز از پروردگارم سپاسگزاری میکنم. راستش را بخواهی گاهی به خاطر عشقی که در قلبم به تو دارم کمی میترسم! روزهایی که به مدرسه میروی و من بعد از رفتنت دستی به سر وروی اتاقت میکشم از اینکه روزی تو اینجا را ترک کنی ته دلم خالی میشود؛ بعد به [...]
وقتی خودتو دوست نداری…
وقتی خودتو دوست نداری کسانی رو وارد زندگیت میکنی که دوستت ندارن. ایمان سرورپور وقتی صحبت از دوستداشتن خود میشود اغلب آدمها میگویند که خودشان را دوست دارند و برای خودشان ارزش و اهمیت زیادی قائلند؛ اما بنظر میرسد درصد بالایی از افراد هنوز نمیدانند که دوستداشتن خود دقیقا یعنی چه؟! دوستداشتن خود یعنی پذیرفتنخود با تمام اشتباهاتمان. دوست داشتنخود یعنی شکستها و اشتباهات را دیدن و درصدد رفع [...]
چرا زندگی با ترس و نگرانی؟ | کلامت را دگرگون کن!
گاهی به زندگی فکر میکنم؛ به بازیهایش که چقدر خردمندانه ما را در شرایط مختلف ارزیابی میکنند. به خودم فکر میکنم، منی که پیشتر با تلنگری خم میشدم یا میشکستم و حالا در طوفانها و ضربههای گاه وبیگاه آرامم و با اطمینان به سوی نور و روشنایی گام برمیدارم. چه چیزی باعث شد تا به این آگاهی برسم و مطمئن شوم که نگرانی و مضطرب شدن فقط لحظهی حال را هدر [...]
ظرفیت خود را بالا ببرید!
شاید برای شما پیش آمده باشد که در زندگی و روابط یا محل کارتان مورد هجوم بیرحمانهی واژهها قرار گرفته باشید. مواردی بوده که هیچ برخورد یا گفتگوی غیرمحترمانهای از سوی شما صورت نگرفته اما آواری از خشم و بیحرمتی را تجربه کردهاید! به نظر من رفتار آدمها در مواقع شکست و زخمیشدن بستگی به بزرگی شخصیت یا همان ظرفیت آنها دارد. کسانی که ظرفیت پذیرش زخمها و شکستها را ندارند، [...]
رنگ عشق در دههی چهارم زندگی
بنظر میرسد تعریف عشق برای هر کسی منحصربفرد است. بنظر من در دههی چهارم زندگی رنگ عشق به آبی فیروزهای متمایل میشود. آبی فیروزهای! سرزنده، آرام و قابل اعتماد. در این مرحله دوست داری همه چیز به آرامی پیش برود، روزها درخشان و سرزندهاند. آبی فیروزهای حسِ "بودن" را به آدم میبخشد. "بمان، در لحظه بمان!" عشق، "بودن" است. بودن در همین لحظه، همینجا که هستم؛ این لحظات سادهای که دست [...]
افراد موفق چه ویژگیهایی دارند؟
وقتی یک فرد موفق را میبینیم، مشتاق میشویم داستان زندگی و موفقیتش را بشنویم؛ شاید داستان او انگیزه یا چراغی برای روشن شدن مسیرمان باشد. شنیدن شکستها و روزهای تلخی که فرد موفق داشته، برای ما جالب و شنیدنیست. در دلمان او را تحسین میکنیم که چقدر عالی توانسته پس از شکست و زمین خوردن دوباره برخیزد و از نو آغاز کند. اغلب آدمها فقط زمانی که به حرفهای فرد موفق [...]
تصور کن! بنویس! رشدکن!
تصور کن! هفتهها زمان میگذاری و به چندین نفر برای پیشبرد اهدافشان کمک میکنی، آنها ضمن کارکردن بارها از تجربیات تو استفاده میکنند. از رشد و ارتقای کارشان خوشحالند، اما پس از مدتی میروند و پشت سرشان هم نگاه نمیکنند و دیگر حالی از تو نمیپرسند. گویی که تو هیچوقت حضور نداشتهای! تصور کن! کتاب بنویسی و آنها که ادعا میکنند برایت ارزش و احترام قائلند، دوستت دارند و همیشه قلمت [...]
عمیقنشدن، مشکل بزرگ انسان امروز
چیزی که در انسان امروزه به ندرت یافت میشود، عمیقشدن است. این روزها انسانهایی که عمیقشدن در زندگی را تمرین میکنند متمایز و انگشت شمارند. زندگی در عصر حواسپرتی انسان امروز را به جایی رسانده است که به وقایع نگاه سطحی دارد. هر چه را با چشم سر میبیند، سریع نتیجهگیری میکند. ذهنش به دنبال آنچه دیده و شنیده میدود و به سرعت نتیجهگیری کرده و واکنش نشان میدهد. انسان امروز به [...]
زیر پوست زندگی | پیادهرویهای الهامبخش
صبحها در پارک نزدیک خانه پیادهروی میکنم. هوای لطیف بهاری راهش را به سوی ریههایم باز میکند. معلوم نیست چه رازی در پیادهروی های صبحگاهی است؛ انگار با هر گام و بالارفتن تپش قلب ذهن آمادهی پذیرش ایدههای جدید میشود. در کمتر از ده_پانزده دقیقه جنس تفکر آدم تغییر میکند. اگر تا ده دقیقه قبل به موضوعات سطحی و مضحک فکر میکردی پس از دقایقی گویی با ترشح هورمونهای نشاطبخش افکارت [...]
سفر زندگی تو، سفر زندگی من
گفت : نوشتهات را خواندم.تو چطور توانستی به این درک و جایگاه برسی؟! از آنجایی که من همیشه آمادهام تا به افراد پرسشگر و مشتاقِ یادگیری کمک کنم، چندین سطر برایش نوشتم. مشخص بود هیجانزده شده گفت: چه عالی! ممنونم که وقت گذاشتی و کامل توضیح دادی. و رفت! به فکر فرو میروم. افراد زیادی بودهاند که از من سوالاتی مشابه سوال بالا پرسیدهاند. تصور میکردم شاید بتوانم با راهکارهایی به [...]