خانه۱۴۰۴-۱۰-۱۷ ۲۲:۱۹:۰۵ +۰۰:۰۰

تصمیم‌ها و عبور از موانع زندگی

دیروز برای درمان ریشه‌ی دندانم به یک کلینیک دندانپزشکی رفتم. دو هفته قبل خانم دکتری که متخصص درمان ریشه بود با دیدن عکس رادیوگرافی مرا برای مشاوره به جراح لثه معرفی کرد. یک هفته طول کشید تا توانستم یک وقت ۵ دقیقه‌ای برای مشاوره با جراح لثه بگیرم. آقای دکتر با دیدن عکس دندانم‌گفت این‌دندان کشیده شود، بهتر است. ریسک کار بالاست. اگر عصب‌کشی شود، ممکن است نتیجه‌ی خوبی نداشته باشد. [...]

بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۹|ایده‌ها, توسعه ی فردی|4 ديدگاه

من شهامت دارم…

ما انسانها همواره در تلاشیم تا زندگی بهتر و شایسته‌تری برای خود و اعضای خانواده خود تدارک ببینیم. چیزی که مهم است این‌است که در کنار تلاشی که برای ارتقای سطح زندگی‌مان می‌کنیم، چقدر برای انسان‌بودن، مهربانی، انعطاف‌پذیربودن و همدلی زمان می‌گذاریم و برای رسیدن به این جایگاه تلاش می‌کنیم؟ تصور من اینست که قرار گرفتن در این مسیر شهامت می‌طلبد، شاید باید سالها زمان صرف کنیم و از خیلی خواسته‌هامان [...]

بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۹|ایده‌ها, توسعه ی فردی|3 ديدگاه

تمرکز دغدغه‌ی این روزهای من است.

امروز چند ساعتی بیرون از خانه بودم.در یک رفت وبرگشت حدود دو ساعت در ترافیک بودم. سرسام‌آور بود. وقتی به خانه رسیدم سردرد و حالت تهوع داشتم. نیم ساعتی روی مبل دراز کشیدم تا حالم بهتر شود. کمی بعد با خودم فکر کردم، این شلوغی چقدر کلافه‌کننده است و ذهن را از انسجام و متمرکز شدن دور می‌کند؛ درست مثل روزهایی که چندین کار را دریک روز انجام می‌دهم. طی چند [...]

بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۹|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

چرا به تفکر عمیق نیاز داریم؟

چرا به تفکر عمیق نیاز داریم؟ ۱. روزانه فکرهای زیادی از سر ما می‌گذرد، فکرهایی که بعضی از آنها گذرا و برخی دیگر ممکن است چند روزی ذهنمان را درگیر کنند. ۲. ما نیاز داریم مسائل را از زوایای مختلف ببینیم و درباره‌ی آنها فکر و گفتگو کنیم. ۳. گاهی به هیچ شکلی حاضر نیستیم از چارچوب فکری خود بیرون بزنیم، مقاومت می‌کنیم و بر نظر خود پافشاری می‌کنیم. ۴. انعطاف‌پذیری [...]

بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۹|ایده‌ها|بدون دیگاه

روزهای دور از تمرکز

این روزها دچار ضعف تمرکز شده‌ام؛ بنظرم تا چند ماه پیش تمرکز بیشتری بر خواندن و نوشتن داشتم. برای همین تصمیم گرفتم روش خواندنم را تغییر دهم. در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که تمرکز و تکرار جزء سخت‌ترین کارهاست. سخت است اینکه کتابی را با تمرکز کامل بخوانی و بلافاصله پس از پایان کتاب، روز بعد شروع به دوباره خواندن همان کتاب کنی. روی جمله‌ها تمرکز کنی و واژه‌ها را زیر لب زمزمه [...]

بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۹|ایده‌ها|بدون دیگاه

زندگی هراز گاهی روی دیگرش را نشانم می‌دهد.

سرشبی با خودم فکر میکردم چه خوب است که وبسایتی دارم و دربارۀ آنچه آموخته‌ام و تجربه کرده‌ام، هر روز می‌نویسم. امروز صبح برای پیاده‌روی بیرون رفتم، لیستی از کارهایی که باید انجام شوند در ذهنم قطار شدند. با خودم فکر کردم، چه برنامۀ شلوغی دارم. احساس امنیتی که آدمها آرزویش را دارند، مرا به سوی خود می‌کشید. همۀ ما ماندن در منطقۀ امن‌مان را دوست داریم و خواهان ثبات و [...]

بهمن ۷ام, ۱۳۹۹|تجربه نگاری, توسعه ی فردی|بدون دیگاه

چرا به ایده‌ها نیاز داریم؟

یک نویسنده و تولید کنندۀ محتوا روزانه با ایده‌های زیادی مواجه می‌شود. ایده‌ها مثل باران بهاری غافلگیرت می‌کنند، زمانیکه منتظرشان نیستی می‌آیند و گوشه‌ای از ذهنت می‌نشینند. آن‌وقت است که باید هر‌چه سریعتر در جایی ثبت‌شان کنی و گرنه از دست می‌روند. عمر ایده‌ها کوتاه است. هرچه بیشتر بخوانیم و بنویسیم و یاد بگیریم و درباره‌ی چیزهایی که ذهنمان با آنها درگیر است محتوا تولید کنیم، ایده‌های بیشتری راه به ذهن [...]

بهمن ۴ام, ۱۳۹۹|ایده‌ها|2 ديدگاه

سخت‌ترین کار چیست؟

آیا تا به‌حال از خود پرسیده‌اید، سخت‌ترین کار چیست؟ یا، سخت‌ترین کاری که تا به حال انجام داده‌اید چیست؟ گاهی ما کارهایی را که بنظرمان سخت می‌آمدند، پس از انجامشان می‌گوییم، نه زیاد هم سخت نبود؛ و بعد با کار دیگری مقایسه‌اش می‌کنیم. میگوییم فلان کار سخت‌تر بود، اما چرا من از انجام این کار فرار میکردم؟ گاهی ما در ذهنمان از برخی کارها غولی می‌سازیم یا به حرفها و تجربیاتی [...]

بهمن ۳ام, ۱۳۹۹|ایده‌ها|بدون دیگاه

تجربیات ناشناخته و رفتن به دل ترسها

دخترم آوا از کودکی بخاطر عفونتهای مکرر گوش دوبار عمل شد. پس از آن گوشش به کارخانۀ تولید جرم تبدیل شد( البته این تعبیر من است و از نظر پزشکی و علمی نمی‌دانم به آن چه می‌گویند) به گفتۀ دکتر به دلیل شکل مجرای شنوایی‌اش است که جرمها یکجا جمع می‌شوند و باعث کیپ شدن گوش می‌شوند. امروز بخاطر مشکل در شنوایی گوش راستش به درمانگاه رفتیم. دو روزی بود که [...]

بهمن ۱ام, ۱۳۹۹|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

تجربیات من از تولید محتوا پس از ۱۶ ماه

امشب با سعید قائدی یک لایو نیم‌ساعته در اینستاگرام درباره تجربیات‌مان از تولید محتوا داشتیم. اجرای لایو تجربۀ خوبی بود،انرژی فوق‌العاده‌ای گرفتم. من از تجربیاتم در کار تولید محتوا و از تداوم و سماجتم در این مسیر گفتم. چیزی که مرا به ادامه دادن ترغیب می‌کرد چرایی محتوا بود که برای خودم مشخص بود. من مسیرهای متفاوتی را پیش از محتوا آزموده بودم؛ تجربۀ کارها و مهارتهای مختلفی را داشتم اما [...]

دی ۲۹ام, ۱۳۹۹|ایده‌ها, تجربه نگاری, محتوا|2 ديدگاه

چرا می‌خواهم محتوا تولید کنم؟

چند ماهی است که با تعدادی از دوستان حرکتی را برای نوشتن،انتشار و توسعۀ سایت‌مان  آغاز کرده‌ایم. هدف ما از اینکار تثبیت عادت نوشتن و نظم در انتشار محتوا در وبلاگ شخصی‌مان است. کسانی‌که با عنوان محتواگر آشنا هستند به خوبی می‌دانند که وظیفۀ یک محتواگر چیست و برای اینکه یک محتواگر در کار تولید محتوا موفق عمل کند اولین گام نظم در نوشتن و تولید روزانۀ محتواست. دیشب پیامی از [...]

دی ۲۸ام, ۱۳۹۹|توسعه ی فردی, محتوا|2 ديدگاه

عکس‌العمل شما در برابر طردشدن چیست؟

امروز با خودم فکر می‌کردم چرا وقتی در رابطه‌ای ما را نادیده می‌گیرند، دچار تنش و ناآرامی می‌شویم؟ چرا برخی افراد در برابر طردشدن رفتارهای هیجانی از خود نشان داده و پرخاشگر می‌شوند و برخی دیگر عکس‌العمل ملایم‌تری دارند؟ من این تجربه را داشته‌ام، تجربۀ نادیده‌گرفته‌شدن؛ جایی که انگار تو را نمی‌بینند و با بی‌رحمی به گوشۀ رینگ زندگی پَرت می‌شوی. چرا اجازه می‌دهیم هیجانات بر ما تاثیر بگذارند، آیا بهتر [...]

دی ۲۷ام, ۱۳۹۹|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

نگاهی تازه به نوشتن

امروز با خودم فکرمی‌کردم چه کاری باید انجام بدهم تا نوشته‌هایم اثربخش و عمیق‌تر شوند؛ راستش فکرمی‌کنم هنوز مطالبم عمق کافی ندارند. طی ماههای گذشته بسیار پیش آمده که چندین کتاب را همزمان با هم خوانده‌ام. نکته‌ی مثبتی که این همزمان‌خواندن برایم داشته، تنوع در نوشته‌هایم بوده است. متنوع خواندن باعث شده ذهنم آمادگی بیشتری برای دریافت ایده‌ها داشته باشد؛ اما احساس میکنم این نوشته‌ها عمیق نیستند! از آنجایی که ما [...]

دی ۲۶ام, ۱۳۹۹|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

از ننوشتن تا رسیدن به انسجام

ساعت از یازده شب گذشته بود که پیامی از مریم توی تلگرام آمد. _چی نوشتی؟ به ساعت نگاه کردم. هیچ موضوعی به ذهنم نمی‌رسید؛ نمی‌دانستم امشب دربارۀ چه چیزی در وبلاگ بنویسم. در جواب مریم گفتم: هنوز هیچی! و بعد لپتاپ را روشن کردم . کمی به صفحۀ سفید ویرایشگر زُل زدم. هیچ موضوع جالبی به ذهنم نمی‌رسید. نوشتن آسان نیست، مخصوصا وقتی‌که ندانی دربارۀ چه چیزی باید بنویسی. در حالیکه [...]

دی ۲۵ام, ۱۳۹۹|توسعه ی فردی, عزت نفس|4 ديدگاه