واقعیتهایی دربارهی رشد شخصی
این روزا اگه از خیلیها بپرسی: میخوای درباره رشد شخصی بیشتر بدونی؟ آیا میخوای رشد کنی؟ تقریبن درصد بالایی از افراد جوابشون مثبت هست. همه میخوان رشد کنن؛ اما چطور؟ رشد شخصی به هیچوجه راحت و لذتبخش نیست. اتفاقن در اغلب اوقات بسیار دشوار و دردناکه. اگه معتقدید این مسیر برای شما راحته و با سختی کمی همراه بوده، پس شما مسافر این مسیر نیستید، شاید فکر میکنی که در حال [...]
مدیتیشن و اثرات آن
در لحظهام، سبک! اکنون حضور دارم. صداهایی خفیف را چند ثانیه یکبار از پنجرهی رو به خیابان میشنوم، اما انرژی دلچسبی که در وجودم در گردش است مرا وصل نگه میدارد. صدای بال کبوتری را میشنوم که روی هرهی پنجره مینشیند. صدای عبور ماشینها از خیابان و دوباره صدای بال کبوتر که دور میشود. صدای قلقل آب توی کتری و... در لحظهام! رها از هر نگرانی! شوری درونم میجوشد، آشناست.سالها پیش [...]
من متوجه شدم…
من متوجه شدم زمان تعیین کردن برای رسیدن به خواستهام اشتباه است؛ گاهی یک اتفاق باعث کند شدن حرکتم و دیرتر رسیدنم میشود. من متوجه شدم حتا در بدترین و سختترین شرایط زندگی هر کس معنای عمیقی وجود دارد که فقط خودِ شخص قادر به یافتن آن معناست. من متوجه شدم هر چه از عمیقشدن و فهمیدن دربارهی موضوعی طفره بروم اتفاقن آن موضوعیست که در آن ضعف زیادی دارم چون [...]
باید حکیمانه نگریست…
یک جسم برای رشدکردن به غذا نیاز دارد و روح به عشق. عشق باید از درون بجوشد. درکش شاید سخت باشد. گاهی تلاش برای اینکه به کسی بفهمانی نیرویی شگفت درونت وجود دارد که اگر آن را درک کنی ریشهی مشکلاتت را مییابی، سخت است. دو گاهی به معنی صبر و صبوری فکر میکنم. ما همیشه فکر میکنیم زود به دست آوردن، زود رسیدن مزیت بزرگیست. یعنی ما نسبت به خیلیها [...]
ما به هم وصلیم…
ایمان میگه: دنیای امروز ما از افراد موفق و افرادی که مدارک رنگارنگ دارن و اونایی که موقعیتهای اجتماعی و جایگاه دهن پرکن دارن، اشباع شده. ما دیگه به این چیزا نیازی نداریم. ما به افراد التیامدهنده نیاز داریم.نه اونایی که زخم میزنن، که اتفاقن زخمزنندهها فراوانند. داشتم فکر میکردم، آیا منم میتونم یک التیامدهنده باشم؟! میدونم برای اینکه التیامدهنده باشی باید وصل باشی! وصلبودن یعنی استقبال از چالشها. یعنی [...]
آیا بلدی هیچ شوی؟!| کمی دربارهی عشق
اغلب آدمها گمان میکنند عشق حسی است که باید از بیرون و توسط کسی به ما منتقل شود! اما عشق احساسی کاملن درونیست. کسی باید درونش سرشار از عشق باشد تا بتواند آن را به دیگری ببخشد! کسی که مغرور، خودشیفته، حسود، منفیباف و سَمی باشد چگونه میتواند به دیگری عشق بورزد؟! کسیکه با این ویژگیهای اخلاقی و رفتاری به دیگری ابراز عشق میکند، یا فریبکار است و یا نادان! فرد [...]
متمرکز بر خویش، ساده اما پیچیده!
یک شاید خودشیفتگی به نظر بیاید، گاهی مطالب وبسایت را میخوانم و دلم برای نوشتههایم غش و ضعف میرود. دو بعضی روزها مثل امروز حالم به طرز شکوهمندی خوب است. ثانیهها، مبلی که روی آن لمدادهام، چای و سکوت... وای که دلم میخواهد زمان متوقف شود. معلمم میگوید: این نشانهها مال کسی است که بر خودش متمرکز است، خودش را دوست دارد و نیروی عشق در او جاریست. سه بیش از [...]
بیداری چگونه است؟ | در مسیر بیداری
سالها پیش فکر میکردم همانقدر که من به آگاهشدن و شناختخود علاقمندم، احتمالن اغلب مردم نیز مشتاق به آگاه شدناند! فکر میکردم اگر از آگاهی دورند به این خاطر بوده که در شرایط نامناسبی بودهاند و محیط اطرافشان آنچنان مساعد رشد و بیداریشان نبوده! فکر میکردم اگر برایشان از مسیرم بگویم اغلب آنها مشتاقانه استقبال میکنند اما، اشتباه میکردم! من جهان را از دریچهی تصورات و ذهن خودم میدیدم. فکر می [...]
بایدهایی که در زندگی نباید فراموش کنیم.
گاهی شرایط و آدما ناامیدت میکنن! سعی کن درک کنی که این ناامیدی به نفعت بوده. چون توی تاریکترین لحظههاست که با خودت خلوت میکنی و درست توی همین لحظههاست که نور امید قلبتو روشن میکنه. نور باعث میشه به حرکتت ادامه بدی. وقتی آدمی یا موقعیتی رو از دست میدی در اغلب موارد بهترشو بدست میاری، فقط باید سعی کنی قبلیها رو دودستی نچسبی، رها کن تا افراد جدید [...]
آیا به کارَت عشق میورزی؟
گفت:《 چه کاریه که فارغ از نتیجه غرقش میشی فارغ از کفزدن دیگران ! کاری که روحتو تر و تازه میکنه؟ اون چیه؟ بچسب بهش! 》 گفتم: همین که هر روز مینویسم. بیش از هفتصد مطلب کوتاه و بلند توی سایت دارم. شمار دفترهایی که سیاه کردم از دستم در رفته. "نوشتن"، کاریه که فارغ از نتیجه غرقش میشم. یه کار دیگه هم هست، که حس خوبی باهاش میگیرم. "شناخت خود". [...]
در سکوت گوش کن!
آیا تا به حال در سکوت به حرفهای کسی گوش دادهاید؟ منظورم از سکوت تنها حرفنزدن نیست. سکوت در اینجا سکوت ذهن است. یعنی وقتی در حال گوشدادن هستی ذهنت خاموش باشد. سخت است نه؟ ما گوش نمیدهیم! میشنویم تا پاسخ بدهیم. تا به سرعت نظرمان را بیان کنیم تا با بیان تفکرات و ذهنیتمان به دیگران بفهمانیم ما هم به اندازهی کافی میدانیم، بلدیم، باتجربهایم، با کلاسیم و... ما هم [...]
پایت را در خاک فرو کن!
کسی که میخواهد بداند خاک چه بویی دارد و سبزهها و گیاهان چقدر زیبا و لطیفاند، باید پایش در خاک فرو برود و سبزهها را با دست لمس کند. رومن رولان ●وقتی عظمتی میبینی و در دل تحسین میکنی، وقتی سودای تجربهکردن در سر داری، وقتی راه غریب است تردید نکن! گام اول را بردار، پایت را در خاک فرو کن! وقتی مقابلش نشستم و داستانم را برایش تعریف کردم [...]
در هزارتوی زندگی یک نویسنده
یک نمیدانی از کجا شروع شد؟! حتا دقیق یادت نمیآید اولین نوشتهات چه بوده! شاید در حد یکی دو جمله، دلنوشتهی سانتیمانتال و یک مشت کلمهی مزخرف که به دنبال هم قطار شدهبودند و یا... هر چه بود به لعنت خدا هم نمیارزید. دو واژهها خامِ خاماند. یک مشت احساسات متزلزل که از در و دیوار ذهن هپروتیات بیرون میریزند. افتضاح. اما مینویسی چون، ذهنت پُر از افکار مختلف است و [...]
درسهایی که از تداوم آموختم.
_ وقتی هدف بزرگی برای خود انتخاب کردهایم، چیزی که در ابتدا ما را به جلو هدایت میکند انگیزه است. اما انگیزه برای مدت کوتاهی جواب میدهد. برای اینکه در ادامهی مسیر ناامید نشویم و پیش برویم، نکتهی مهم تعهد به مسیر است. تصمیم بگیرید تا آخر به مسیر متعهد باشید. _ ما برای اهدافی که پر از چالشاند نیاز به همراه داریم. فراموش نکنید تعامل با افرادی که با ما [...]