بارها با افرادی برخورد کرده‌ام که می‌پرسند: چرا نمی‌توانم در یک مهارت یا فعالیتی که اتفاقا به آن علاقه دارم، پیشرفت کنم. یک مدت کار را انجام می‌دهم و بعد رهایش می‌کنم؛ وقتی رها شد احساس بدی دارم، اعتماد‌بنفسم را از دست می‌دهم و به دنبال آن خود را با دیگرانی که هم مسیرم بوده‌اند مقایسه می‌کنم و احساس ناکافی‌بودن وجودم را پُر می‌کند و این حس در جنبه‌های دیگر زندگی‌ام نیز تاثیر می‌گذارد. از این شاخه به آن شاخه می‌پرم و در نهایت احساس پوچی می‌کنم.‌

 

وقتی از آنها می‌پرسم چه مدت برای کارت زمان گذاشته‌ای معمولا می‌شنوم : یکماه یا نهایت سه ماه و بعد ناامیدی به سراغم می‌آید!

بگذارید یک خاطره تعریف کنم .

چند وقت پیش یکی از دوستانی که در اینستاگرام دنبال می‌کنم عکسی از دیوار حیاط خانه‌اش گذاشته بود. دیواری که سراسر آن با گیاه پیچک زیبایی پوشیده شده بود و جلوه‌ی دلپذیری به حیاط خانه داده بود.

وقتی از زیبایی و طراواتی که حیاط خانه‌اش داشت تعریف کردم در پاسخم گفت:《 این گیاه هشت سالِ پیش یک ساقه‌ی کوچک بود. خیلی‌ها می‌آیند و در همان بدو ورود به خانه‌ام می‌گویند یک ساقه از این گیاه را بده تا من هم در باغچه یا گلدانم بکارم. و وقتی توضیح میدهم که هشت سال زمان می‌برد تا به این وسعت دیوار را بپوشاند، می‌گویند: اوه چه زیاد! هشت ساااال! و از بردن گیاه منصرف می‌شوند.》

این موضوع مرا به فکر وا داشت. فهمیدم تمام دستاوردهای ما در زندگی به صبر و تمرکزمان ارتباط دارد.

همه‌ی آدمها زیبایی، شکوه، موفقیت، به اوج رسیدن‌های دیگران را می‌بینند و می‌خواهند شبیه او عمل کنند. اما پس از مدت بسیار کوتاهی از ادامه‌ی راه باز می‌مانند؛ می‌دانید چرا؟

چون متمرکز شدن و ادامه دادن نیاز به مصرف انرژی ذهنی یا فیزیکی زیادی دارد، اینکه تو در هر شرایطی و با وجود موانع مختلف از مسیرت خارج نشوی و با تمرکز، دقت و سرسختی ادامه دهی. شکست، موانع، سنگ‌اندازی‌ها و نا امیدی همگی قسمتی از مسیر هستند که آرام و پیوسته باید پشت سر گذاشته شوند.

فکر می‌کنم مشکل اغلب افرادی که کارهای خلاقانه و هنری را انتخاب می‌کنند و بعد از مدتی رهایش می‌کنند وجود نا امیدی است.‌

خیلی‌ها گمان می‌کنند باید در همان روزها و ماههای اول سیلی از تعریف و تمجیدها به سویشان روانه شوند! نیاز به تایید شدن و مورد توجه قرار گرفتن طبیعی است اما نه اینکه ادامه‌ی کار ما وابسته به آن باشد.‌ فرض کن کاری انجام می‌دهی و بعد از انتشار، تایید و توجهی نمی‌گیری به جای مایوس شدن از خودت بپرس:

چرا باید محتوای من تایید شود؟

محتوای من چه مشکلی از کسی حل می‌کند؟

چرا باید با دو ماه کار کردن انتظار داشته باشم نظراتی که برای من می‌گذارند شبیه نظراتی باشد که برای فردی با ده سال سابقه‌‌ی کار متمرکز می‌گذارند.

مقایسه از اساس اشتباه است. به جای مقایسه و سرک کشیدن در زندگی دیگران بر روی اهداف و نیازهای خود متمرکز شویم. نا امیدی را بعنوان قسمتی از مسیر بپذیریم. شکست را بعنوان درسی عمیق با هدف صیقل‌خوردن روح‌مان درک کنیم و ادامه‌دهیم. خلاقیت با متمرکز شدن به دست می‌آید.

به این فکر نکنید خب، من شش ماه یا یکسال این کار را انجام دهم آخرش چه می‌شود؟

یکبار به این فکر کن که تمرکز ، صبر و ادامه‌دادن اگر هیچ‌دستاوردی برای تو نداشته باشد اما همین سه مورد از تو فردی متمایز، با‌عزت‌نفس و الهام‌بخش می‌سازد. پس از سالها تو با داشتن این ویژگی‌ها به پختگی می‌رسی. و در آخر بدان که کم هستند افرادی که در زندگی به پختگی می‌رسند.