کتابهای زیادی درباره‌ی شادی، شادزیستن و اهمیت شادبودن نوشته شده است. اتفاقا افراد زیادی جذب این کتابها می‌شوند. برخی از این کتابها پرفروش هم هستند اما ، آیا همه‌ی کسانی که این کتابها را می‌خوانند، به شادی واقعی می‌رسند؟

آدمها شادی را در بیرون از خود جستجو می‌کنند، مثلا رسیدن به خواسته‌ها، پول زیاد، رفاه و مدرک؛ و تصورشان این است که درصورت رسیدن به این اهداف و خواسته‌ها برای همیشه شاد خواهند بود.

این یک واقعیت است که شادی همیشگی نیست و اصلا قرار نیست ما همیشه و هروز شاد و خوشحال باشیم.‌شادی در کنار غم و ناراحتی و چالش‌ها و مشکلات است که معنا پیدا می‌کند.

برای اینکه شادیهای بزرگتری را تجربه کنیم ابتدا باید قدرت کشف و درک شادیهای کوچک را داشته باشیم.

بنظر من نباید از شادیهایی که همیشه و در همه حال در دسترس‌اند غافل شد و آنها را نادیده گرفت.

شادی‌هایی که همیشه در دسترس ما هستند:

۱. مدیتیشن صبحگاهی

۲. خوردن صبحانه در جمع خانواده

۳. ابراز علاقه به همسر و فرزندان

۴. روزهای آفتابی نشستن در بالکن و کتاب‌خواندن

۵. نوشتن خاطرات روزانه

۶. پیاده‌روی، کوهنوردی، رقص

۷. روشن کردن عود در خانه

۸. درست‌کردن کیک و شیرینی و میل کردن بهمراه چای با خانواده

۹. خوردن قهوه

۱۰. دیدن دوستان

۱۱. شکرگزاری و شمردن داشته‌هایمان خصوصا نعمت سلامتی

۱۲. هدیه‌دادن به دیگران

۱۳. دوری از کینه و تنفر ( آگاهی از این موضوع که تنفرداشتن بیشتر از همه چیز و همه کس به خودمان آسیب می‌رساند.)

۱۴. گوش دادن به موسیقی کلاسیک

۱۵. نقاشی کشیدن

شما چه موارد دیگری برای شادبودن در زندگی می‌شناسید؟