یک

هرتا مولر گفته :

هر تغییری اثر هنری است.

می‌توان این جور برداشت کرد که هر تغییری که در رفتار ، کلام ، ظاهر و روش زندگی ما رُخ بدهد ابتدا در ذهن ما اتفاق افتاده است.

یک ذهن خلاق و زیبا همچون زمینی قابل کشت آماده است تا ما را به شکوفایی برساند و همه‌ی اینها تنها با اقدام و عمل است که به ظهور می‌رسد.

تغییرات مثبت و اثربخش می‌توانند یک اثر هنری خارق‌العاده باشند. یک تغییر زیبا از یک ذهن زیبا سرچشمه می‌گیرد.‌

دو

 هر چیزی زیر نظر گرفته شود کوچک باقی می‌ماند.  _هرتا مولر_

با دیدن این جمله خودبخود به یاد روابط چسبنده افتادم.

توجه زیاد و کنترل‌کردن در شرایط مختلف و روابط نتایج خوبی به همراه ندارد.

اغلب آدمها در روابطشان چسبیدن به هم و مدام حواس‌شان به کارهای یکدیگر بودن را نشانه‌ی توجه، محبت و عشق می‌دانند در صورتی که عشق واقعی یعنی ایجاد خلاء و فضایی برای خلوت کسی که دوستش داریم.‌

 

به نظر من کسی که برای خودش خلوت و تنهایی غنی و پُرمحتوا ایجاد می‌کند، ذهنش خلاق شده و دهها روش برای عشق ورزیدن و بهبود روابط خلق می‌کند.

اغلب آدمها از تنهایی و سکوت و تفکر فرار می‌کنند و احتمالا نمی‌دانند که با سکوت، ذهن به‌روز رسانی می‌شود و به نسخه‌ی جدیدی ارتقا می‌یابد.

پس از بیرون آمدن از سکوت و خلوت غنی، فرد خلاق‌تر، منعطف‌تر، آرام‌تر به رابطه برمی‌گردد.‌

فردی که در تنهایی با خودش ارتباط مثبتی داشته باشد در روابطش نیز قوی عمل می‌کند.

خلوت غنی جایی‌ست که در آن رشد صورت می‌گیرد.  در خلوت غنی فرد چیزی یا کسی را زیر نظر نمی‌گیرد و تنها روی ارتباط با خویش کار می‌کند و رشد در تنهایی و خلوت اتفاق می‌افتد.