همیشه فکر می‌کردم اگر در یک روز چندین کار برای انجام دادن داشته باشم و از صبح تا ظهر برای انجام کارها به چند جا سرک بکشم، نشان داده‌ام که چقدر سرزنده‌ام!

احتمالا هر کسی مرا می‌بیند با خود فکر می‌کند چقدر من فعال و پر‌انرژی‌ام!

این افکار برای زمانی بود که به طور جدی بحث توسعه‌فردی را دنبال نکرده‌بودم؛ تصورات خامم زمان زیادی طول نکشید، چون فهمیدم چندکارگی آدم را بیچاره می‌کند. چندکارگی دشمن تمرکز است.‌

شاید اگر کلمه‌ی تمرکز را برای امسالم انتخاب نکرده بودم، هنوز در تصورات ناپخته‌ام گیج و منگ غوطه‌ور بودم.

چندکارگی روح و روان فرد را فرسوده می‌کند و آرامش را از او می‌گیرد. پرداختن همزمان به چندین کار زمانی برای تامل و عمیق‌شدن نمی‌گذارد.

ما نیاز به هدفگذاری داریم. ما نیاز داریم تغییر و رشد را تجربه کنیم. این رشد طی سالها و شاید دهه‌ها اتفاق‌ می‌افتد. رشد پروسه‌ای طولانیست.آرام و حلزون‌وار.

تمرین تمرکز به عمیق‌شدن و رشد کمک می‌کند. افراد کمی هستند که تاثیر تمرکز بر ذهن و رشدفردی باور دارند. شاید یکی از دلایلش این باشد، تمرکزکردن بر روی یک هدف و ماهها یا سالها تداوم در انجام آن حوصله‌ی زیادی می‌طلبد.

من معتقدم هرقدر در مسیر رسیدن به اهدافم به آرامی و تمرکز پیش بروم و هرقدر این پروسه به درازا بکشد درسهای بیشتری برای آموختن خواهم داشت. سرعت در رسیدن به خواسته‌ها شاید هیجان‌انگیز و جالب باشد اما با این روش به‌اندازه کافی عمیق نخواهیم شد.

یکی از مهمترین دستاوردها در رسیدن به اهداف اندیشه‌ای عمیق است. تداوم و تمرکز روی یک هدف به اندیشه‌مان عمق می‌بخشد.