زندگی برپایه‌ی مهارت‌ها استوار است.ما نیاز داریم مهارتهایی‌ را بیاموزیم که در کار و روابط‌مان موفق‌تر عمل کنیم.

من فکر می‌کنم‌ یادگیری، به کار بردن و متعهد شدن به این مهارتها، هنر می‌خواهد. ما در روابط‌مان خیلی مسائل را نادیده می‌گیریم یا وقتی به مشکلی برمی‌خوریم اصلا متوجه نیستیم که اشکال کار کجاست؟

از گفتگو کردن طفره می‌رویم،نظم در کار را جدی نمی‌گیریم،برای کارهایی که پشت گوش انداخته‌ایم هزار بهانه می‌آوریم،با شنیدن انتقاد گُر می‌گیریم و در جایی که باید سکوت کنیم حرف می‌زنیم!

وقتی در روابط‌مان حال بد را تجربه می‌کنیم دلیلش را نمی‌دانیم و معمولا انگشت اتهام را به سوی دیگران می‌گیریم،خوب است بدانیم احساسات از دورن ما سرچشمه می‌گیرند و اگر چیزی باید تغییر کند از درون است نه بیرون!

همه‌ی ما نیازمند یادگیری مهارت‌هایی برای زندگی بهتر و روابط موثرتر هستیم. آنچه در ابتدا مهم است ،تغییر ذهنیت ماست. ذهن ما در برابر تغییر مقاومت می‌کند،تغییر آسان نیست .وقتی در شرایط تغییر قرار میگیریم انرژی زیادی صرف میکنیم تا خود را با شرایط وفق دهیم.

راه موفقیت از تغییر میگذرد.این تغییر ابتدا در ذهن و باورهای ما سپس در زندگی‌مان اتفاق می‌افتد. موفقیت راهی طولانی ،پُر پیچ و خم و رو به بالاست. در این مسیر بارها شکست را تجربه میکنیم،اما شکست تنها اسمش نگران کننده است.

شکست یک مرحله از هزاران مرحله‌ی رسیدن به موفقیت است. محال است شکست را در اشکال مختلف تجربه نکنی و بعد به موفقیت برسی! هرچه شکست‌ها بیشتر باشند دامنه‌ی تجربیات ما وسیع‌تر می‌شود،فکر ما پویاتر می‌شود و خلاقیت در ما رشد می‌یابد.

 

مطالب بیشتر:

مهمترین عامل شجاعت|خودشناسی 

برنامه ریزی و دستیابی به اهداف 

ثبت زمان تمرکز|یک جمله از دنیل گلمن 

بزرگترین خوش شانسی من زمان بندی است.