امروز دو استوری در واتساپ دیدم که روز خواهر را تبریک گفته بودندو برای قدر دانی از خواهرشان عکس او را گذاشته‌ بودند.

از یکی‌شان پرسیدم: این نامگذاری روز خواهر برچه اساسی تعیین شده است؟

در جوابم گفت :نمی‌دانم.

همین پاسخ نمی‌دانم مرا به فکر فرو برد و از نفر دیگری هم که آن استوری را گذاشته بود پرسش بالایی را پرسیدم؛و در کمال تعجب او هم نمی‌دانست. فقط شنیده بود که می‌گویند(!) امروز روز خواهر است!

خُب، اگر می‌گفتند امروز روز بُز است و همه عکس بُز بگذارید را بدون فکر انجام می‌دادند؟

با خودم فکر کردم آدمها در طول روز چقدر از کارها و رفتارهای‌شان براساس همین می‌گویند هاست.

انواع و اقسام رسم و رسومات و باورهایی که وقتی خوب دقت کنی و ردشان را بگیری به همین نمی‌دانم و می‌گویند ها ختم می‌شود.

می‌گویند فلان رفتار و فلان عقیده مضر است! پدرِپدر بزرگم گفته است! خب برچه اساسی این حرف را زده؟ نمی‌دانم!

می‌گویند مردم فلان شهر به درد وصلت نمی‌خورند و آدمهای خوشگذران و بدرد نخوری هستند!

می‌گویند فلان چالش راه افتاده ،همه عکس گذاشته‌اند،من هم می‌گذارم!

می‌گویند مردم فلان کشور حسود و خسیس‌اند!

می‌گویند بهتر است جشن عروسی فلان شب برگزار شود!

می‌گویند اگر یکبار عطسه کردی نشانه‌ی صبر است !

می‌گویند باید فلان خوراکی را فقط روزهای چهارشنبه بخوری!شگون دارد!

یا مثلا :

انتخاب فلان رشته‌ی تحصیلی یعنی طرف خیلی حالیش می‌شود!

از فلان جا زن گرفته خیلی خر است!

ماشین من بهترین است،بقیه ماشین‌ها مفتشان گران است!

در همه‌ی مثالهای بالا یک چیز مشخص است؛افرادی که “فکر کردن” بلد نیستند.

افرادی که شک کردن بلد نیستند،بلد نیستند به باورها یا اعتقادات یا حرفهای اطرافیان و

دیگران شک کنند آنها را دور بریزند و خودشان مستقل فکر کنند.

من هم از این مدل افکار داشته‌ام. اما کم کم یاد گرفتم گاهی به حرفها و باورهای خودم  شک می‌کنم .از خودم می‌پرسم ؛شاید اشتباه کرده‌ام. دوباره ،سه باره و ده باره فکر می‌کنم و گاهی درباره‌ی آن مسائل می‌نویسم و یا با چند نفر مشورت می‌کنم. به هر حال دو سه تا فکر مختلف بد نیست که روی هم ریخته شوند و تصمیم درستی گرفته شود.

من فکر می‌کنم گاهی ماباید به چیزهایی که با چشم خودمان هم می‌بینیم ،شک کنیم. دیگر تکلیف آن “می‌گویند”ها مشخص است. وقتی به همه‌ی دیده‌ها و شنیده‌ها با تردید نگاه کنیم پس از آن هر اندیشه و باور و بایدی را چشم و گوش بسته نمی‌پذیریم.

 

مطالب بیشتر:

از خود بپرسید ،چرا؟ چگونه؟ چطور؟

نوشتن،آگاهی و خودشناسی 

مقایسه ی مدل ذهنی منتقد و مدل ذهنی وکیل

انتخاب ،آگاهی ،رشد شخصی