این دومین پندنامه‎‌ای است که می‌نویسم؛

گاهی اتفاقاتی در زندگی رقم می‌خورد که حیرت می‌کنم. و حالا پند نامه‌ای می‌نویسم خطاب به خودم:

۱٫ زندگی کوتاه‌تر از آن است که با بحث و جدل سپری شود.

۲٫ بپذیر، گاهی حرفهایت را نمی‌فهمند؛شاید هم خودشان را به نفهمیدن می‌زنند.

۳٫ تو بارهااز تمایز نوشتی و هنوز هم به آن معتقدی ،حواست هست که گاهی شبیه دیگران می‌شوی؟

۴٫ از اینکه از حماقت‌ها و کج فهمی‌ها می‌رنجی و کلافه می‌شوی ،چه چیزی به دست می‌آوری؟ آدمها تغییر نمی‌کنند این تویی که باید تغییر کنی.

۵٫ امروز حرف خوبی از دوستی شنیدم؛می‌گفت: چرا خودت را اذیت می‌کنی؟ چرا حرص می‌خوری؟ افرادی که همفکر ،همسو و هم دغدغه با تو نیستند کم کم از زندگی‌ات بیرون می‌روند؛ فقط کافیست آنها را نادیده بگیری.

۶٫ در جا زدن در مسیر رشد یکی از تنش‌های این مسیر است.

۷٫ من کتاب می‌خوانم تا پاسخی برای پرسش‌هایم بیابم. تا خودم را بهتر بشناسم ،تا دنیای پیرامونم را بهتر بفهمم.

۸٫ زمانیکه بازخورد منفی می‌گیری همان لحظه‌ایست که باید با قدرت بیشتر رو به جلو پیش بروی.

۹٫ به خودت اجازه بده گاهی برنجی و عصبانی شوی. بعد بنشین و فکر کن و از دلِ همین رنجش درسی بیرون بکش.

 

این مطلب در روزهای آینده به روز رسانی می‌شود.

 

مطالب بیشتر:

لیستی از توانایی‌ها 

جملات کوتاه 

لیستی ازارزش‌های‌ من