بازی با واژه ها |خلاقیت وشگفتی bitakeyhani.com

امروز صبح که مشغول نوشتن صفحات صبحگاهی بودم با قرار دادن دو واژه کنار هم به ترکیب های جالبی رسیدم. دیدم بد نیست این ترکیب ها تعدادشان بیشتر شود و بعد شروع به نوشتن کردم و تعداد زیادی ترکیب های جدید نوشتم. بازی با واژه ها خلاقیت و شگفتی را در من بیدار می کند.
توی دفترم چند مستطیل کشیدم و توی هر کدام دو کلمه کنار هم قرار دادم. این واژه ها بهانۀ خوبی ست برای بیشتر نوشتن و حالابا چند تا از آنها یک متن کوتاه می نویسم

سازی ناکوک،بوی دود،تلخی های تُرد، دردهای خاکستری،کبودی های جان،انتهای کوچه

صدای قار قار کلاغ ها ازدوردست ها شنیده می شد. سازی ناکوک در مارپیچ کوچه می نالید و زمستان عجولانه از راه می رسید. هوا بوی دود می داد و ستاره ای در آسمان نبود.پیرمردی عصا به دست از حاشیۀ پیاده رو عبور می کرد. پسرکی نان به دست از روبرو می آمد، پیرمرد دستش را به سوی او دراز کرد و چیزی گفت. پسرک با لودگی پاسخش را داد .پیرمرد عصایش را بلند کرد و پسرک با صدای بلند قهقهه زد. پیرمرد چند قدم به دنبال او دوید و پسرک قدمهایش را تند تر کرد و از آنجا دور شد. پیرمرد لبۀ پیاده رو نشست و شقیقه اش را بر عصایش تکیه داد. صدای ساز زن نزدیک تر می شد و پیرمرد با نگاهش به انتهای کوچه ساز زن را جستجو می کرد.  رهگذری رسید و سکه ای مقابل پیرمرد انداخت. پیرمرد سکه را برداشت و در جیبش گذاشت. ساز زن نزدیک تر شد . پیرمرد خیره به دستان ساز زن نگاه می کرد . آسمان تلخی های تُردش را فرو می ریخت.ساز زن درد های خاکستری اش را می نواخت و پیرمرد کبودی های جانش را تسلی می داد. 

 

مطالب بیشتر:  

ایده ای برای نوشتن

اگر فکر می کنی کسی تو را نمی فهمد…