خانه۱۴۰۴-۱۰-۱۷ ۲۲:۱۹:۰۵ +۰۰:۰۰

انسان متمدن، انسان تنها

آدمهایی که بیشتر از من و تو سرشان می‌شود؛ می‌گویند که انسان متمدن کسی است که در تنهایی احساس تنهایی نکند، تو باید برای خودت یک دنیای درونی داشته باشی و همچنین تکیه‌گاههای ثابت روحی و فکری، یعنی در عین حال که در میان مردم زندگی می‌کنی، خودت را کاملن بی‌نیاز از آنها بدانی. مردم هیچ چیز به ما نمی‌دهند که ما خودمان از به دست آوردنش عاجز باشیم. "بخشی از [...]

بهمن ۱۰ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

رشد به شرط تداوم

این مطلب برای افرادی‌ست که می‌خواهند رشد را با وجود دشواری‌ها تجربه کنند. قطعن درصد کمی از افراد تلخی‌های مسیر رشد را به جان می‌خرند و ادامه می‌دهند. رشد به شرط تداوم درباره‌ی رشد زیاد نوشته‌ام؛ به تجربه دریافته‌ام که لازمه‌ی رشدکردن اینست که همیشه و در هرلحظه آماده‌ی دریافت باشی. وقتی درخیابان قدم می‌زنی با نگاه به عابران یا شنیدن یک جمله، یک کلمه، دیدن یک رفتار یا کنش و [...]

بهمن ۶ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی|1 دیدگاه

فنجانت را خالی کن!

نانین استاد ذِن است. او پذیرای استاد دانشگاهی شد که می‌خواست از او درس بیاموزد. وقتی آن استاد دانشگاه برجسته رسید، سخت کوشید تا به نانین درباره‌ی تمامی شایستگی‌های آکادمیکش، دستاوردها و دیدگاه‌هایش درباره‌ی چگونگی اداره‌ی درست کشور بگوید. نانین برای مهمان خود فنجانی چای ریخت، آن را تا لبه پر کرد و سپس همچنان به ریختن چای ادامه داد. استاد دانشگاه که دید نانین دارد چای را روی کفپوش می‌ریزد، [...]

بهمن ۳ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

این روزهای درخشان…

یک درس پشت درس، آگاهی پشت آگاهی و حیرت پشت حیرت! در عجبم از این زندگی که این روزها مرا به درک بیشتر فرا می‌خواند. اتفاقات و آدمهایی که تکرار می‌شوند تا به من بیاموزند کجای زندگی‌ام نیاز به بازبینی دارد. آدمهایی که مرا می‌رنجانند و متحیرم می‌کنند. از خودم می‌پرسم: چرا رفتارها و عقایدی که نمی‌پسندم و خط قرمزم هستند توسط افراد مختلفی که با آنها سر و کار دارم [...]

دی ۲۹ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

آگاهی یعنی : من می‌توانم تغییر کنم.

از پشت پنجره دانه‌های ریز برف را می‌بینم که با شتاب از سقف کبود پایین می‌آیند. با خودم فکر می‌کنم تا همین چند ساعت پیش انتظار بارش این برف سنگین را نداشتم. هواشناسی بارش برف را پیش‌بینی کرده بود‌، اما فکر نمی‌کردم به این حجم باشد. کمی بعد کل خیابان سفید بود. این دانه‌های ریز سفید چه هماهنگ پایین می‌آیند و روی درختان، دیوارها‌ و کف خیابان  می‌نشینند. حتا روی دیوار [...]

دی ۲۷ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

اکنون را دریاب! | ‌هنر کامل نبودن

در امتداد روجی به سوی چایخانه قدم می‌زنم. همان طور که به جایی که مراسم انتظارم را می‌کشد نزدیک‌تر می‌شوم مسیر باریک‌تر می‌شود. همچنان‌که راهم را می‌پیمایم، چیزی درونم تغییر می‌کند. همچنان‌ در این جهانم، اما در آن واحد احساس می‌کنم رهسپار مکانی هستم که در دوردست‌هاست، اما به دلم نزدیک است. وقتی بالاخره می‌رسم و کفش‌هایم را درمی‌آورم دیگر همان آدم قبلی نیستم که در امتداد روجی شروع به قدم زدن [...]

دی ۲۳ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

توقف کنید و نگاهی به خود بیندازید.‌

یک: لذت ببرید. شما وارد مکانی تفریحی می‌شوید که ظاهر زیبا و دلپذیری دارد. آنجا سرشار از امکانات رفاهی فراوان است. همه چیز عالیست. در آن مکان مستقر می‌شوید و از وسایل و مناظر آنجا بهره می‌برید. فرض کنید برای ماندن در آنجا هیچ محدویتی ندارید. شما فارغ از هر مسئولیتی هستید و اجازه دارید تا هر وقت دلتان خواست آنجا بمانید. چه مدت را در آن مکان سپری می‌کنید؟ دو: [...]

دی ۲۱ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی|1 دیدگاه

زندگی ساختن خود است.

آیا تا به حال به واژه‌ی ساختن فکر کرده‌اید؟ با شنیدن این کلمه چه حسی در شما ایجاد می‌شود؟ احساس سنگینی بار مسئولیتی و یا انجام کاری زمان‌بَر و سخت؟ شاید هم فکر کنید بستگی دارد ساختن چه چیزی باشد؟ اگر برای ساختن یک وسیله فیزیک‌مان را درگیر کنیم تنها خستگی جسمی به دنبال دارد که پس از مدتی با استراحت برطرف می‌شود.‌ به نظر من از میان ساختن‌ها، ساختن خود [...]

دی ۲۰ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

برای آنان که در قلب‌مان زنده‌اند!

مانا جانم ! زندگی هیچوقت عادلانه نبوده ونخواهد بود. معصومیت چشمانت گواهی می‌دهند که بی‌عدالتی را بارها و بارها چشیده‌ای، چشیده‌ایم! می‌دانی فرق تو با ما چیست؟ تو اکنون آزادی، سبک و رها! سرمست و آرام از آسمان برایمان دست تکان می‌دهی. تو زودتر از ما به دیار باشکوه آزادی پیوستی! فکر می‌کنم انسانهای برگزیده پس از طی کردن مراحلی سخت و نفس‌گیر شایسته‌ی رهایی و آزادی هستند! تو شایسته‌تر از [...]

دی ۱۸ام, ۱۴۰۱|مانا جانم|بدون دیگاه

پندنامه | از زندگی آموختم…

از زندگی آموختم؛ هر جا که بسیار تایید شدم یک لحظه توقف کنم، فکر کنم. وقتی از همه تایید می‌گیرم در تنهایی‌ام نقاب را بردارم و از خودم بپرسم چرا؟... از زندگی آموختم؛ هیچ چیز مهم‌تر و با ارزش‌تر از خانواده نیست. لحظاتی را که صرف گفتگو، مهرورزیدن و گوش دادن به خانواده می‌کنیم سرمایه‌گذاری برای آیندگان است. میراثی گرانبها که از خویش به جا می‌گذاریم. از زندگی آموختم؛ از قضاوت‌ها [...]

دی ۱۲ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

رابطه‌ی خلاقیت و عزت‌نفس

در این مطلب به سوالات زیر پاسخ می‌دهم. خلاقیت چیست؟  چرا خلاقیت مهم است؟ رابطه‌ی خلاقیت و عزت‌نفس  خلاقیت چیست؟ خلاقیت یعنی هر چیزی که ما خلق می‌کنیم و می‌آفرینیم. خلق‌ یک اثر هنری و یا حل یک مشکل که مدتی با آن دست و پنجه نرم کرده‌ایم، انتخاب مسیری که پیش رو داریم و چگونگی برخورد با چالش‌های زندگی به نحوی که به نتایج شایسته‌ای برسد، نشان از خلاقیت ما [...]

دی ۹ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی, عزت نفس|بدون دیگاه

رفتارهای تکراری مقدمه‌ی خودشناسی

در سریال ۱۸۹۹ پدرِ مورا فرانکلین جمله‌ی جالبی رو میگه: 《اونا هر بار این رفتار رو تکرار میکنن و هر بار نتیجه‌ی مشابه میگیرن.》 ۱۸۹۹ یک‌سریال با ژانر درام تاریخی، معمایی هست اما میشه حقایقی رو از دل این سریال درک کرد. (این برداشت کاملن شخصی است.) در زندگی واقعی وقتی بارها رفتارهایی را تکرار می‌کنیم دو دلیل دارد. یا نشان می‌دهیم هنوز خود را درست نشناخته‌ایم، به زندگی، روابط و [...]

دی ۶ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

مسافر زمان | در مسیر زندگی

گاهی فکر می‌کنم مسافر زمان بودن جالب و هیجان انگیز است. مثلن به بالکن می‌روی روی تاب می‌نشینی چشمانت را می‌بندی و به یک‌سال، دوسال و یا چند دهه قبل سفر می‌کنی. شاید بخواهی به آینده سفر کنی تا ببینی چه اتفاقاتی قرار است برایت رخ دهد! گاهی فکر می‌کنم سفر به گذشته این مزیت را دارد که می‌توانی اتفاقات را پیش‌بینی کنی و تا جای ممکن تغییراتی بدهی! بعد از [...]

دی ۴ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی|بدون دیگاه

هیچ چیز با ارزش‌تر از خویشتن نیست.

گفت: باید برای خودت، برای زمانت ارزش قائل شوی و وقتت را برای گفتگوهای بیهوده هدر ندهی. گفتم: پس تنهایی‌مان چه؟ گفت: زیبایی‌ها از میان تنهایی نمود می‌یابد! گفتم: وقتی بی‌تاب می‌شوی، به چه پناه می‌بری؟ گفت: گفتگو با خالقم در تنهایی! آدمها زمانی که بی‌تاب می‌شوند به سرگرمی‌ها و دلخوشی‌های موقتی و سطحی روی می‌آورند، می‌دانی پس از خروج از سرگرمی‌ها چه احساسی دارند؟ گفتم: نه، نمی‌دانم. گفت: دردی که [...]

دی ۳ام, ۱۴۰۱|توسعه ی فردی, عزت نفس|بدون دیگاه