ما عادت داریم فقط چیزهایی رو باور کنیم و تایید کنیم که با چشم می‌بینیم و با گوشمون می‌شنویم.

تا به حال به این فکر کردید چیزهایی در این جهان وجود داره که تو تا به حال ندیدی ولی هستن، وجود دارن. چرا وقتی چیزی رو تا به حال ندیدی و یا قدرت درک‌کردن اونو نداری، انکارش می‌کنی؟!

فکر می‌کنی با انکار کردن خیلی عاقل و منطقی به نظر میای؟‌ نه، وقتی انکار می‌کنی درهای یادگیری رو به روی خودت می‌بندی. وقتی یادگیری و عملگرایی در تو نباشه کم‌کم توی باتلاق امنی که برای خودت ساختی فرو میری!

 

اینا رو گفتم که به اینجا برسم؛ وقتی با دیده‌ی بصیرت و خردمندی به جهان بنگری اتفاقاتی که تجربه می‌کنی هم‌سطحِ افکار و بینش توئه! بالاتر از تصورات خیلیاست!

نیرویی که در قلب تو به حرکت در اومده و سراسر بدنت رو پُر کرده، انرژی فوق‌العاده بالایی که کمتر کسی درکش می‌کنه، برای اغلب آدمها این انرژی دور از باور و پذیرشه!

خب، هر کسی قرار نیست معجزه ببینه! من میگم معجزه چون خودم تجربه‌اش کردم. اولش برام عجیب بود و غیرقابل باور. اما واقعی بود. وجود داشت. آیا چیزی در من تغییر کرده ، که باعث شده معجزه ببینم. چی شد که به اینجا رسیدم؟

همونطور که در ابتدای مطلبم گفتم چیزهایی وجود دارن و هستن که ما نمی‌بینیم. نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد فقط اینو می‌دونم که همه چیز از یک” مرگ “و از یک “از دست دادن” شروع شد.

متوجه شدم ما زندگی رو زیادی جدی گرفتیم. و سعی کردم رهاکنم آنچه را که آزارم میداد.

می‌پرسی رها‌کردنِ چی؟ بهت میگم. رها‌کردنِ قضاوتها و اینکه دیگران راجع به تو چه فکری می‌کنن و باید هر جور که اونها میخوان رفتار کنی! رها‌کردنِ این تفکر که لازم نیست برای هر حرفی و نظری پاسخی داشته باشی. می‌تونی فقط مشاهده‌کنی و رد بشی!

رها‌کردنِ ترسها. ترس از اینکه در فلان زمان به نتایجی که میخوای نرسی و بعد چه اتفاقی در انتظارته! هیچی‌، دوباره تلاش کن. دوباره شروع کن. این جمله رو با تمام وجود درک کردم و زندگیش کردم :《بازنده اونی نیست که زمین میخوره! بازنده اونیه که بعد از زمین خوردن دیگه از جاش بلند نمیشه!》و من دوباره و دوباره برخاستم.

ترس دیگه این بود که، فانوسی که در دست داری و جلو راه افتادی به مسیر درست برسونتت. چون چند نفر هم پشت سرت دارن میان و تو راهبری‌شون می‌کنی! آیا راه درست رو انتخاب کردی؟

رها‌کردنِ اینکه از هیچ حرفی و از هیچ رفتاری نَرَنجی! فقط بشنوی و ببینی و رد بشی. انگار که نا شنوا هستی. خیلی هیجان‌انگیزه و جذاب. چون یاد گرفتی عصبانی نشی و این دستاورد با ارزشیه!  باور کن محشره!

 

رها که می‌کنی؟‌ جوابها از راه میرسن. انگار چیزی سد راهشون بوده. وجودت سرشار از نور میشه. جوابها همون درسهای زندگی و آگاهی هستن. میشن چراغ راهت و ادامه میدی و ادامه میدی. زندگیت میشه سراسر روشنی، لبخند و آرامش و اون موقع‌ست که معجزه‌ اتفاق می‌افته!

باور کن!