چرا روز تولدم غمگینم!
دربارهاش خیلی فکر کرده و نوشتهام. تا امروز جواب روشنی نیافتم که از این غم رها شوم؛ اما شاید شاید بتوان با نوشتن از درک و دریافتهای این سالهایی که گذشت کمی خود را تسکین داد.
امروز چهل و نُه ساله شدم؛ مواردی که در ادامه مینویسم تجربهها و آزمون و خطاهای من بودهاند. ضعفها و بیتوجهیهای من که امروز با آگاهی دربارهشان مینویسم و تبدیل به درسهایی باارزش شدهاند. شاید این تجربهها بتواند برای عدهای الهامبخش و یاری دهنده باشد.
● اکثر مواقع آدمها حرفهایی که میزنند و رفتارهایی که انجام میدهند هیچ منطق و درک و تفکری پشتش نیست؛ این رفتارها حاصل الگوهای آموخته شدهی نخنماست که از خانواده و جامعه به ما رسیده است. همانطور که فرانسسکا جینو گفته: 《بچهها آنقدر صادقانه بزرگسالان را سرمشق خود قرار میدهند که از اشتباهاتشان هم الگو برداری می کنند. 》
● اگر به اندازهی کافی روی مهارتهایتان کار کنید و خودتان و استعدادهایتان را کشف کنید و در مسیر ارتقای آنها پیش بروید، کمکم دایره دوستیها و افرادی که کنارتان هستند کوچک و کوچکتر میشود و این یک دستاورد است؛ باورکنید. هر چه اطرافتان خالیتر شود، رابطهتان با خودتان بهتر میشود.
● برای خودتان چهارچوب و خط قرمز داشته باشید؛ با هر کسی معاشرت نکنید، افراد خودشیفته و شخصیتنمایشی به هیچ وجه به درد معاشرت نمیخورند. اگر کسی یا کسانی شما را در جمع خودشان نپذیرفتند کنار بکشید و در تنهایی خود روی رشد کارتان، تحصیلتان، هدفتان و روابط خانوادگیتان متمرکز شوید.
● برخی مردان هیچگاه نمیگویند دوستت دارم یا عاشقتم. اما، یک روز که از خواب بیدار میشوید میبینید ظرفهای کثیف توی سینک ظرفشویی شُسته شدهاند، اجاق گاز و هود از تمیزی برق میزند. حواسش هست قرصهای ویتامین روزانه را میخوری یا نه، حواسش هست از حرفی یا رفتاری نرنجی، حواسش هست و اینها یعنی بینهایت دوستت دارم.
● به دیگران اجازه ندهید در قالب شوخی هر حرفی دلشان خواست به زبان بیاورند. اگر از حرفی واقعا ناراحت میشوید هیچ عکس العملی نشان ندهید. سکوت مطلق، بدون تایید، تکذیب، لبخند یا هر عکس العمل دیگری! سکوت کنید و نشنیده بگیرید؛ اگر طرف مقابل به اندازه کافی شعور داشته باشد دیگر تکرار نمیکند.
● از کسانیکه در ابتدای آشنایی مواردی مثل: مدرک تحصیلی، عنوان شغلی خود یا همسر و خانوادهشان، میزان درآمد و ولخرجیهای عجیبشان و موقعیت خاصِ و لاکچری محل زندگیشان را مدام تکرار میکنند دوری کنید. دورهی فخر فروختن و خودنمایی با این عناوین به سر رسیده؛ در مقابل ببینید طرف چقدر از چیزی که هست رضایت دارد؛ ببینید تفریحاتش چیست؛ آیا از تفریحات کوچک و ساده لذت میبرد؟! شنوندهی خوبی است؟! چه دغدغههایی دارد؟ آیا وقتی کنار شماست خودِ خودش است؟و وقتی کنار او هستید، خودِ خودتان هستید؟ اگر هر دو نقاب نمیزنید و هیچکدام دیگری را سرزنش یا تمسخر نمیکند و از پیشرفت و موفقیت شما خوشحال میشود بدون اینکه نظری بدهد اینها نشانهی یک دوستی و ارتباط سالم است.
● کمکم که سنتان بالاتر میرود ارتباط زیاد و مداوم با والدین دچار مشکل میشود. برای ارتباط خوب تنها یک راه حل وجود دارد؛ سعی کنید باز سعی کنید دوباره سعی کنید خودتان را جای آنها بگذارید و درکشان کنید. آنها با بالا رفتن سن احساساتی چون ترس، عدم اعتمادبنفس، پشیمانی، حسرت، غرور، خشم و بسیاری احساسات مختلف را تجربه میکنند؛ ملایم شوید، شنونده شوید، آرام و آرامتر شوید و به روزی فکر کنید که دیگر در این دنیا نیستند.
● به نظرم مادر و پدر بودن علاوه بر عشق و احساس مسئولیت داشتن، شامل مجموعهای از مهارتهاست. مهارتهایی که متاسفانه همهی ما در آنها ضعف داریم؛ برخی از ما بیشتر، برخی خیلی خیلی بیشتر و برخی اصلا صلاحیت پدر و مادرشدن ندارند. روی مهارتهای پدر و مادر شدن کار کنیم و خود را ارتقا دهیم. همین امروز، فردا دیر است.
● از روزی که فرزندتان به دنیا میآید برای آیندهی تحصیلی، مالی و شخصیتی و فرهنگیاش برنامه داشته باشید و سرمایه گذاری کنید. البته درباره بخش شخصیتی و فرهنگی ابتدا باید خودتان را ارتقا و شفا دهید تا درک کنید که فرزندتان نیز به این رشد نیاز دارد.
● بعد از ازدواج مهمترین شخص در زندگی همسر است. فهم این موضوع نیاز به آموزش مهارتهای ارتباطی قبل از ازدواج دارد.
● ورزش کنید. نه برای ظاهر و اندامتان؛ برای جوان نگهداشتن مغزتان، که در نهایت منجر به احساس خوب، افکار بهتر و مثبتتر، ارتباط بهتر با اطرافیان و آرامش و خواب بهتر میشود.
● نزدیک به دو سال است که یک گربه به جمع خانوادهی ما اضافه شده؛ داستان آمدنش به خانهی ما مفصل است و شاید یک روز دربارهاش نوشتم. چیزی که میخواهم بگویم اینست: 《جای حیوان در خانه نیست. انسانها خودخواهند.》
● وقتی روی عزتنفستان کار میکنید دیگر به هیچ شکلی حاضر نمیشوید با هر فردی معاشرت کنید. وقتی به ارزش خود آگاه میشوید نوشیدن چای در تنهایی را به بودن در جمعی پر زرق و برق یا رفتن به کافه و مهمانیها ترجیح میدهید. من انرژی فوقالعادهای از 《بودن با خود》 میگیرم. لذت تنها بودن با خود را کمتر کسی درک میکند. عدهی زیادی لذت تنهابودن را تجربه نکرده و درک نمیکنند. این نسخه برای من جواب داده، اما مطمئنم برای خیلیها جواب نمیدهد.
● به جای اینکه خشمتان را سرکوب کنید آن را بشناسید؛ آگاه شوید که در این نقطه خشمگین شدید؛ سپس راه درست تخلیه خشمتان را بیابید. به فضایی باز بیرون از خانه و یا بیرون از شهر بروید، فریاد بزنید، گریه کنید، بدوید، به بالش مشت بکوبید و…. کمی که آرام شدید بنویسید. درباره احساستان بنویسید.
نکاتی که نوشتم قطرهای از دریای بیکران رشد و آگاهیست. امروز حافظهام یاری کرد و سطرهای بالا را نوشتم. احتمالا در روزهای آینده موارد بیشتری را اضافه خواهم کرد.