همه ی ما قوانین و معیارهایی داریم که دلمان می خواهد در تعامل با آدمها به این اصول پایبند باشیم . یک سری رفتارها ،حرف ها و عادتها را نمی پسندیم. گاهی بودن در کنار افرادی که با معیارهای ما جور در نمی آیند ملال آور و کلافه کننده است.

گاهی با رفتاری یا حرفی عکس العمل نشان می دهیم و گاهی هم هرجور شده آن لحظات را تحمل می کنیم تا زمانی برسد که از شر آدمهای مزخرف خلاص شویم.

درباره ی توانایی «نه گفتن» زیاد شنیده ایم .تکنیک ها و تمرین های زیادی در این رابطه هست ؛اما چیزی که مهم است چرایی «نه گفتن» است که باید دلیلش را بفهمیم. صدها تکنیک هم که تمرین کنیم تا زمانی که نفهمیم برای چه باید یک جاهایی نه بگوییم،تمرین ها بی فایده اند.

گاهی کارهایی انجام می دهیم یا با افرادی ارتباط داریم فقط به این خاطر که فلانی دلخور نشود. از کودکی به ما یاد داده اند نباید دل کسی را بشکنیم وکسی را ناراحت کنیم ،پس این باور در ذهن ما تثبیت شده که همواره باید به ساز دیگری برقصیم تا او ناراحت و غمگین نشود. به ما یاد دادند همیشه ببخشیم و چیزی نگوییم.

پس زمانیکه از ما درخواستی می شود با وجود اینکه تمایلی نداریم و نمی خواهیم کاری را انجام دهیم ،خسته ایم و به هر دلیلی در دل ناراضی هستیم اما به خاطر همان باور اشتباه که در ما وجود دارد به طرف مقابل نه نمی گوییم. به یک مهمانی دعوت می شویم که به دلایلی دوست نداریم برویم اما بخاطر اینکه فلانی ناراحت نشود می رویم. تمام مدت در مهمانی احساس خوبی نداریم ،لبخند می زنیم اما از درون ناراضی هستیم.

این اتفاقات بارها وبارها در طی چندین سال در زندگی تکرار می شوند و هر بار چیزی از ما کم می شود. ما از درون احساس بی ارزشی می کنیم .ناتوانی در نه گفتن بتدریج طی سالها عزت نفس ما را کاهش می دهد ؛ احساس بی ارزشی همچون طنابی ضخیم دست و پای ما را می بندد وباعث کینه ورزی ،عدم خودباوری و خشم در ما می شود.

ما زمانی احساس آرامش و ارزشمندی می کنیم که به این سوال پاسخ دهیم : «چرا باید نه بگوییم؟»

«نه گفتن» دلیل تکبر نیست . خودخواهی نیست .ما به دیگران نشان می دهیم برخی رفتارها،درخواست ها و موقعیت ها ناراحتمان می کند. ما از دیگران می خواهیم به نظر وعقاید ما احترام بگذارند و به ما اجازه ابراز نیازها را بدهند.

در این مرحله چرایی «نه گفتن» برای ما آشکار می شود .ما نه می گوییم چون احساس ارزشمندی می کنیم، چون باید احساس ارزشمندی کنیم. دیگر مهم نیست که درباره ی ما چه فکری می کنند یا چه نظری می دهند. در واقع این ما هستیم که به آدمها اجازه می دهیم چطور با ما رفتار کنند. هر گاه که آموختیم باید به معیارهای خود احترام بگذاریم و برای خود حد ومرزی قائل شویم برای تقویت عزت نفس خود گامی موثر برداشته ایم.

مطالعه بیشتر :

عزت نفس و روابط عاطفی

قدرتمند کیست؟|رابطه ی قدرت و عزت نفس