حماقت بزرگی است...

حماقت بزرگی است که آدمی به منظور برنده شدن در بیرون، در درون ببازد

“پند هوراس به مِسِناس در کتاب مقدس”

نقل قول از کتاب “درباب حکمت زندگی” -شوپنهاور-

بیش از نیمی از کارها، تلاش و زحمت، تحمل انواع سختی و فشارهای روحی و مالی که به خود و نزدیکان مان وارد می کنیم بخاطر ارزش دادن به قضاوت ها و نظرات دیگران است.
انواع جراحی های زیبایی،خرید وسایل لوکس و گرانقیمت با کارایی پایین ،رفتن به دانشگاه در رشته ای که به آن کششی نداریم،انتخاب شغلی که بدون هیچ پیش زمینه و علاقه قبلی به آن مشغول می شویم،شغلی که فقط با پیشنهاد یک دوست انتخابش کرده ایم ،رفتن زیر خروارها قسط و بدهی فقط بخاطر اینکه یک مشت رسوم کهنه و نخ نما را به جای بیاوریم و خودی نشان دهیم و به قول معروف کم نیاوریم! همه ی اینها به اضافۀ صدها مثال دیگر از این دست ،تنها بخاطر این است که دیگران نگاهشان به ما نگاهی خاص باشد.

ما می خواهیم از نگاه بقیه برنده باشیم، و دیگر مهم نیست که چه بلایی برسر خود می آوریم. ما در ظاهر همۀ امتیازاتی که برای یک زندگی سعادتمند لازم است را داریم اما در درون آرامش نداریم.

در مطلبی که راجع به کمال طلبی نوشته بودم دوستی در جوابم گفته بود ما در کنار مردم زندگی می کنیم پس گرفتن تایید از دیگران مهم است. البته ایشان داشتن آرامش هم مهم و ضروری می دانند.

هر کسی می تواند نظر وعقیدۀ خاص خود را در این باره داشته باشد ؛اما من فکر می کنم اگر قرار باشد آدمها ما را براساس ظاهر زندگی مان قضاوت کنند و ارزش مابه تجملات و زرق و برق و داشتن مدارک تحصیلی باشد پس این وسط ارزش خودمان کجاست ؟ چرا من باید برای تایید گرفتن و مورد توجه واقع شدن آرامش خود را از دست بدهم ؟

شما چه فکر می کنید؟

****

کلمات پایانی پاراگراف بالا را که می نوشتم یاد موضوعی افتادم. 

گاهی ما علاوه بر اینکه بادیدن ظاهر افراد آنها را قضاوت می کنیم ،تفکر و اندیشیدن را تعطیل می کنیم و بر اساس نظرات و عقاید دیگران تصمیم می گیریم که با هر کسی چگونه رفتار کنیم. ما به خودمان زحمت فکر کردن نمی دهیم ، چون فکر کردن سخت است و هر کسی نمی تواند ساعتها و روزها راجع به مسئله ای فکر کند وبیندیشد ؛بنابراین ساده ترین راه را انتخاب می کنیم یعنی دنباله رو دیگران شدن!

کسی که دنباله رو دیگران می شود یک بازنده است. زیرا دنباله رو دیگران شدن یعنی ترسیدن !  ترسیدن از اینکه مبادا مستقل فکر کنم و تنها بمانم .وقتی ما توانایی این را نداریم که بطور مستقل درباره یک موضوع و یا شخصی تصمیم بگیریم  و بیندیشیم،به راحتی فکرمان را به افکار دیگران سنجاق می کنیم.

برخی افراد ترجیح میدهند در روابطشان سلیقه ای عمل کنند .من کسانی را می شناسم که چون یکنفر با سلیقه ی آنها جور در نمی آیدشروع به تخریب او می کنندو با موذی گری سعی می کنند روی ذهن دیگران تاثیر بگذارند و همه را مجبور کنند مانند او فکر کنند! این شخص به ظاهر توانسته افرادی را با خود هم سلیقه و همراه کند ،او در بیرون برنده است (البته به زعم خودش)؛ اما آثار و نتایج ذهن آشفته اش در تمام لحظات زندگی ،آرامش واقعی را از او سلب می کند.