من دریافته ام که راه طولانیست
من دریافته ام که راه طولانیست|bitakeyhani.com

من دریافته ام،در سخت ترین روزهای زندگی هم می توان معنایی یافت ؛معنایی که شیوۀ رفتار ما و زندگی مان را تغییر دهد.

من دریافته ام، فردِعصبانی و پرخاشگر نیاز بیشتری به دریافت عشق و محبت دارد.

من دریافته ام،اگر ده مرتبه به کسی مهربانی و محبت کنی و یکبار نامهربان شوی ،فرد مقابل فقط همان یکبار را می بیند و برروی ده بار گذشته پرده می کشد .

من دریافته ام،افراد خطاکار وقتی دستشان رو می شود در پی یافتن شریک جرم می گردند، که وقتی در باتلاق فرو می روند تنها نباشند.

من دریافته ام، وقتی از چیزی خبر نداری و فرد مقابلت ماجرایی را تعریف می کند که دانستن یا ندانستن آن هیچ ارتباطی به شما ندارد ، در واقع فرد قصد دارد موضوع مهم تری را از شما مخفی کند ،بنابراین ذهن شما را به سوی مسائل بی اهمیت فرعی می کشاند تا از مسائل پُر اهمیت اصلی غافل شوید.

من دریافته ام،در این دنیایی که ما زندگی می کنیم پول (از نظر بسیار ی افراد) وسیله ای است که برروی نقص های رفتاری آدمها سرپوش می گذارد.

من دریافته ام، اکثریت آدمها ما را براساس آنچه که می بینند قضاوت نمی کنند،بلکه براساس حرف هایی که دیگران راجع به ما می گویند ،قضاوت مان می کنند. مثال:(من فلانی را چندین سال است که می شانسم ،اما می گویند(!) که خودشیفته است). ما به قضاوت چند سالۀ خودمان تکیه نمی کنیم اما به یک حرف از زبان یک نفر دیگر بسنده می کنیم .(مخصوصا وقتی گوینده در جایگاه و طبقۀ اجتماعی بالا و مرفه باشد ،بیشتر قضاوتش را جدی می گیریم).

من دریافته ام،هرچه قدر سطح درک و آگاهی یک فرد بالاتر رود،آدمهای بیشتری را از دست می دهد و اطرافش خالی و خالی تر می شود ،اما این مسئله به هیچ وجه برایش ناخوشایند نیست.

من دریافته ام هر قدر درون فرد خالی تر باشد به آدمها ی مختلف،مشروبات الکی و سیگار وابسته تر می شود ،زمانی که تصمیم میگیریم ارتباطمان را با خویش و نقطه ی مرکزی درونمان قوی تر کنیم همۀچیزهایی که به آنها وابسته بودیم ، رنگ و معنی شان را از دست می دهند .

من دریافته ام، حسادت تنها این نیست که به ظاهر ،چهره و موقعیت یک فرد رشک بورزی، وقتی تلاش می کنی شخصیت یک فرد را در نظر دیگران تخریب کنی ،حسود هستی.

من دریافته ام،آدمهای مغرور وخودخواه وقتی خوار می شوند، ظاهرشان بسیار رقت انگیز می شود.

من دریافته ام،کسی که شما را تهدید می کند ، خودش از ترس عمیقی رنج می برد.

من دریافته ام،ترس،کاهش اعتماد بنفس،عصبی شدن و فرو خوردن حرف ها به دلیل عزت نفس پایین در افراد است.

من دریافته ام، کافیست به کاری که می کنی عشق بورزی، عشق به کار خلاقیت درونی فرد را بیدار می کند و باعث می شود از همۀ سرگرمی های سطحی وبی مایه دوری کنی.

 

مطالب بیشتر:  

رابطه ی پول و خوشحالی

یادداشت های پراکنده