نوشتن

۱٫ نوشتن تلاش برای عبور از دردهاست.

۲٫ بنویس! وقتی می‌نویسی پایت را جایی می‌گذاری که روزی از آن هراس داشته‌ای.

۳٫ نوشتن بهانه‌ای برای دوری از تکرار و دلمُردگی ست.

۴٫اگر روزی نوشتن در زندگی‌ات کمرنگ شدازخودت بپرس “اگر نمی‌خواهی بنویسی بقیه‌ی زندگی را چگونه دوام می‍آوری؟”

۵٫واژه‌ها سرمایه‌ی یک نویسنده هستند و هر چه دایره‌ی واژگان او بزرگتر می‌شوند. سرمایه‌ی او افزایش می‌یابد.

۶٫چاره‌ای نیست باید نوشت،آنقدر نوشت که جوهر به انتها برسد.

۷٫نوشتن شکل دیگر تاب‌آوری‌ست.

۸٫ روح و روانِ خسته با نوشتن جان می‌گیرد.

۹٫ مهم‌ترین درسی که ازنوشتن آموختم این بود:

《 خودت را بشناس و بپذیر!》

تنها ناجی تو خودت هستی.

۱۰٫ همچنان که در دنیای نوشتن غرق می‌شوی، میان تو و آدمها حفره‌ی عمیقی شکل می‌گیرد. تو از آنها دورتر می‌شوی اما این فاصله نگرانت نمی‌کند.

 

۱۱٫ من می‌نویسم تا نسخه‌ی قدیمی خود را به‌روزرسانی کنم.‌

 

موفقیت

۱٫ موفق‌های واقعی نمی‌توانند مسیر موفقیت را به تنهایی طی کنند؛ آنها مشتاقند تا دیگران را با خود همراه کنند.

۲٫ خطاب به خودم می‌گویم: هدف‌ها و دستاوردهای بزرگ نیازمند برداشتن قدم‌های کوچک و مداوم است. تو نمی‌توانی یک کیک بزرگ چند کیلویی را در دهانت بگذاری،باید آن را به قسمت‌های کوچکتری تقسیم کنی.

۳٫ موفقیت قله ندارد.

۴٫ موفقیت یعنی صبح با اشتیاق از خواب بیدارشوی، چون چندین کار برای انجام دادن داری.

 

۵٫ فقر ارتباطی یعنی، در زندگی تنها به برنده شدن و خوشحالی خودت فکر کنی و دیگران را نادیده بگیری.

عزت‌نفس و خودباوری

۱٫ اگر رابطه‌ات را باخودت قوی کنی،رابطه‌ات با دیگران نیز قوی می‌شود.

۲٫ داشتن صد مدرک رنگارنگ هم نمی‌تواند عزت نفس اندک ما را بهبود بخشد.

۳٫ نمی‌توان به زور ،با در خواست‌های غیر معقول و با مظلوم نمایی ترحم خرید، مظلوم نمایی به تدریج فرد را منفور می‌کند.

۴٫ من می‌پذیرم که گاهی اشتباه میکنم اما در تلاشم که اشتباهم را برطرف کنم.

۵٫ ایمان به توانایی‌های خود باید آنقدر در من قوی باشد که یک زلزله‌ی هشت ریشتری نتواند باورهایم را فرو بریزد.

۶٫ ما به اندازه‌ای که به دیگران ارزش و اهمیت می‌بخشیم، ارزشمند می‌شویم.

۷٫ نمی‌توان دیگران را مجبور کرد ما را دوست بدارند و به ما احترام بگذارند،اما می‌توان در جایی که ما را نادیده می‌گیرند و حرمت نمی‌گذارند،کناره گیری کنیم.

۸٫ ارزشها باید از من، ” منِ” بهتری بسازد. موثرتر، توانمندتر، همدل‌تر و صبورتر.

۹٫ به تجربه دریافته‌ام؛ هر قدر آدمها اطلاعات و دانش کمتری در زمینه‌ای داشته باشند اما مسئولیت‌ و اداره کردن جایی را برعهده‌شان بگذراند، با تحقیرکردن و ایرادگرفتن و منم‌منم کردن سعی می‌کنند بی‌سوادی‌شان را پوشش دهند.

 

خودآگاهی

۱٫ رنج‌ات را درک کن! رنج یک هشدار است.آمده است به تو بگوید چیزی باید در تو یا زندگی‌ات تغییر کند.

۲٫ من عادت دارم خودم را مقایسه کنم؛خودِامروزم را با خودِ دیروزم. خودِامسالم را با خودِپارسالم. نتیجه فوق العاده است. پس ادامه می‌دهم.

۳٫ آنها که ما را آزار می‌دهند، خود آزاردیدگانی هستند که نتوانستند از رنج به بیداری برسند.
اگر اطمینان داری که از جنس آنها نیستی، تو آگاه باش و از رنج بیداری برس.

۴٫ در بستر آگاهی یاد می‌گیری حتی بهترین و عالی‌ترین عادتها هم وقتی به دام تکرار می‌‌افتند، اثر اولیه و ارزشمند خود را از دست می‌دهند‌.

برای بهترین عادتها هم همیشه تغییر مسیر لازم‌است. حتا ماندنِ زیاد در خوشی و شادی هم روزمرگی و رکود به دنبال دارد.

۵.‌تا زمانیکه در رفتار و کلام آدمها غرق میشوی و آنها را واکاوی میکنی تا مچ بگیری به خودت نزدیک نمیشی. کسی را که باید واکاوی کنی خودت هستی.

 

۶. هرگاه از رنج نوشتی از خِردی که پس از درک رنج به آن رسیدی هم بنویس.

فرق یک انسان رشدیافته با انسان معمولی در همین است؛ پذیرفتن و درک رنج‌های زندگی!

زندگی و امید

۱٫ زندگی چیزهای زیادی به من داده است. نوشتن و یادگیری مداوم سرمایه‌های زندگی من هستند.

۲٫ زندگی به سادگی یک چای خوشرنگ قند پهلوست.

۳٫ زندگی گاهی، بی‌روح می‌شود. اگر به دنبال کسی هستی که به زندگی‌ات روح بِدَمد، در آینه نگاه کن.

۴٫ زندگی با ارزش‌ترین چیزی است که اکنون در اختیار داریم.

۵٫ اگر می‌خواهی در زندگی، روزمرِگی و رخوت را حس نکنی، هر روز برای خودت برنامه داشته باش.

۶٫ پشت ترس‌ها و تردیدها، عشق و امید در آرامشی ناب غنوده‌اند برای از میان برداشتن‌ ترس باید عشق راستین را در خود پرورش دهیم.

۷٫ زندگی نو اندیشه‌ی نو می‌خواهد نه ابزار و سایل نو !
هیچ چیز ملال‌آورتر از این نیست که ابزار و وسایل نو در خدمت اندیشه‌های کهنه باشند.

۸٫ زندگی یعنی عبور از یک چالش و رفتن به چالش دیگر. گاهی می‌ترسی و قلبت دارد از جا کنده می‌شود، اما یکجا نمی‌مانی، پیش می‌روی و از ترس‌ات عبور می‌کنی و اقدام می‌کنی. اینجاست که تو زندگی را به شکلی درست و واقعی تجربه می‌کنی.

۹٫ رابطه هیچگاه یکطرفه نبوده، نیست و نخواهد بود. پیامهایی حاکی از مهر و محبت که از دوستانم دریافت می‌کنم، سهم بزرگی در خلق معنای زندگی من دارند.

 

شادی

۱٫ راههای مختلفی برای شاد بودن وجود دارد،اما یکی از آنها که کاملا به آن ایمان دارم،کمک کردن وخدمت رساندن و همدلی با مردم است.

۲٫ من شادی را در انجام کارهای کوچک و مداوم می‌بینم، هر روز چند سطری بنویسی و هر روز چند صفحه‌ای بخوانی و هر روز چیز تازه‌ای یاد بگیری.

عشق

۱٫عشق‌های سطحی ونوپا با کلمات بیان می‌شوند،عشق‌های بزرگ در کلمات نمی‌گنجد.

۲٫ ترس که کوچک شود، عشق رشد می‌کند.

۳٫ آنجا که قدرت آشکار می‌شود،عشق می‌خُشکد.

۴٫سرنخ بدبینی و بی اعتمادی را که بگیری به خلاء عشق می‌رسی!

۵٫عشق جسور است.

۶٫ خاصیت عشق، سازندگی است.

رشد

۱٫اگر می‌خواهی رشد کنی ،به دیگران کمک کن با ترس‌های‌شان روبرو شوند و برآن غلبه کنند، دیدن موفقیت دیگران که تو سهمی در آن داشته‌ای به رشدت کمک می‌کند.

۲٫ وقتی به دنیای ناشناخته‌ها قدم می‌گذاری انواع حس‌ها را تجربه می‌کنی؛ترس،هیجان،اضطراب،غرور،اعتماد بنفس و… اما وقتی از آنجا بیرون آمدی دیگر نمی‌توانی به دنیای قبل از ناشناخته‌ها برگردی،تو تغییر کرده‌ای.

۳٫وقتی انتقاد می‌شنوی میتوانی دو عکس العمل نشان دهی. اول : تو هم از کارهای او انتقاد کنی. دوم: بگویی ،راجع به انتقاد فکر می‌کنم و بعد پاسخ میدهم .در اولی هیچ رشدی نیست. در دومی شروع به تحقیق و جستجو می‌کنی. می پرسی .یادمی‌گیری.فکر میکنی و درنهایت رشد میکنی.

۴٫ به خودت فرصت بده گاهی شکست را تجربه کنی، با تجربۀ شکست تو رشد می‌‌کنی.

۵٫ ما برای خود ارزشهایی داریم و زندگی‌مان را بر اساس آن ارزشها پیش می‌بریم.
اولویت‌های ما هر چه باشند باید ما را در جهت مثبت و درست  روبه جلو هدایت کنند. آرامش بیشتر، آگاهی و روابط موثرتری را برایمان رقم بزند. و این‌یعنی رشد…

۶. انکار واقعیت فقط رشدت را به تعویق می‌اندازد، واقعیت‌ها را باید پذیرفت هر چند که تلخ باشند.

۷. یک همنشین خردمند می‌تواند استعدادهای نهفته‌ی درون شما را آشکار کند و سبب رشد‌تان شود‌.

۸. وقتی به رشد کسی کمک می‌کنی، خودت هم رشد می‌کنی.

۹.وقتی خوب دقت می‌کنم متوجه میشم آگاهی و رشد در زمان‌هایی نصیبم شده که شکست و افتادن را تجربه کردم، زمانی که حسابی بهم ریختم، روزهایی که کم آوردم.دقیقا جاهایی که تَرَک برداشتم عمیق‌تر به زندگی نگاه کردم.

۱۰. وقتی صحبت از رشد‌شخصی می‌شود عده‌ی زیادی مشتاقند وارد این عرصه شوند. آیا می‌دانید رشد شخصی بسیار پرهزینه‌ است؟ آیا حاضرید برای داشتن شخصیتی غنی علاوه بر پول‌تان، عمرتان را نیز صرف این مسیر کنید؟

محتوا

۱٫یکی از دستاوردهای کار محتوا اینست که مدام نادانی‌ام را به رُخم می‌کشد.

۲٫ محتوا به من برقراری ارتباط موثر را آموخت. به من آموخت چگونه ارتباطات مرا به سوی رشد و آگاهی سوق می‌دهد.

۳٫یکی از راههای متمایز شدن، تولید محتوا به صورت منظم و مداوم است.

۴٫ محتوا بهانه است ما در حال بروزرسانی خودمان هستیم.

۵٫ محتوا یعنی ارتباط، یعنی ساختن یک شبکۀ حمایتی که منجر به دستاوردهای ارزشمند شود.

۶٫ محتوا یعنی یادگیری، اما عمیق‌تر.

 

کار و خلاقیت

۱. پُرکار بودن،  سستی و رخوت را ازجسم و روان پاک می‌کند.

۲.تعادل درهر کاری خوب است.اما برای رسیدن به هدف گاهی باید نامتعادل شوی.

۳.‌خلاقیت از دل کارکردن زیاد به دست می‌آید.

۴. چگونه خلاقیت به متفاوت شدن کمک می‌کند؟

باش، زمانی که دیگران نیستند.

توجه کن! زمانی‌که دیگران بی‌توجه رد می‌شوند.

بیدار باش! زمانی‌که دیگران در خوابند.

اقدام کن! زمانی‌که دیگران می‌گویند، نمی‌شود.

یاری کن! زمانی‌که دیگران حاضر نیستند گامی برای کمک بردارند.

بشنو! زمانی‌که دیگران بی‌وقفه حرف می‌زنند.

پول

۱. تعریف شما از پول چیست؟ پول را برای چه می‌خواهید؟ رفاه بیشتر؟ خوشحالی بیشتر!خوشبختی؟!

شاید پول بتواند تا یک جایی احساس خوبی به ما ببخشد، اما از یک نقطه به بعد پول قادر نیست ما را برای همیشه خوشحال و خوشبخت نگه دارد.

۲. اگر نتوانی خلاء‌درونی‌ات را با کار عمیق و خلاقیت پر کنی، میلیاردها پول هم نمی‌تواند این خلاء را برایت پُر کند.

۳. اگر پول تو باعث می‌شود در فضای اینستاگرام مدام نمایش دهی و به خاطر پولت میلیونها فالور جمع کنی، شاید از نظر خودت و خیلی‌ها این موفقیت باشد اما از خودت بپرس؛ اگر روزی پولت ته بکشد و نمایش‌دادن و پست و استوری تعطیل شود  چند نفر آنها به خاطر خودت ماندگار خواهند بود؟ تو چه تاثیر مثبت و ماندگاری بر آنها داشته‌ای؟ چه چیزی به آنها اضافه کرده‌ای؟

۴. پول عالیست، درصورتیکه در جهت رشد فردی و کسب‌و کار و خدمت به انسانهای دیگر به کار گرفته شود.