یادداشت های پراکنده

یک کلمه یک یادآوری

نوشتن : عشقی است که تبدیل به وظیفه شده است و وظیفه ایست که با عشق انجام می شود. کتاب: باید خواند، آن هم کاغذی اش را.لذت خواندن کتاب کاغذی قابل قیاس با کتاب الکترونیکی نیست. باران: آسمان عقده هایش […]

یادداشت های پراکنده

ایده ای برای نوشتن

 ایده وقتی هیچ ایده ای برای نوشتن ندارم به دفتر صفحات صبحگاهی ام مراجعه می کنم. این دفتر برای خودش بازار مکاره ای است ،اما با این حال هر ایده ای را برای نوشتن و انتشار نمی پسندم ، نکتۀ […]

یادداشت های پراکنده

یادداشت های پراکنده

یک وقتی در یک گفت و گو متوجه می شوم فرد مقابلم دروغ می گوید ، به رویش نمی آورم و سعی نمی کنم او را ضایع کنم . در آن لحظه با حرف او موافقت یا مخالفت نمی کنم […]