پرسش و پاسخ|مصاحبه با خودم

پرسش وپاسخ|مصاحبه با خودم
پرسش وپاسخ|مصاحبه باخودم bitakeyhani.com

امروز می خواهم سوالاتی که بارها از خودم پرسیده ام را در اینجا بنویسم و پاسخ دهم. چیزی شبیه مصاحبه؛ مصاحبه با خودم. 

بزرگترین درسی که نوشتن روزانه به توآموخت چه بود؟ وقتی نوشتن جزءعادتهای روزانه ات می شود دیگر روزهایت شبیه هم نیستند.البته زندگی ،گاهی آنطور که می خواهی خوب پیش نمی رود .اما وقتی چاره ای جز نوشتن نداری پس می نویسی. نوشتن صبور بودن را به من آموخت.

آیا پیش آمده که یک اشتباه تو را به سوی مسیری روشن هدایت کند؟ بله، بارها. و هر بار پس از هر اشتباه روزها با خودم خلوت کرده ام و همواره تلاش کرده ام درس مهمی از یک اشتباه بیرون بکشم .

بزرگترین ترس تو در زندگی چیست؟ سال گذشته که تصمیم گرفتم کتابی که مشغول نوشتنش بودم را چاپ کنم ،همان لحظه با ترس خودم روبرو شدم. شاید یکی از دلایلی که در چاپ کتابم تردید داشتم نگرانی از بازخوردها بود. تصورم این بود که من به اندازه کافی خوب نمی نویسم.حالا با اینکه مدت زیادی از انتشار کتابم نگذشته از چند نفری که آن را خوانده اند بازخوردهای خوب و مثبت گرفته ام .و همین برایم کافیست. اما این روزها بزرگترین ترسم روزهایی است که حس می کنم خلاقیتم کور شده. گاهی که ایده ها از نظرم پنهان می شوند .می ترسم .می ترسم از روزی که نتوانم بنویسم.

ایده ها و موضوعاتی که برای نوشتن انتخاب می کنی از کجا به ذهنت می رسند؟ من از تمام لحظات زندگی از هر کتاب از آدمهایی که با آنها در ارتباطم از فضای شبکه های اجتماعی ،از کوچه و خیابان و خیلی چیزهای دیگر موضوعات نوشتنم را پیدا می کنم.

چه چیزی یا چه کسی انگیزه را در تو از بین می برد؟ همیشه سعی می کنم از افراد و مشغولیات ذهنی که باعث می شوند انگیزه و امید در من از بین برود فاصله بگیرم، گاهی که به سایت های افراد موفق سر می زنم و کارها و تلاش شان را می بینم از خود می پرسم چقدر باید تلاش کنم تا به جایگاه این افراد برسم. غبطه می خورم. پسِ ذهنم همان تصورات اشتباه هنوز وجود دارند همان زمزمه های شاید نتوانی یا تو نمی توانی ؛اما در نهایت به خودم می گویم  با نشستن و دست روی دست گذاشتن کاری نمی توان کرد باید بجُنبی ،بعد سراغ کتابهایم می روم و یکی از آن انگیزشی ها را برمی دارم و می خوانم . 

نوشتن چه دستاوردی برایت داشته است؟ نگاهم را به زندگی و اطرافیانم تغییر داده است. حس می کنم احساس همدلی و صمیمت بیشتری در من به وجود آورده . اعتماد به نفسم بیشتر شده و نظرم نسبت به خودم و خیلی از مسائل تغییر کرده است.

و سوال آخر ،یک تعریف از موفقیت ؟ فکر می کنم در پست های قبلی یکبار موفقیت را تعریف کرده ام. موفقیت یعنی تو از دیروز خودت بهتر باشی.

مطالب بیشتر:  

تنبلی و ننوشتن حماقت است 

یک کلمه یک یاد آوری

Only registered users can comment.

  1. سعى كنيد اولين هدفتون چاپ كتاب دومتون باشه، هيچ موقع به كم قانع نباشيد، اين تازه اول راهه، و يه خواهش: اينكه لطفا براى ما بچه هاى شهرستان كه به كتابتون دسترسى نداريم چنتايي از نوشته هاتونو اينجا تو سايت بذارين، خيلي ممنون

    1. سلام شهلای عزیز.حتما در سایت داستان های کوتاه رو میذارم.البته داستانهای کتاب فرق داره با اینهایی که در سایت میذارم.اگر مایل باشید میتونم کتاب رو براتون شهرستان بفرستم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *