آیا اندیشیدن دشواراست؟

آیا اندیشیدن دشوار است؟

احتمالا برایتان پیش آمده در موقعیتی قرار گرفته اید که باید در یک لحظه تصمیم بگیرید و پاسخگوی شرایط باشید. 

مثال :

تلفن تان زنگ میخورد و از طرف مدرسۀ فرزندتان شخصی آنطرف خط می گوید مهلت زمان پرداخت قسط دوم شهریۀمدرسه چهار روز پیش بوده و پولی در حسابتان نیست. ،دو بار پیامک داده اند و شما توجه نکرده اید و این تماس ، آخرین فرصت است. شما امروز نمی توانید پولی به حساب مدرسه واریز کنید بنا براین می گویید سفر کاری پیش آمد و فراموش کرده اید و…  سعی ندارید خود را بی پول نشان دهید هرچه باشد در شأن و شخصیت خودتان و فرزندتان نمی بینید که در شیپور بی پولی بدمید. اما حداکثر تا فردا مهلت میگیرید. شما از چهار ماه قبل که قسط اول را پرداخته بودید تاریخ و زمان قسط دوم را می دانستید   به اندازه کافی فرصت داشتید اما برنامه ریزی نکرده بودید و حالا یک روزه می خواهید هر جور شده پول را جور کنید ،مبلغ مورد نظر را ندارید و مجبور به قرض گرفتن از دوستتان می شوید .به محض پرداخت شهریه ، مدرسه دوباره با پیامک یاد آوری میکند قسط آخر هم حدود دوماه دیگر است، لطفا فراموش نکنید ! در اینجایک بدهی و قسط آخر مدرسه هم در پیش دارید.
تصور کنید اگر دراین مدرسه دهها یا صدها نفر شبیه شما باشند ،در اینصورت یکنفر باید از صبح تا عصر پای تلفن بنشیند و به شماها یاد آوری کند که هرچه زودتر حسابتان را بپردازید. احتمالا در پایان روز از سر و کله زدن بابی نظم ها  حسابی کلافه است! شایدشما در محیط زندگی تان و ظاهر و نظم شخصی تان بی نقص باشید اما یک سری قوانین و چهارچوب در نظام فکری شما نیاز به بهبود دارد ! همانطور که شما پرداخت شهریه را به عقب می اندازید مدرسه هم یک سری از تعهدات خود در مقابل معلمان را به تعویق می اندازد. معلم نیز اجاره خانه اش را دیر پرداخت می کند و  انواع مشکلات و شاید بی انگیزگی و مشکلات شخصی همان معلم بر روی تدریس در کلاس گریبان فرزند خود شما را میگیرد! ما به ظاهر از زیر گرفتاریها و مشکلات در می رویم و موقتا” خود را رها می کنیم اما شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیتها و به زعم خودمان زیرکی دودش در چشم خودمان میرود. کاش می دانستیم وقتی در شرایط خاصی قرار میگیریم اولین فکری که به ذهنمان میرسد همیشه صحیح نخواهد بود. ما از نظر خودمان زیرک هستیم در صورتیکه که برخی تصمیم گیریها و رفتارها یمان حماقت محض است. و حالا فرد قصه ما  از اینکه  مهلت گرفته خود را پیروز گفتگو میداند! اما اگر همه چیز منظم و سر زمان مشخص پرداخت میشد و منجر به آن بدهی به دوستش نمیشد بهتر نبود ؟! بهر حال او بدهی و شهریه مدرسه راپرداخت خواهد کرد، اما نتایج این سبک رفتار و بی فکری در همۀ جوانب زندگی همراه او بوده و خواهد بود. و همواره او را دچار دردسرهای مختلفی کرده که خودش از ریشۀ این مشکل بی خبر است.

مثال بالا ساده بود و شاید برای خیلی ها پیش بیاید ولی وقتی افکارمان نظام نداشته باشد به موارد پیچیده تری در زندگی برخورد خواهیم کرد.برخی شرایط هستند که اگر در تصمیم گیری آنها درست تفکر نکنیم نتایج جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت. در آن شرایط نمیتوان دو روز مهلت گرفت بلکه باید ریشه ای تر فکر کرد .

 مثال دیگر:

 من یک سری وسایل اضافه دارم که برای نگهداشتن آنها در خانه جا ندارم. هیچ جایی برای قرار دادن آنها نیست بنابراین تصمیم میگیرم در آخرین طبقه ساختمان درپاگرد پله ها یک گوشه آنها را جا دهم. و تصورم اینست که در آن پاگرد تردد و رفت و آمدی نیست بنابراین مشکل ایجاد نمیشود و کسی اعتراضی نمی کند. پس از قرار دادن آنها خیال من راحت میشود و حسابی فضای مورد نیازم در خانه را به دست آورده ام. به ظاهر مشکلم را حل کرده ام اما یک کار اضافه به کارِ  نظافت چی ساختمان اضافه کرده ام. چون نظافت چی حالا موقع تمیز کردن باید حواسش باشد به وسایل من آسیب نرساند. آنها را جابجا کند و زیر وسایل را تمیز کند و دوباره منظم بر سر جایشان قراردهد! من همواره نگاهی سطحی به مسائل داشته ام و فقط به آسایش خودم فکر کرده ام . و با این طرز فکر اگر اعتراضی هم از سوی نظافتچی بشنوم طلبکار هم می شوم و می گویم پول میگیری که نظافت کنی! اما به این فکر نمیکنم که این ساختمان ارث پدر من نیست و چندین نفر دیگر هم اینجا زندگی می کنند و نظافت چی هزینه ی اضافه ای بابت جابجا کردن وسایل من نمیگرد ! و احتمالا می شنوم که او می گوید دفعات پیش مثلا کارش دو ساعت طول میکشید و این بار نیم ساعت اضافه تر برای جابجایی وسایل من زمان گذاشته است. و من این حرفش را نشنیده میگیرم و توجه نمیکنم! چون من اصلا نمی اندیشم! دفعات بعد نظافت چی آن قسمت را نظافت نمی کند و پس از چند ماه وسایل من زیر آواری از خاک و جانوران موذی کم کم به وسایل اسقاط تبدیل می شوند.

و در آخر:

در زندگی موارد و مسائلی پیش می آید که در یک طرف رابطه کاری ،  دوستی ، رابطه خانوادگی که برایمان مهم هستند قرار دارند و در طرف مقابل برنده شدن ، نمایش قدرت و ارضا ی “منم ” مان قرار دارد و ما باید یکی را انتخاب کنیم. آیا به آثار و نتایج حرف هایمان و اثرات آن بر روی افراد و روابطمان فکر می کنیم ؟آیا می خواهیم فقط حرفمان را به کرسی نشانده باشیم و بگوییم من بیشتر از بقیه می فهمم ! آیا فقط همان لحظه را می بینیم یا به مسائل ریشه ای تر می اندیشیم؟!

 

مطالب بیشتر :  

چرا باید آن تایم باشیم

وقتی از تمایز حرف می زنم

Only registered users can comment.

  1. خیلی جالب بود و لذت بردم
    من می خواستم بهتون پیام بدم متاسفانه بخشیو داخل سایتتون پیدا نکردم که راه ارتباطی قرار داده باشید
    خوشحال میشم بهم ایمیل بزنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *